English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
The results of the competition were announced . نتایج مسابقه اعلام شد
Other Matches
early warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
alerting service قسمت اعلام اماده باش سرویس اعلام خطر
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
results نتایج
attack assessment ارزیابی نتایج تک
questionable results نتایج مشکوک
search results نتایج جستجو
knowledge of results اطلاع از نتایج
accessory نمائات و نتایج
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
assessment تعیین نتایج حاصله
assessments تعیین نتایج حاصله
questionable results نتایج سوال برانگیز
control and assessment team تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
to avoid distortion of the results [produced] by ... برای جلوگیری از اعوجاج نتایج توسط ...
biases انحراف نتایج آماری از سطح مرجع
analysis بدست آوردن اطلاعات و نتایج از داده
bias انحراف نتایج آماری از سطح مرجع
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
inference کاهش نتایج داده طبق قوانین خاص
inferences کاهش نتایج داده طبق قوانین خاص
foreground که نتایج آن برای کاربر قابل دید است
past performances سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
free thinkers افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
tabling مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
tables مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
tabled مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
inferences مجموعه قواعد در سیستم خبره برای کاهش اهداف یا نتایج داده
inference مجموعه قواعد در سیستم خبره برای کاهش اهداف یا نتایج داده
duplication check بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
coprocessor پردازندهای که نتایج عملیات ریاضی را سریع تر از بخش ALU از CPU انجام میدهد
test داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
tests داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
tested داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
clients یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
client یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
effectiveness clock دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
goals 1-هدف یا آنچه سعی در انجامش دارید.2-موقعیت نهایی پس از اتمام کاری که نتایج موفیت آمیز تولید کرده است
goal 1-هدف یا آنچه سعی در انجامش دارید.2-موقعیت نهایی پس از اتمام کاری که نتایج موفیت آمیز تولید کرده است
translation tables جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
gigo اصطلاحی است به این معنی که اگر به برنامه اطلاعات ورودی بیهوده داده شودبرنامه نتایج بیهودهای رابه عنوان خروجی تولیدخواهد کرد
garbage in garbage out اصطلاحی است به این معنی که اگر به برنامه اطلاعات ورودی بیهوده داده شودبرنامه نتایج بیهودهای رابه عنوان خروجی تولیدخواهد کرد
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
LUT مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
air alert warning اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
diagnosis یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
diagnoses یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
acknowledgement اعلام
acknowledgements اعلام
enunciation اعلام
enouncement اعلام
notification اعلام
acknowledgments اعلام
meld اعلام
predication اعلام
promulgation اعلام
declaration اعلام
declarations اعلام
indigitation اعلام
indiction اعلام
promulgator اعلام
annunciator اعلام گر
intimation اعلام
intimations اعلام
proclamation اعلام
Annunciation اعلام
proclamations اعلام
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
transaction پردازش محاورهای به طوری که کاربر دستورات و داده را می نویسد روی ترمینال که به کامپیوتر اصل وصل است , و نتایج روی صفحه نمایش داده می شوند
broadcasts اعلام کردن
acclaimed اعلام کردن
acclaiming اعلام کردن
acclaims اعلام کردن
declarations اعلامیه اعلام
broadcast اعلام کردن
acclaim اعلام کردن
exclaims اعلام کردن
acknowledgement of receipt اعلام وصول
exclaim اعلام کردن
declaration اعلامیه اعلام
statement of charge اعلام اتهامات
line call اعلام خط نگهدار
exclaimed اعلام کردن
acknowledgment اعلام وصول
hanger اعلام کننده
hangers اعلام کننده
exclaiming اعلام کردن
receipt اعلام وصول
receipts اعلام وصول
blazers اعلام کننده
larum اعلام خطر
blazon اعلام کردن
enunciate اعلام کردن
announce اعلام کردن
announced اعلام کردن
announces اعلام کردن
promulgation اعلام دارنده
proclamation اعلام کردن
blazer اعلام کننده
proclamations اعلام کردن
promulgator اعلام دارنده
enunciating اعلام کردن
enunciates اعلام کردن
advice of fate اعلام وضعیت
advising bank اعلام میکند
call out اعلام خطر
warnings اعلام خطر
enunciated اعلام کردن
pronouncer اعلام کننده
promulge اعلام کردن
announcing اعلام کردن
enunciable اعلام کردنی
promulgated اعلام کردن
promulgate اعلام کردن
impeachment اعلام جرم
sound alarm اعلام صدا
disclosed اعلام شده
foretoken اعلام قبلی
promulgates اعلام کردن
promulgating اعلام کردن
statements اعلام کردن
quote اعلام کردن
quoted اعلام کردن
quotes اعلام کردن
alerting اعلام خطرکردن
enunciator اعلام کننده
indictments اعلام جرم
enouce اعلام کردن
enounce اعلام کردن
indictment اعلام جرم
statement اعلام کردن
touche اعلام برخورد
vociferator اعلام دارنده
declaration of interest اعلام بهره
damm بد اعلام کردن
proclaimer اعلام کننده
declaredly بطور اعلام
annunciator اعلام کننده
warning اعلام خطر
hails اعلام ورود کردن
hailing اعلام ورود کردن
indictor اعلام جرم کننده
local warning اعلام خطر محلی
declared capital سرمایه اعلام شده
absolved اعلام بی تقصیری کردن
annunciator اعلام کننده فرامین
net authentication اعلام معرف در شبکه
hail اعلام ورود کردن
airborne early warning اعلام خطر هوابرد
hailed اعلام ورود کردن
indicter اعلام جرم کننده
absolve اعلام بی تقصیری کردن
battle lantern چراغ اعلام خطر
line call اعلام خط نگه دار
alert station ایستگاه اعلام خطر
declared value بهای اعلام شده
caution flag پرچم اعلام خطر
early-warning اعلام خطر کردن
authenticator اعلام کننده نشانی
issue price قیمت اعلام شده
chemical alarm اعلام خطر شیمیایی
time orderly نگهبان اعلام ساعت
impeaching اعلام جرم کردن
impeaches اعلام جرم کردن
alerts اعلام خطر اژیرهوایی
absolves اعلام بی تقصیری کردن
early warning اعلام خطر کردن
delayed whistle سوت اعلام افساید
announce in advance از پیش اعلام کردن
absolving اعلام بی تقصیری کردن
alerted اعلام خطر اژیرهوایی
declared value قیمت اعلام شده
aldis lmap چراغ اعلام خطر
impeach اعلام جرم کردن
call out اعلام خطر کردن
impeached اعلام جرم کردن
very pistol طپانچه اعلام خطر
merged اعلام مسیر تعقیب
indicted اعلام جرم کردن
acknowledgment شماره اعلام وصول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com