Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (8 milliseconds)
English
Persian
surname
نام خانوادگی
surnames
نام خانوادگی
family name
نام خانوادگی
family names
نام خانوادگی
patronymic
نام خانوادگی
Search result with all words
major domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major-domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major-domos
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
removed
فاصله خانوادگی
nobility
اصالت خانوادگی
maiden name
نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
maiden names
نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
initial
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialed
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialing
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialling
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initials
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
vendetta
دشمنی خونی خانوادگی
vendettas
دشمنی خونی خانوادگی
familial
خانوادگی
family name
اسم خانوادگی
family names
اسم خانوادگی
heraldry
نجباوعلائم نجابت خانوادگی نشان نجابت خانوادگی
heraldry
ایین وتشریفات نشانهای خانوادگی
domestic
خانوادگی
blazon
نشان خانوادگی
blazonry
علامت یانشان نجابت خانوادگی
blood feud
کینه وعداوت خانوادگی دشمنی دیرین
clannishness
هواداری خانوادگی
coat armour
زره ونشانهای خانوادگی
domestic problem
مساله خانوادگی
domestically
بطور خانوادگی و اهلی
emblazon
بانشانهای نجابت خانوادگی اراستن
emblazonry
نشان خانوادگی
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
family allowances
مقرری خانوادگی
family asset
دارائی خانوادگی
family background
پیشینه خانوادگی
family farm
مزرعه خانوادگی
family industry
صنعت خانوادگی
family neurosis
روان رنجوری خانوادگی
hatchment
صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
hestia
الهه اجاق خانوادگی وشهرها
highbred
دارای تربیت یانجابت خانوادگی
homophyly
شباهت خانوادگی
household system
نظام خانوادگی
king of arms
متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
majordomo
متصدی امور خانوادگی
pewage
پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
scutcheon
سپر سپرحاوی نشان خانوادگی
washerwoman
زن رختشوی خانوادگی
He cant be tied down to family life.
پای بند زندگی خانوادگی نیست
tied down
<idiom>
مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com