English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
Dahomey نام پیشین کشور بنین
Other Matches
Benin کشور بنین در افریقای غربی
Benin خور بنین که بخش شمالی خلیج گینه راتشکیل میدهد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
previous پیشین
antecedent پیشین
primeval پیشین
fore پیشین
pristine پیشین
ci devant پیشین
antecedents پیشین
anterior پیشین
one-time پیشین
ventral پیشین
apriori پیشین
primitive پیشین
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
the magi of old مجوسیان پیشین
the old ways رسمهای پیشین
olden پیشین سابق
foretime روزگار پیشین
protext عبارت پیشین
primogenitors نیاکان پیشین
early poets شعرای پیشین
telencephalon مغز پیشین
the days of old روزگار پیشین
past masters استاد پیشین
incisor دندان پیشین
past master استاد پیشین
incisive tooth دندان پیشین
instatu quo بحالت پیشین
cerebra مغز پیشین
cerebrum مغز پیشین
antecendent phenomenon پدیده پیشین
langsyne در روزگار پیشین
cerebrums مغز پیشین
prior پیشین جلوی
old boy دانش آموز پیشین
old boys دانش آموز پیشین
incisive دندان پیشین ثنایا
former قالب گیر پیشین
orbital frontal cortex قشر پیشین حدقهای
paleocrystic یخ بسته از زمانهای پیشین
to run the f. جاده پیشین رادوباره رفتن
to rest on ones laurels بجایزههای پیشین خودخرسند بودن
track records آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track record آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
sanhedrim سهندرین :دادگاه وشورای عالی بنی اسرائیل دراورشلیم درزمانهای پیشین
hush ship کشتی جنگی که درجنگ بزرگ پیشین نهانی ساخته شده وبسیار کلان و تندرو بود
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
non destructive cursor صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند
state- کشور
stated کشور
realms کشور
states کشور
fatherlands کشور
fatherland کشور
land n کشور
territory کشور
territories کشور
nation کشور
stating کشور
nations کشور
realm کشور
country کشور
common wealth کشور
soil کشور
soiling کشور
countries کشور
state کشور
soils کشور
kingdom کشور قلمروپادشاهی
Djibouti کشور جی بوتی
Hungary کشور مجارستان
Jamaica کشور جامائیکا
Colombia کشور کلمبیا
Costa Rica کشور کاستاریکا
land of the rising sun کشور ژاپن
Indonesia کشور اندونزی
host nation کشور میزبان
Korea کشور کره
Honduras کشور هندوراس
Finland کشور فنلاند
Fiji کشور فیجی
Gabon کشور گابن
Ghana کشور غنا
Eire کشور ایرلند
theocrat خداوند کشور
independency کشور مستقل
Ecuador کشور اکوادر
Ghana کشور گانا
Great Britain کشور انگلیس
Guatemala کشور گواتمالا
Guyana کشور گیانا
Cambodia کشور کامبوج
Liberia کشور لیبریا
traitor to the countruy خائن کشور
traitor to one's country خائن به کشور
secretary of state for home affairs وزیر کشور
the youth of the country جوانان کشور
ottoman کشور عثمانی
oversea خارج از کشور
the superme court دیوانعالی کشور
the play of europe کشور سویس
per pais بوسیله کشور
Spain کشور اسپانیا
respublica جمهوری کشور
respublica کشور جمهوری
sending state کشور فرستنده
Albania کشور آلبانی
Andorra کشور آندورا
Angola کشور انگولا
cloud-cuckoo-land کشور پریون
Cameroon کشور کامرون
midland داخله کشور
Morocco کشور مغرب
Burma کشور برمه
Botswana کشور بوتسوانا
Bhutan کشور بوتان
Belize کشور بلیز
Bangladesh کشور بنگلادش
Bahrain کشور بحرین
Bahamas کشور باهاما
southland کشور نیمروز
Argentina کشور آرژانتین
sea power کشور دریایی
Kenya کشور کنیا
Zimbabwe کشور زیمبابوه
neighbouring country [British E] کشور همسایه
neighboring state [American E] کشور همسایه
bordering country کشور همسایه
in this country <adv.> در این کشور
in these parts <adv.> در این کشور
interior ministry وزارت کشور
Hungary مجارستان [کشور]
Kiribati کشور کیریباتی
Namibia کشور نامیبی
Namibia کشور نامیبیا
Nepal کشور نپال
New Zealand کشور زلاندنو
Nicaragua کشور نیکاراگوا
Niger کشور نیجر
Nigeria کشور نیجریه
Oman کشور عمان
Pakistan کشور پاکستان
Myanmar کشور میانمار
Mozambique کشور موزامبیک
Mexico کشور مکزیک
Kuwait کشور کویت
Laos کشور لائوس
Lesotho کشور لسوتو
Libya کشور لیبی
Luxembourg کشور لوکزامبورگ
Malawi کشور مالاوی
Malaysia کشور مالزی
Maldives کشور مالدیو
Mali کشور مالی
Paraguay کشور پاراگوئه
Peru کشور پرو
Philippines کشور فیلیپین
Tanzania کشور تانزانیا
Thailand کشور تایلند
Togo کشور توگو
Tunisia کشور تونس
Uganda کشور اوگاندا
Ukraine کشور اوکرانی
Uruguay کشور اوروگوئه
Venezuela کشور ونزوئلا
Vietnam کشور ویتنام
Sweden کشور سوئد
Swaziland کشور سوازیلند
Suriname کشور سورینام
Portugal کشور پرتغال
Qatar کشور قطر
Rwanda کشور رواندا
Senegal کشور سنگال
Sierra Leone کشور سیرالئون
Singapore کشور سنگاپور
Somalia کشور سومالی
Sri Lanka کشور سریلانکا
Sudan کشور سودان
Zambia کشور زامبیا
expulsions اخراج از کشور
forwarding country کشور فرستنده
expulsion اخراج از کشور
abroad خارج از کشور
turkey کشور ترکیه
turkeys کشور ترکیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com