English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English Persian
named here under نام برده درزیر
Other Matches
As mentioned below. مذکور درزیر [آنچه درزیر آمده است]
under- درزیر
below درزیر
under درزیر
thereinafter [archaic or formal] <adv.> درزیر
below <adv.> درزیر
hereafter <adv.> درزیر
hereinafter [formal] <adv.> درزیر
under- مخفی درزیر
under مخفی درزیر
sublingual واقع درزیر زبان
subocular واقع درزیر چشم
under the t. of درزیر نفوذ درتحت تسلط
flattest درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
submersible قابل فرورفتن یا فرو بردن درزیر اب
flat درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
We went swimming in the moonlight (by moonlight ) . درزیر نور ماه ( مهتاب ) شنا کردیم
snorkel لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
schnorkel لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
snorkels لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
crossbones تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
serfs برده
wrapt برده
villain برده
villains برده
bondsman برده
bondservant برده
slaves برده
bondman برده
slaving برده
male salve برده
serf برده
slaved برده
slave برده
slaver تاجر برده
mameluke برده بنده
manumission ازادی برده
slave computer کامپیوتر برده
slave merchant برده فروش
slaveholder برده دار
dealing in slaves برده فروشی
conspicuious consumption بکار برده شد
slaveholding مالکیت برده
master slave ارباب و برده
slaveholding برده داری
escaped slave برده فراری
allottee سهم برده
enslaving برده کردن
enslaves برده کردن
enslave برده کردن
abrogates از میان برده
abrogate از میان برده
enslaved برده کردن
above نام برده
slavery برده داری
slaveholder صاحب برده
slaver برده فروش
named نام برده
overwrought کار برده
slave trade برده فروشی
slave mode حالت پیرو یا برده
master slave system سیستم ارباب و برده
To emancipate a slave. برده ای را آزاد کردن
setting free ازاد کردن برده
manumission ازاد کردن برده
echeloned displacement تغییرموضع رده برده
bond servant برده بدون مزدواجرت
emancipation ازاد کردن برده
above named نام برده شده
rapt برده شده مجذوب
proslavery طرفداری از برده فروشی
echeloned displacement تغییر مکان رده برده
prize poem شعری که جایزه برده است
lastmentioned اخر از همه نام برده
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
holandric منحصرا از طرف پدر ارث برده
This letter has been tampered with . در این نامه دست برده شده
His name is never mentioned anywhere . اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
love set بازنده محض بدون حتی یک گیم برده
truck trailer ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
My legs fell asleep [are numb] . ساق پاهایم خوابشان برده [سر شده اند] .
he took her in to dinner انزن را بسفره خانه برده پهلویش نشست
in tow <idiom> برده شدن ازجایی به جای دیگر ،همراهی با کسی
aposteriori از معلول بعلت رسیده از مخلوق بخالق پی برده استنتاجی
slave driver نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
slave drivers نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
photoresist فرایند بکار برده شده در تولیددستگاههای نیمه هادی
primary products محصولاتی که به عنوان مواد اولیه بکار برده میشود
hologynic منحصرا از مادر ارث برده بصورت صفت مغلوب
latifundium ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
paroli دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
roman a clef داستان واقعی که نام شخصیتهای ان بطور ناشناس برده شده
built up frog قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
direct materials costs هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
prize کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prizes کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prizing کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
dense binary code کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود
bar winding میله هایی که به عنوان سیم پیچی در رتور به کار برده میشود
telescopic chimney دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
prized کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
leviathan جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathans جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
liberty party حزب مخالف سیستم برده داری که در سال 0481 در ایالات متحده امریکاتشکیل شد
beansprout جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
newton raphson اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
beansprouts جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
reentrant روالی که میتواند توسط چندین برنامه مستقل بطورهمزمان بکار برده شوددرون رو
bed plate پایه یا شاسی فولادی پیش ساخته که به عنوان فونداسیون به کار برده میشود
fet Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
reflex یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود
reflexes یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود
flowcharting symbol علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
serfs درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
good riddance to bad rubbish <idiom> وقتی تو خوشحالی از اینکه چیزی یا کسی به جای دیگری برده بشه یا فرستاده بشه
ebcdic کد کامپیوتربرای نشان دادن یک الگوی خاص از هشت بیت باینری یک کد 8 بیتی که برای نمایش اطلاعات در کامپیوتر مدرن بکار برده میشود
dictatorships این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
dictatorship این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
black wash نوع دیگری ازگرافیت و کک و ذغال سخت یامواد الی است که با مایعی بطور معلق و برای پوشش ماهیچههای تر و قالبهای ماسهای به کار برده میشود
masks یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
mask یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
scitovsky double criterion که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
pareto criterion ضابطه پاراتو بر اساس این معیار که دراقتصاد رفاه بکار برده میشودان تغییر و وضعیتی نسبت به قبل بهتر خواهد بود که بتوان حداقل وضعیت یک فرد رابهبود بخشید بدون اینکه به دیگران صدمهای وارد اید
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com