English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
elaborateness نازک کاری استادی در کار
Other Matches
joinery نازک کاری
d. touch نازک کاری
finishing نازک کاری
masterstrokes نازک کاری هنری
masterstroke نازک کاری هنری
hair stroke نازک کاری درخوشنویسی
elaborately ازروی صنعت و نازک کاری
masterless بی استادی
professorships استادی
professorship استادی
masterful با استادی
professoriate استادی
skill استادی
expertness استادی
workmanship استادی
handiness استادی
masterkiness استادی
twist of the wrist استادی
artifices استادی
artifice استادی
master stroke استادی
adeptness استادی
masterstrokes استادی
masterstroke استادی
wonderwork استادی
professorate مربوط به استادی
professorship مقام استادی
professorial وابسته به استادی
skilled مستلزم استادی
professoriat مقام استادی
professorships مقام استادی
art استعداد استادی
arts استعداد استادی
mastership مقام استادی
stadimeter استادی متر
unskilled labour کارهایی که استادی
chairs کرسی استادی در دانشگاه
tour de force نمایش استادی و زبردستی
manipulated با استادی درست کردن
high wrought با استادی ساخته شده
chaired کرسی استادی در دانشگاه
chair کرسی استادی در دانشگاه
wonder work معجزه استادی عجیب
manipulate با استادی درست کردن
chairing کرسی استادی در دانشگاه
candidate master نامزد استادی شطرنج
skill استادی زبر دستی
manipulates با استادی درست کردن
snow job <idiom> لاف استادی زدن
manipulation دست زنی تدبیر استادی
They all acknowledge him master . همه او را به استادی قبول دارند
academic costume لباس رسمی استادی دانشگاه
academicals لباس رسمی استادی دانشگاه
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
tender نازک
finest نازک
tendered نازک
slimming نازک
slims نازک
frail نازک
egg shell نازک
fined نازک
ethereal نازک
fragile نازک
fine نازک
attenute نازک
slimmest نازک
tenderest نازک
tendering نازک
touchiest دل نازک
touchy دل نازک
tenderhearted <adj.> دل نازک
feather edged لب نازک
soft hearted نازک دل
soft-hearted نازک دل
frailer نازک
touchier دل نازک
gossamer نازک
frailest نازک
eggshell نازک
eggshells نازک
perone نازک نی
young ice یخ نازک
papyraceous نازک
slimmed نازک
slim نازک
tenuous نازک
softhearted نازک دل
tender hearted نازک دل
tender hearted دل نازک
svelt نازک
tenderhearted دل نازک
thinners نازک
thins نازک
thin نازک
thinned نازک
thinnest نازک
tinnily نازک
thin film لایه نازک
delicate نازک بین
pellicle پوسته نازک
racking طناب نازک
thinner نازک کننده
thinned نازک کردن
thinned نازک شدن
thinnest نازک شدن
tanyphonia نازک صدایی
cord طناب نازک
cords طناب نازک
thinnest نازک کردن
thinly به طور نازک
thinners نازک کردن
thinners نازک شدن
d. constitution وجود نازک
thin نازک شدن
spared نحیف نازک
slats تخته نازک
slat تخته نازک
cardboard مقوای نازک
rice paper کاغذ نازک
film پرده نازک
small stuff طناب نازک
filmed پرده نازک
spare نحیف نازک
finespun نازک رشته
squeamishness نازک طبعی
thin film غشای نازک
thin نازک کردن
mull ململ نازک
card board مقوای نازک
tenderization نازک سازی
tenderhefted دل نازک دل رحیم
radicle فرعی نازک
scale board تخته نازک
verglas قشر نازک یخ
thins نازک کردن
folia طبقات نازک
soft مهربان نازک
feather edge لبه نازک
softer مهربان نازک
softest مهربان نازک
featheredge لبه نازک
thready نازک چسبناک
fine draw نازک کردن
folium طبقه نازک
gold leaf زرورق نازک
thins نازک شدن
patsy نازک نارنجی
hairline rule خط بسیار نازک
fine spun نازک ریسته
attenuate نازک کردن
shim بوش نازک
attenuated نازک کردن
extenuate نازک کردن
attenuates نازک کردن
picksome نازک نارنجی
lambkino بچه نازک
attenuating نازک کردن
thin skinned نازک نارنجی
pellicle غشاء نازک
thin skinned پوست نازک
gold leaf ورقه طلای نازک
fleshings جامه نازک تن نما
laminal دارای ورقههای نازک
foreign letter paper کاغذ چاپاری نازک
flat colour رنگ نازک مستوی
toile پارچه کتان نازک
feathured-edged لبه نازک شده
marline طناب علفی نازک
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
magnetic thin film غشاء نازک مغناطیسی
scruff پرده نازک غشاء
peeling پارچه لباسی نازک
attenuating ضعیف شدن نازک
attenuated ضعیف شدن نازک
field point سر تیر بسیار نازک
splint bone استخوان ساق نازک نی
attenuates ضعیف شدن نازک
attenuate ضعیف شدن نازک
thin skinned دارای پوست نازک
tin foil ورق نازک قلع
shear thinning نازک شدن برش
onion skin یکجور کاغذ نازک
thin film circuit مدار غشایی نازک
veneer لایه نازک چوب
deposition سطح با یک لایه نازک
depositions سطح با یک لایه نازک
niminy piminy نازک نارنجی و ژستی
onionskin کاغذ نازک زرورق
seams رگه نازک معدن
strip ماده طولانی نازک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com