Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
cutty sark
نام تجاری نوعی ویسکی
Other Matches
biz
نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
snakebite
ویسکی
whiskies
ویسکی
whisky
ویسکی
scotching
ویسکی اسکاتلندی
bourbons
ویسکی بوربن
bourbon
ویسکی بوربن
scotches
ویسکی اسکاتلندی
scotch
ویسکی اسکاتلندی
red eye
ویسکی ارزان
whiskies
ویسکی خوردن
whisky
مثل ویسکی
poteen
ویسکی قاچاق
whisky
ویسکی خوردن
whiskies
مثل ویسکی
scotched
ویسکی اسکاتلندی
The whisky burned in my throat .
ویسکی گلویم راسوزاند
pot(heen
ویسکی قاچاقی ایرلندی
pot still
دستگاه تقطیر ویسکی
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
whiskey sour
کوکتیل مرکب از ویسکی و شکرو اب لیمو
irish coffee
قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
dry ginger
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
highball
یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
mercantile
تجاری
commerical
تجاری
commercial
تجاری
corporate
[commercial]
<adj.>
تجاری
commercial
<adj.>
تجاری
business
<adj.>
تجاری
relating to business
<adj.>
تجاری
for-profit
<adj.>
تجاری
brands
علامت تجاری
trade unions
اتحادیه تجاری
deals
توافق تجاری
factorship
نمایندگی تجاری
trade barriers
موانع تجاری
branding
علامت تجاری
brand
علامت تجاری
instrument of commerce
سند تجاری
deal
توافق تجاری
business
شرکت تجاری
businesses
شرکت تجاری
trades unions
اتحادیه تجاری
trade restriction
محدودیت تجاری
trade price
قیمت تجاری
trade barrier
ممانعت تجاری
trade cycle
دور تجاری
trade discount
تخفیف تجاری
trade balance
موازنه تجاری
trade credit
اعتبار تجاری
trade mark
علامت تجاری
trade union
اتحادیه تجاری
commercials
اگهیهای تجاری
business failure
ناکامی تجاری
business cycle
دور تجاری
trademark
مارک تجاری
trademarks
علامت تجاری
trademarks
مارک تجاری
trade name
اسم تجاری
management group
ائتلاف تجاری
business enterprise
بنگاه تجاری
trade fair
نمایشگاه تجاری
trade fairs
نمایشگاه تجاری
business mechines
ماشینهای تجاری
business failure
شکست تجاری
trade names
اسم تجاری
business inventories
موجودی تجاری
business graphics
گرافیکهای تجاری
balance of trade
تراز تجاری
trademark
علامت تجاری
commercial relations
مناسبات تجاری
commercial attache
وابسته تجاری
memorandum of association
شرکتنامه تجاری
commercial marine
کشتی تجاری
balance of trade
موازنه تجاری
commercial area
منطقه تجاری
consortiums
ائتلاف تجاری
consortium
ائتلاف تجاری
commerical language
زبان تجاری
consortia
ائتلاف تجاری
franchise
حق اشتراک تجاری
market freedom
ازادی تجاری
argosy
کشتی تجاری
commercial company
شرکت تجاری
trade pack
بسته بندی تجاری
big business
واحد تجاری بزرگ
free zone
منطقه ازاد تجاری
business data processing
داده پردازی تجاری
tight squeeze
<idiom>
شرایط سخت تجاری
extensions
تمدید اسناد تجاری
businedd data processing
داده پردازی تجاری
unfair trade practice
اعمال تجاری نادرست
extension
تمدید اسناد تجاری
procyclical
در جهت دور تجاری
advertising
تبلیغ و آگهی تجاری
liner trade
کشتیرانی منظم تجاری
ship's master
کاپیتان کشتی تجاری
refusal to accept a bill
نکول اسناد تجاری
commercial road traffic
ترافیک جاده تجاری
trade agreement
موافقت نامه تجاری
franchise
حق استفاده از اسم تجاری
business software
نرم افزارهای تجاری
trade cycle
دوره فعالیت تجاری
to go away
[off]
on business
به سفر تجاری رفتن
to go away on a business trip
به سفر تجاری رفتن
franchises
حق استفاده از اسم تجاری
trade balance surplus
مازاد تراز تجاری
trade balance deficit
کسری تراز تجاری
small business computer
کامپیوتر کوچک تجاری
retail park
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
registered trade mark
علامت تجاری ثبت شده
shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
comecon
گروه تجاری بلوک شرق
retail centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
common business oreinted language
زبان با گرایش متداول تجاری
retail shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
kaypro
علامت تجاری کامپیوترهای قابل حمل
prestel
سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
edu
سسه تحصیلاتی است ونه شرکت تجاری
favorable balance of trade
موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
underconsumption theory of
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
factoring agent
فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
depressions
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
presentation graphics
گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
depression
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
entrepremership
اداره و سازماندهی فعالیتهای تجاری یا مقاطعه کاری
frameworks
صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
framework
صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
consumer advertising
تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
business park
[ساخت شرکت تجاری در منطقه ای با چشم انداز طبیعی]
finance house
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
accounts package
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
commoners
زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
commonest
زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
personal
ریز کامپیوتر کم هزینه برای مصارف خانگی و تجاری سبک
enterpreneur
شخصی که یک سازمان تجاری را پایه گذاری کرده واداره میکند
common
زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
accounting package
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
finance company
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
turning points
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
cobol
زبان برنامه سازی که بیشتر در برنامههای کاربردی تجاری به کار می رود
big blue
ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
turning point
نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
BIX
سیستم تجاری online که توسط مجله Byte ساخته شده است
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
visicalc
یک برنامه مشهور صفحه گسترده الکترونیکی نام تجاری یک بسته نرم افزاری
refinances
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinance
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
clearing and switch buying
توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
cobol
Language BusinessOriented Common یک زبان برنامه نویسی سطح بالا برای کاربردهای تجاری
business
کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinanced
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
businesses
کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinancing
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
presentation software
برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
sbc
یک کامپیوتر کوچک با قابلیت اجرای انواعی ازکاربردهای اساسی تجاری Computer Board Single یک برد CPU ,
Delphi
مین کننده online تجاری اطلاعات که حاوی بخشهایی است که به پایگاه داده خود اینترنت دسترسی دارند
Eudora
برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
port a punch card
علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
office
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
business
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
businesses
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
brand loyalty
وفاداری به کالایی خاص وفاداری به علامت تجاری یک محصول
Royal Bokhara
فرش سلطنتی بخاراتی
[این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
chater party
اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
branded goods
کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
presentation graphics
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
disclaimer
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers
عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
brand leader
بهترین علامت تجاری بهترین مارک
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
innovation theory
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
business cycle
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
typical
نوعی
some kind
[of]
یک نوعی
[از]
a kind
[of]
نوعی
[از]
generic
نوعی
fellow feeling
حس هم نوعی
easter lily
نوعی سوسن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com