English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
dyspnea ناراحتی درتنفس
Other Matches
uneasiness ناراحتی
hazarding ناراحتی
inquietude ناراحتی
incommodiousness ناراحتی
disquietude ناراحتی
discommodity ناراحتی
turmoil ناراحتی
hazards ناراحتی
hazard ناراحتی
hazarded ناراحتی
queasiness ناراحتی
inconveniencing ناراحتی
inconveniences ناراحتی
inconvenienced ناراحتی
inconvenience ناراحتی
unease ناراحتی
thorns موجب ناراحتی
worriment ناراحتی غم زدگی
irritations خشم ناراحتی
flea bite اندک ناراحتی
incommodity زیان ناراحتی
heavy heart <idiom> احساس ناراحتی
kiaugh اضطراب ناراحتی
worrisome مسبب ناراحتی
malease ناراحتی بیقراری
irritation خشم ناراحتی
malaise ناراحتی بیقراری
disturbance ناراحتی مزاحمت
disturbances ناراحتی مزاحمت
discomfort ناراحتی رنج
discomforts ناراحتی رنج
discomfiture ناراحتی رنج
thorn موجب ناراحتی
ailment درد ناراحتی
ailments درد ناراحتی
get (someone) down <idiom> باعث ناراحتی شدن
discomfort relief ratio بهر راحتی- ناراحتی
stomach upset ناراحتی معده [پزشکی]
tummy upset [coll.] ناراحتی معده [پزشکی]
upset stomach ناراحتی معده [پزشکی]
indigestion ناراحتی معده [پزشکی]
dyspepsy ناراحتی معده [پزشکی]
squirm ناراحتی نشان دادن
squirmed ناراحتی نشان دادن
squirms ناراحتی نشان دادن
squirming ناراحتی نشان دادن
foofaraw ریزه کاری پر زرق وبرق ناراحتی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
What's up with him? این چه ناراحتی دارد؟ [اصطلاح روزمره]
psychoneurotic مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
conscience-stricken دچار ناراحتی وجدان یا احساس گناه
nuisance tax مالیات پرسر و صدا که با ناراحتی زیادوصول شود
air one's dirty laundry (linen) in public <idiom> مسئلهای که فاش شدنش باعث ناراحتی شود
Her teacher's presence caused her considerable discomfort. بودن دبیر او [زن] احساس ناراحتی زیادی برای او [زن] ایجاد کرد.
contrasting فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrast فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasts فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasted فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
neuritis التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com