English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
chamberlain نافر مالی
chamberlains نافر مالی
Other Matches
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
fiscal drag اثر کند کنندگی مالی هنگامیکه سیاست مالی نتواندرشد اقتصادی را حفظ نماید .
financial statement صورت مالی گزارش مالی
quando acciderint وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
cere موم مالی کردن یا روغن مالی کردن
overseers نافر
warden نافر
viewers نافر
viewer نافر
overseer نافر
beholders نافر
bailiff نافر
bailiffs نافر
surveillant نافر
steward نافر
stewards نافر
onlooker نافر
onlookers نافر
manciple نافر
beholder نافر
looker on نافر
intendant نافر
supervisors نافر
lookers-on نافر
butler نافر
butlers نافر
supervisor نافر
looker-on نافر
controllers نافر
by stander نافر
trailers نافر
controller نافر
wardens نافر
observer نافر
observers نافر
trailer نافر
superintendents نافر مباشر
superintendent نافر مباشر
steward مباشر نافر
supervisor call فراخوانی نافر
stewards مباشر نافر
supervisor engineer مهندس نافر
supervisor request درخواست نافر
bystander بیننده نافر
bystanders بیننده نافر
supervisory program برنامه نافر
overseers نافر سرپرست
overseer نافر سرپرست
supervisory routine روال نافر
probation officer مامور نافر
test protectors نافر ازمایشات
warden نافر نگهبان
warden نافر بازرس
wardens نافر نگهبان
wardens نافر بازرس
official receiver عضو نافر
spectator بیننده نافر
pollster نافر انتخابات
pollsters نافر انتخابات
elevated pole قطب نافر
probation officers مامور نافر
progress chaser نافر پیشرفت
majordomo نافر خوانسالار
nonproductive نافر اور
proctor نافر نایب
proctor نافر امتحان
supervisory system سیستم نافر
forward air controller نافر مقدم هوایی
sidewalk superintendent نافر عملیات ساختمانی
tutor نافر درس دانشجویان
jury مقامات رسمی نافر
juries مقامات رسمی نافر
tutored نافر درس دانشجویان
tutors نافر درس دانشجویان
aircontroller نافر مقدم هوایی
controller نافر کنترل کننده
stewardesses نافر خرج مونث
zenith نقطه قائم بر نافر
tutorials نافر درس دانشجویان
svc فراخوانی نافر یا سرپرست
tutorial نافر درس دانشجویان
major domo نافر خوان سالار
zenith distance فاصله ارتفاع نافر
major-domo نافر خوان سالار
major-domos نافر خوان سالار
chamberlain نافر پرده دار
stewardess نافر خرج مونث
chamberlains نافر پرده دار
word processing supervisor نافر پردازش کلمه
controllers نافر کنترل کننده
nadir پای عمود نافر خط ندیر
parallax اختلاف رویت با در نظر گرفتن محل دید نافر
visitors بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
visitor بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
chief army censor افسر نافر فرماندهی عملیات مشترک نیروی زمینی
circle of position دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
technical observer بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
financial مالی
fiscal مالی
pecuniary مالی
monetary مالی
accounting classification کد مالی
finances مالی
finance مالی
financed مالی
financing مالی
financial circles محافل مالی
financial centers مراکز مالی
financial crisis بحران مالی
financial data اطلاعات مالی
financial e. متخصص مالی
financial expenses هزینههای مالی
financial feasibility امکان مالی
financial intermediary واسطه مالی
financial inventory ذخایر مالی
financial management مدیریت مالی
capital commitment تعهدات مالی
financial capital سرمایه مالی
financial budget بودجه مالی
financial bill لایحه مالی
finance house موسسه مالی
felting نمد مالی
committee of ways and means کمیسیون مالی
finance markets بازارهای مالی
finance officer افسر مالی
financial ability تمکن مالی
financial adviser مشاور مالی
financial affairs امور مالی
financial assets دارائیهای مالی
financial assets موجودی مالی
subsidization کمک مالی
taction دست مالی
in low water در تنگی مالی
illinition روغن مالی
fiscally ازلحاظ مالی
fiscal policy سیاست مالی
unction روغن مالی
Mali کشور مالی
subvention کمک مالی
inunction روغن مالی
judgment debt محکوم به مالی
sparge گل مالی کردن
snow job ماست مالی
self support استقلال مالی
rough usage دست مالی
sustentation استعانت مالی
sustention استعانت مالی
pecuniary penalty مجازات مالی
non pecuniary غیر مالی
spiel شیره مالی
fiscal control کنترل مالی
financial market بازار مالی
financial status وضع مالی
mart بازار مالی
financial secretary مشاور مالی
financial relations روابط مالی
financial position وضعیت مالی
financial policy سیاست مالی
financial plan برنامه مالی
fiscal control نظارت مالی
financial period دوره مالی
financially از نظر مالی
fiscal years سال مالی
fiscal years دوره مالی
embrocations روغن مالی
fiscal year دوره مالی
financier متخصص مالی
financiers متخصص مالی
fiscal سال مالی
financial year سال مالی
financial years سال مالی
fiscal year سال مالی
funded اعتبار مالی
fund اعتبار مالی
crediting اعتبار مالی
roughcast گل مالی شده
credit اعتبار مالی
padding لگد مالی
waxing موم مالی
slobbery لجن مالی
anointment پماد مالی
credits اعتبار مالی
embrocation روغن مالی
subsidy کمک مالی
subsidies کمکهای مالی
credited اعتبار مالی
finances قسمت مالی یا دارایی
salvage مالی را از خطرنجات دادن
tallow پیه مالی کردن
to come into a property مالی را صاحب شدن
financing قسمت مالی یا دارایی
felt نمد مالی کردن
salvaging مالی را از خطرنجات دادن
salvages مالی را از خطرنجات دادن
functional finance سیاست مالی اصولی
salvaged مالی را از خطرنجات دادن
tools of fiscal policy ابزار سیاست مالی
inuct روغن مالی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com