English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English Persian
speed controls نافم سرعت
speed regulator نافم سرعت
Other Matches
pace-setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
moderator نافم
regulator نافم
moderators نافم
regulators نافم
manciple نافم
controllers نافم
controller نافم
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
drum controller نافم استوانهای
switched نافم حرکت
regulators سوپاپ نافم
replenisher نافم روغن
regulating resistance مقاومت نافم
switch نافم حرکت
hold control نافم همزمانی
current regulator نافم شدت
switches نافم حرکت
whipper نافم پارلمانی
regulator سوپاپ نافم
voltage regulator نافم ولتاژ
spark control نافم جرقه
provosts نافم دانشکده
provost نافم دانشکده
potential regulator نافم ولتاژ
field regulator نافم میدان
tirrill regulator نافم ارتعاشی
linearity control نافم خطی
load regulator نافم بار
manual controller نافم دستی
phase modifier نافم فاز
carbon pile regulator نافم کربنی
pace setter نافم اهنگ حرکت
thermostat نافم درجه حرارت
thermostats نافم درجه حرارت
induction voltage regulator نافم ولتاژ با القا
induction voltage regulator نافم ولتاژ القائی
automatic gain control نافم خودکار فزونسازی
throttling shaft میله نافم روغن
induction regulator نافم ولتاژ القائی
automatic volume control نافم خودکار صدا
throttling rod پیستون نافم روغن
pace-setter نافم اهنگ حرکت
replenisher استوانه نافم روغن
pace-setters نافم اهنگ حرکت
automatic phase control نافم خودکار فاز
contact voltage regulator نافم ولتاژ با کنتاکت
peaking control نافم اوج دهندگی
frequency controller رگولاتور یا نافم فرکانس
control vehicle تانک نافم حرکت
automatic frequency control نافم خودکار بسامد
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
schoolmasters نافم مدرسه مکتب دار
delayed a.v.c. نافم خودکار صدا با تاخیر
schoolmaster نافم مدرسه مکتب دار
throttling shaft میله نافم عبور روغن
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
synchronous sight دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
gas governor نافم گاز گاورنر گاز
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
accelerates بر سرعت
speed سرعت
line speed سرعت خط
low velocity با سرعت کم
fleety به سرعت
liner velocity سرعت
speediness سرعت
low velocity کم سرعت
accelerate بر سرعت
accelerated بر سرعت
promptitude سرعت
haste سرعت
souic do سرعت
speeds سرعت
accelerating بر سرعت
speeding سرعت
seepage velocity سرعت زه اب
tilts سرعت
tilted سرعت
velocity سرعت
tilt سرعت
velocities سرعت
swiftly به سرعت
rate سرعت
rates سرعت
attack speed سرعت تک
fastness سرعت
fastnesses سرعت
celerity سرعت
speedy سرعت
swiftness سرعت
directly به سرعت
acceleration سرعت
pace سرعت
paced سرعت
rapidity سرعت
paces سرعت
terminal velocity سرعت حد
expeditiousness سرعت
initial velocity سرعت اغازی
basic speed سرعت اولیه
change of speed تغییر سرعت
constant speed سرعت ثابت
base speed سرعت منتجه
conduction velocity سرعت رسانش
base speed سرعت مبنا
conduction velocity سرعت هدایت
average speed سرعت متوسط
speed variation تغییر سرعت
circular velocity سرعت دایرهای
limiting speed سرعت محدود
clock speed سرعت ساعت
collision rate سرعت برخورد
burst rate سرعت پشت سر هم
learning rate سرعت یادگیری
liner velocity بردار سرعت
rate of learning سرعت یادگیری
input speed سرعت اولیه
bit rate سرعت ذرهای
bit rate سرعت بیتی
linear speed سرعت خطی
light velocity سرعت نور
jump speed سرعت پرش
celerity سرعت موج
celerity سرعت فاز
low speed aerodynamics ایرودینامیک سرعت کم
instantaneous velocity سرعت لحظهای
local velocity سرعت موضعی
initial speed سرعت اولیه
instantaneous velocity سرعت انی
critical speed سرعت بحرانی
friction velocity سرعت اصطکاکی
engin speed سرعت موتور
full speed سرعت کامل
ultimate speed سرعت نهایی
endurance time سرعت مداوم
full speed حداکثر سرعت
electron velocity سرعت الکترونها
drift velocity سرعت سوق
escape velocity سرعت فرار
escape velocity سرعت گریز
flank speed حداکثر سرعت
final velocity سرعت نهایی
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com