English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (36 milliseconds)
English Persian
kayo ناک اوت کردن ضربه فنی
Search result with all words
spike ضربه زدن یا مجروح کردن کسی با میخ ته کفش
loft ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
hit اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
knockout ضربه فنی کردن از پا در اوردن
knockouts ضربه فنی کردن از پا در اوردن
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
pelt شتاب کردن ضربه
pelted شتاب کردن ضربه
pelts شتاب کردن ضربه
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
kwon ضربه زدن بادست و خرد کردن با پا
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
strike blind با ضربه کور کردن
sway away رد کردن ضربه با حرکت بدن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to hit اصابت کردن [برخورد کردن] [ضربه زدن ] [زدن]
to chip [to chop off] لپ پریده شدن [کردن] [با ضربه جدا کردن] [تکه تکه یا ریز ریز کردن]
to strike something open با ضربه چیزی را باز کردن
to knock something open با ضربه چیزی را باز کردن
to rifle the ball into the goal با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
to give somebody a blow به کسی ضربه وارد کردن
Other Matches
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
butting ضربه با سر
impulse ضربه
kick ضربه با پا
stroked ضربه
mishit ضربه بد
impacts ضربه
pulse ضربه
stroke ضربه
impact ضربه
head ضربه با سر
impluse ضربه
impulses ضربه
butt joint ضربه
shots ضربه
shot ضربه
left ضربه چپ
double kick دو ضربه پی در پی
kicked ضربه
kicking ضربه با پا
kicking ضربه
pushed ضربه
kicks ضربه با پا
strokes ضربه
pulsed ضربه
tit ضربه
kick ضربه
push ضربه
kicked ضربه با پا
slugger ضربه زن
tits ضربه
pushes ضربه
bonks ضربه بر سر
shocked ضربه
strikeless بی ضربه
stroking ضربه
bonked ضربه بر سر
bonk ضربه بر سر
brunt ضربه
shocks ضربه
collision ضربه
surge ضربه
surged ضربه
surges ضربه
pops ضربه
popped ضربه
pop ضربه
interrupter ضربه گر
flaps ضربه
flapped ضربه
shock ضربه
flap ضربه
collisions ضربه
hacked ضربه
thudded ضربه
thud ضربه
hacks ضربه
whang ضربه
sole trap ضربه با کف پا
antiknock ضد ضربه
blow ضربه
sole of the foot kick ضربه با کف پا
blows ضربه
sole kick ضربه با کف پا
hack ضربه
kicks ضربه
thudding ضربه
yee jupkki ضربه پا
shockproof ضد ضربه
shock proof ضد ضربه
bonking ضربه بر سر
thuds ضربه
sevice kick ضربه سرویس
strikes ضربه زدن
shockless بدون ضربه
punched ضربه با مشت
downward travel ضربه رو به پایین
color shock ضربه رنگ
shock inducer دستگاه ضربه زن
strikes اعتصاب ضربه
downward travel ضربه برگشت
strike اعتصاب ضربه
down stroke ضربه رو به پایین
downward stroke ضربه رو به پایین
slat ضربه شدید
slats ضربه شدید
hooks تله ضربه
hook تله ضربه
dink ضربه اهسته
play ضربه به توپ
dashpot ضربه گیر
dashpot میراکننده ضربه
dabber ضربه زدن
played ضربه به توپ
cut under ضربه زیردست
compression stroke ضربه تراکم
cutting stroke ضربه برش
quashes با ضربه زدن
quashed با ضربه زدن
plays ضربه به توپ
jar ضربه زدن
scissors kick ضربه قیچی
double hit دو ضربه غیرمجاز پی در پی
four ضربه 4 امتیازی
range of storke ناحیه ضربه
dollyo chagi ضربه دورانی پا
rectangular pulse ضربه مستطیلی
impacts ضربه زدن
shock wave موج ضربه
punch ضربه با مشت
joins ضربه زدن
punches ضربه با مشت
join ضربه زدن
strike ضربه زدن
quash با ضربه زدن
playing ضربه به توپ
impact ضربه زدن
gird ضربه شدید
joined ضربه زدن
shock waves موج ضربه
neared نزدیک به ضربه
pivot instep kick ضربه با پاشنه پا
kick with the heel ضربه با پاشنه پا
exhaust stroke ضربه خروجی
keystroke ضربه کلید
cherries ضربه ناموفق
cherry ضربه ناموفق
whiff ضربه ناموفق
ipon ضربه فنی
inside kick ضربه با روی پا
initial thrust ضربه اصلی
impluse regenerator بازیاب ضربه
impluse ratio نسبت ضربه
kicker زننده ضربه با پا
kill shot ضربه محکم
nearer نزدیک به ضربه
nearest نزدیک به ضربه
nearing نزدیک به ضربه
nears نزدیک به ضربه
whips ضربه زدن
knock ضربه زدن
knocked ضربه زدن
knocks ضربه زدن
lay on ضربه زدن
blasts ضربه انفجار
blast ضربه انفجار
first strike اولین ضربه
flip shot ضربه با استفاده از مچ
flutter kick ضربه پا در کرال
horryo chagi ضربه کشش پا
hammer drill سوراخ کن ضربه ای
hammer blow ضربه قوچ
skull ضربه به سر بازیگر
picky ضربه زننده
pickiest ضربه زننده
skulls ضربه به سر بازیگر
free hit ضربه ازاد
pickier ضربه زننده
four quarter hold ضربه فنی
foundamental blow ضربه کارساز
foul blow ضربه خطا
ignition pulse ضربه احتراق
impact acceleration شتاب ضربه ای
flick kick ضربه با بیرون پا
shock absorbers ضربه گیر
shock absorbers ضربه پذیر
shock absorber ضربه گیر
shock absorber ضربه پذیر
impluse ضربه ولتاژ
impluse ضربه جریان
impact test ازمایش ضربه
impact factor ضریب ضربه
impact effect اثر ضربه
impact coefficient ضریب ضربه
impact chisel قلم ضربه ای
foozle ضربه ناشیانه
drop shot ضربه دراپ
electromagnetic vibration ضربه گر الکترومغناطیسی
butts ضربه زدن
butted ضربه زدن
electric shock ضربه برقی
electric shocks ضربه برقی
butt ضربه زدن
piston stroke ضربه پیستون
pushes ضربه فشاری
electrolytic interrupter ضربه گر الکترولیتی
slash ضربه سریع
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com