Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (6 milliseconds)
English
Persian
epistoler
نامه نویس
letter writer
نامه نویس
Search result with all words
addersser or or
نامه نویس عریضه نویس
d. will
پیش نویس یا وصیت نامه
Other Matches
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
versions
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
chirographer
خط نویس
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
playwrights
نمایشنامه نویس
playwrights
پیس نویس
mythographer
اسطوره نویس
playwright
نمایشنامه نویس
biographer
تذکره نویس
playwright
پیس نویس
proser
نثر نویس
scriptwriters
نمایشنامه نویس
biographers
تذکره نویس
proverbialist
مثل نویس
lapicide
سنگ نویس
dramatist
نمایشنامه نویس
scrabbler
مسوده نویس
letter writer
کاغذ نویس
magazin
مجله نویس
magazinist
مجله نویس
polygraph
بسیار نویس
captions
زیر نویس
caption
زیر نویس
magazinist
مقاله نویس
magniloquent
قلنبه نویس
polygraphs
بسیار نویس
scriptwriter
نمایشنامه نویس
dramatists
نمایشنامه نویس
prosateur
نثر نویس
satirists
هجو نویس
satirist
هجو نویس
paragrapher
عبارت نویس
paper stainer
کتاب نویس
orthographer
درست نویس
natural historian
تاریخ نویس
lexicographer
لغت نویس
draughtsmen
طرح نویس
draughtsman
طرح نویس
draftsmen
طرح نویس
novelist
رمان نویس
novelists
رمان نویس
prosaist
نثر نویس
typist
ماشین نویس
essayists
مقاله نویس
essayist
مقاله نویس
columnists
مقاله نویس
proforma
پیش نویس
columnist
مقاله نویس
typists
ماشین نویس
phonographer
صدا نویس
romancer
رمان نویس
lexicographers
لغت نویس
inker
مرکب نویس
programmer
برنامه نویس
annotator
تفسیر نویس
aphorist
موجز نویس
aphorist
پند نویس
grandiloquent
قلنبه نویس
calligrapher
خوش نویس
affiant
گواهی نویس
historians
تاریخ نویس
historian
تاریخ نویس
calligraphist
خوش نویس
chronicler
وقایع نویس
conveyancer
قباله نویس
annotator
حاشیه نویس
annalist
تاریخچه نویس
anecdotist
حکایت نویس
programmers
برنامه نویس
editorialist
سرمقاله نویس
acceptor
قبولی نویس
allegorist
تمثیل نویس
copyreader
سرمقاله نویس
cryptographer
رمز نویس
deponent
گواهی نویس
fabulist
افسانه نویس
fictionist
افسانه نویس
fictionist
داستان نویس
foul copy
چرک نویس
gazetteer
مجله نویس
gazetteer
روزنامه نویس
geneologist
شجره نویس
gnomical
کوتاه لب نویس
head liner
سرصفحه نویس
idyllist
قصیده نویس
odist
قصیده نویس
fabler
افسانه نویس
epistler
رساله نویس
endorser
پشت نویس
pamphleteers
رساله نویس
pamphleteer
رساله نویس
dialogist
مکالمه نویس
dramaturge
درام نویس
elegiast
مرثیه نویس
elegiast
قصیده نویس
elegist
مرثیه نویس
emblematist
مثل نویس
endorseer
فهر نویس
endorser
فهر نویس
minute
پیش نویس
draft
پیش نویس
ballpoints
روان نویس ها
ballpoint pens
روان نویس ها
the psalmist
زبور نویس
tabulator
جدول نویس
tabulating machine
جدول نویس
drafts
چرک نویس
ball pens
روان نویس ها
drafts
پیش نویس
write once read many
یکبار نویس
draft
چرک نویس
typewritter
ماشین نویس
drafted
پیش نویس
drafted
چرک نویس
tractarian
مقاله نویس
ballpens
روان نویس ها
stenograph
تند نویس
songwriter
سرود نویس
bookmaker
کتاب نویس
bookmakers
کتاب نویس
sign writer
لوحه نویس
songwriter
ترانه نویس
evangelist
انجیل نویس
evangelists
انجیل نویس
scholiast
حاشیه نویس
rewriter
دوباره نویس
sign writer
تابلو نویس
rough or foul copy
چرک نویس
story teller
افسانه نویس
draft plan
پیش نویس برنامه
abstracter
خلاصه نویس دزد
write black engine
موتور سیاه نویس
write white engine
موتور سفید نویس
draft of a treaty
پیش نویس معاهده
accepting bank
بانک قبولی نویس
endorse
پشت نویس کردن
applications programmer
برنامه نویس کاربردی
application programmer
برنامه نویس کاربردی
sketch
پیش نویس ازمایشی
sketched
پیش نویس ازمایشی
protocols
پیش نویس معاهده
protocols
پیش نویس سند
protocol
پیش نویس سند
endorsed
پشت نویس کردن
endorses
پشت نویس کردن
endorsing
پشت نویس کردن
holograph
سند دست نویس
holographs
سند دست نویس
computer programmer
برنامه نویس کامپیوتر
coder
برنامه نویس رمزگذار
sketches
پیش نویس ازمایشی
to make a minute of
پیش نویس کردن
relative coding
برنامه نویس نسبی
systems programer
برنامه نویس سیستم
systems programmer
برنامه نویس سیستم
pressman
مخبرروزنامه مقاله نویس
pressmen
مخبرروزنامه مقاله نویس
drafts
پیش نویس کردن
drafts
پیش نویس طرح
drafts
پیش نویس قرارداد
drafts
پیش نویس چرکنویس
mythologist or ger
اساطیر نویس اساطیردان
biographer
شرح حال نویس
biographers
شرح حال نویس
drafted
پیش نویس کردن
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
systems progarmmer
برنامه نویس سیستم ها
system programmer
برنامه نویس سیستم
roughs
طرح پیش نویس
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
serialist
داستان نویس سریال
proforma
پیام پیش نویس
penny a line
ارزان نویس بی مایه
parts programmer
برنامه نویس اجزاء
verbose
دراز نویس درازگو
mythopoet
شاعر افسانه نویس
story teller
افسانه گو حکایت نویس
subscriber of shares
پذیره نویس سهام
subscript
زیر نویس امضاء
fountain pen
قلم خود نویس
fountain pens
قلم خود نویس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com