Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
electronic navigation
ناوبری الکترونیکی
Search result with all words
pursuit navigation
ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
shoran
نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
tacan
نوعی سیستم ناوبری الکترونیکی برای ناوبری هواپیماهای تاکتیکی
Other Matches
navigation mode
روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
piloting
ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
inertial navigation
سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
solid-state
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
electronic office
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
grid navigation
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
electronic element
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
white
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whitest
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whiter
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
electrosensitive printer
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
e mail
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
navigating bridge
پل ناوبری
navigation
ناوبری
universal drafting machine
خط کش ناوبری
radio navigation
ناوبری رادیویی
bathymetric navigation
ناوبری ژرفایافتی
dead reckonning
ناوبری کور
aids to navigation
کمکهای ناوبری
pilots
راهنمای ناوبری
coast
ناوبری کرانهای
pilots
ناوبری کردن
navigation light
چراغهای ناوبری
piloted
راهنمای ناوبری
piloted
ناوبری کردن
pilot
راهنمای ناوبری
aerial navigation
ناوبری هوایی
inertial navigation
ناوبری لختی
navigates
ناوبری کردن
navigate
ناوبری کردن
navigated
ناوبری کردن
satellite navigation
ناوبری ماهوارهای
navigating
ناوبری کردن
pilot
ناوبری کردن
celestial navigation
ناوبری نجومی
coasts
ناوبری کرانهای
day beacon
برج ناوبری روز
tacan
سیستم ناوبری تاکان
inertial navigation system
سیستم ناوبری ماندی
vector
مسیر ناوبری هواپیما
hyperbolic navigation system
روش ناوبری هذلولی
omega
سیستم ناوبری امگا
air plot
نقشه ناوبری هوایی
navigational grid
شبکه کمکی ناوبری
aids to navigation
وسایل کمک ناوبری
navigational grid
بادزن کمک ناوبری
subsurface navigation
ناوبری زیر سطحی
navigational aids
وسایل کمک ناوبری
aeronautical chart
نقشه ناوبری هوایی
dead reckonning tracer
میز ناوبری کور
vectors
مسیر ناوبری هواپیما
stellar inertial navigation
ناوبری لختی ستارهای
astro tracker
وسیله ناوبری خودکار نجومی
aeronautical plotting chart
نقشه مخصوص ناوبری هوایی
plotting chart
نقشه ناوبری هواپیما یاکشتی
tactical air navigation
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
radio navigation
ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
visual flight
پرواز بااستفاده از ناوبری بصری
celestial navigation
ناوبری بااستفاده از صور فلکی
piloting
ناوبری در کنار ابهای ساحلی
day beacon
برج ناوبری مورد استفاده درروز
augmentation support set
دستگاه تکمیلی ناوبری هوایی در فرودگاه
aeronautical information overprint
اطلاعات حاشیهای نقشه ناوبری هوایی
hyperbolic navigation
ناوبری مارپیچی با استفاده ازبی سیم
coasting
ناوبری کرانهای navigation coasting :syn
aeronautical plotting chart
نقشه مخصوص رسم مسیر ناوبری
electro optics
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
radials
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radial
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
situation indicator
دستگاه سنجش وضعیت دیدرادار و وسایل ناوبری
pseudostereo
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
pseudopursuit navigation
ناوبری و هدایت موشک فقط در سمت هدف
dead reckonning tracer
وسایل ناوبری کور در دریا میز ردنگاری
radar danning
ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
plotting
رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
radio range
ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
meaconing
گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
consol
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
electronic
الکترونیکی
electronic music
موسیقی الکترونیکی
electronic interfrence
تداخل الکترونیکی
electronic filling
پر کردن الکترونیکی
strobe
ا ز یک مدار الکترونیکی
electronic element
عنصر الکترونیکی
electronic control
تنظیم الکترونیکی
electrical communications
ارتباطات الکترونیکی
e-mail
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
electronic magazine
مجله الکترونیکی
electronic beam
اشعه ی الکترونیکی
electronic printer
چاپگر الکترونیکی
electronic publishing
انتشارات الکترونیکی
electronic brain
مغز الکترونیکی
email
[short for electronic mail]
پست الکترونیکی
electronic security
تامین الکترونیکی
electronic pen
قلم الکترونیکی
electronic mail
پست الکترونیکی
electronic deception
فریب الکترونیکی
electronic control
فرمان الکترونیکی
snail mail
و نه پست الکترونیکی
electronic calculator
حسابگر الکترونیکی
electronic computer
کامپیوتر الکترونیکی
elctron tube
لامپ الکترونیکی
adapter
وسیله الکترونیکی
graphics
وسیله الکترونیکی
electronic control
کنترل الکترونیکی
computer
ماشین الکترونیکی
computers
ماشین الکترونیکی
electronic counter counter measures
اقدامات ضد ضد الکترونیکی
electronic countermea sures
اقدامات ضد الکترونیکی
electronic counter measure
جنگهای الکترونیکی
pos
قط ه فروش الکترونیکی
electronic components
اجزاء الکترونیکی
electrical interception
رهگیری الکترونیکی
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
plotters
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
electronic fund transfer
ارسال الکترونیکی دارائی
eft
انتقال الکترونیکی سرمایه
electronic modulation
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic camputer
ماشین حساب الکترونیکی
electronic countermea sures
پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic data processing
پردازش الکترونیکی داده
electronic
الکترونیکی مربوط به الکترونیک
bins
بلوک سه بعدی الکترونیکی
electrosensitive paper
کاغذ حساس الکترونیکی
electronic warfare
میدان جنگ الکترونیکی
bin
بلوک سه بعدی الکترونیکی
electronic voltmeter
ولت سنج الکترونیکی
integrate electronic component
قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic transfer of data
انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic spreadsheet
صفحه گسترده الکترونیکی
eft
انتقال الکترونیکی دارائی
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
edp manager
مدیرداده پردازی الکترونیکی
amusement arcade
سالن بازیهای الکترونیکی
EXOR
پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR
electronic data processing system
سیستم پردازش الکترونیکی داده
electronically programmable
برنامه پذیر به صورت الکترونیکی
microsoft
برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی
video
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
electronic security
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
videoed
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videoing
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videos
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
trunk exchange
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
industrial electronic computer
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
OR function
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
exclusive
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
NEQ
پیاده سازی الکترونیکی تابع NER
non equivalence function
پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ
gate
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
sense
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
sensed
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
balloon reflector
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
senses
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
gate
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
motorola
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
replying
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
electronic navigation
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
replies
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
gates
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gates
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gates
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gates
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
EXNOR
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gates
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
responsor
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
replied
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
facsimile transceiver
واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
electronically
مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
electroluminescent
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
electroluminescing
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
edp
پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی
electrically erasable read only memory
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
shouts
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
calculator
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
technologies
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
equipment bay
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
amplifier
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
technology
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
calculators
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
processor
سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
NAND function
مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است
electronic
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
amplifiers
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
electronic
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
peripheral
و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com