English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English Persian
hyksos نام سلسلهای از پادشاهان مصر که چوپانی میکردند
Other Matches
dynastic سلسلهای
dynastical سلسلهای
train priter چاپگر سلسلهای
he was on his trial او را محاکمه میکردند
book og kings کتاب پادشاهان
dynasties خاندان پادشاهان
dynasty خاندان پادشاهان
sheepherding چوپانی
sheep hook چوپانی
pastoral چوپانی
shapherd چوپانی کردن
shepherd چوپانی کردن
eclogue سرود چوپانی
shepherded چوپانی کردن
shepherds چوپانی کردن
shepherding چوپانی کردن
dynast عضو سلسله پادشاهان سرسلسله
dynastical وابسته بیک سلسله پادشاهان
diadems سربندیا پیشانی بند پادشاهان
diadem سربندیا پیشانی بند پادشاهان
Fatimid [پادشاهان اسلامی که در مصر حکومت می کردند.]
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
fire pot فرفی که ازاتش یامواداتشگیرپرکرده پرت میکردند
mozarrab عیسوی اسپانیولی که تابع پادشاهان عرب بود
amazon زنانی که در اسیای صغیرزندگی میکردند و با یونانیان می جنگیدند
hospitaler فرقههای مسیحی که از بیماران ومعلولین پرستاری میکردند
pastoralism روش نامه نویسی اسقفی چوپانی
witan اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
ruddleman چوپانی که گوسفندان خود رابا گل اخری رنگ کرده
theoric وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
wampumpeag صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
wampum صدف براق و زیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
grand tour سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
Luddites هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
Luddite هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com