Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
The outcome of the long struggle .
نتیجه این مبا رزه طولانی
Search result with all words
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
Other Matches
It wI'll eventually pay off.
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد )
fiber
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
to be a foregone conclusion
<idiom>
نتیجه حتمی
[نتیجه مسلم]
بودن
foregone conclusion
نتیجه حتمی نتیجه مسلم
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
protracted
طولانی
of long standing
طولانی
longs
طولانی
longest
طولانی
longer
طولانی
long-
طولانی
long
طولانی
longed
طولانی
longsome
طولانی
prolonging
طولانی
prolongs
طولانی
prolong
طولانی
prolix
طولانی
shortest
طولانی نه
shorter
طولانی نه
short
طولانی نه
great-
طولانی
greatest
طولانی
great
طولانی
agelong
طولانی
telephone
در یک مسافت طولانی
long-
طولانی طویل
prolonging
طولانی کردن
long
طولانی طویل
prolongs
طولانی کردن
hold over
<idiom>
طولانی نگهداشتن
extend
طولانی تر کردن
extending
طولانی تر کردن
longed
طولانی طویل
prolong
طولانی کردن
longer
طولانی طویل
periphrastically
بطور طولانی
blue moon
مدت طولانی
telephoning
در یک مسافت طولانی
telephones
در یک مسافت طولانی
elongation
طولانی کردن
extends
طولانی تر کردن
longs
طولانی طویل
longest
طولانی طویل
as long as
بمدت طولانی
gangling
طولانی و دراز
telephoned
در یک مسافت طولانی
long play
صفحه طولانی
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
lengthened
طولانی کردن کشیدن
scroll
نوشته یافهرست طولانی
lengthen
طولانی کردن کشیدن
protracted war
استراتژی نبرد طولانی
heatwave
هوای گرم طولانی
heatwaves
هوای گرم طولانی
slot
سوراخ طولانی و باریک
lengthening
طولانی کردن کشیدن
gabfest
محاوره طولانی و مفصل
lengthens
طولانی کردن کشیدن
scrolls
نوشته یافهرست طولانی
livelong
طولانی وخسته کننده
prolongation
طولانی کردن تطویل
symphony
قطعه طولانی موسیقی
prolegomenous
دارای مقدمه طولانی
slots
سوراخ طولانی و باریک
slotting
سوراخ طولانی و باریک
strip
ماده طولانی نازک
long recoil
عقب نشینی طولانی
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
marathon
جلسه گروهی طولانی
marathons
جلسه گروهی طولانی
long tail liability
تعهد طولانی مدت
degressive burning
سوختن طولانی خرج
long-drawn-out
بیش از اندازهی طولانی
prolongate
طولانی کردن امتداد دادن
swiped
حرکت جاروبی جرعه طولانی
stream
جریان طولانی داده سری
swipe
حرکت جاروبی جرعه طولانی
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
trench
استحکامات خندقی شیار طولانی
trenches
استحکامات خندقی شیار طولانی
long distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
long-distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
streams
جریان طولانی داده سری
streamed
جریان طولانی داده سری
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
To live a long life .
عمر طولانی (زیاد ) کردن
swiping
حرکت جاروبی جرعه طولانی
prolonger
تاخیر دهنده طولانی کننده
macrobiotics
دانش طولانی کردن عمر
swigs
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swig
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swigging
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
long game
بازی با لزوم ضربههای طولانی
swigged
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
T link
اتصال سریع و طولانی داده
stalling
حفظ گوی برای مدت طولانی
to give a long recital of something
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
dromos
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
grand touring car
نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
long iron
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
stall
حفظ گوی برای مدت طولانی
phone
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
archive
ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
storage
ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
extensions
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
point race
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
extension
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
phoned
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
outstay
بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
phones
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
stationery
صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
He swigged the beer in four gulps.
او
[مرد]
آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
skip breathing
حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
phugoid oscillation
نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
long base method
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
hyphenation
تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
off roader
شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
papers
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papered
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papering
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
segment
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segments
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
burn in
علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
spaces
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
space
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
edges
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
edge
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
latest event time
دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
flight
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
broadband
روش ارسال که چندین کانال داده را به سیگنا تبدیل میکند و آن را در یک مسافت طولانی حمل میکند
resulted
نتیجه
consequent
نتیجه
result
نتیجه
upshot
نتیجه
outcomes
نتیجه
thanks
در نتیجه
whereupon
که در نتیجه ان
consequences
نتیجه
indeterminate
بی نتیجه
affects
نتیجه
thanks to.....
در نتیجه
consequence
نتیجه
outgrowth
نتیجه
affect
نتیجه
inconclusive
بی نتیجه
decisions
نتیجه
sequitur
نتیجه
outcome
نتیجه
to no purpose
بی نتیجه
abortive
بی نتیجه
harvests
نتیجه
harvested
نتیجه
harvest
نتیجه
payoff
نتیجه
payoffs
نتیجه
decision
نتیجه
effectless
بی نتیجه
eduction
نتیجه
educt
نتیجه
inconseqential
بی نتیجه
conclusion
نتیجه
of no issue
بی نتیجه
conclusions
نتیجه
outgrwth
نتیجه
rest
نتیجه
rests
نتیجه
in the sequel
در نتیجه
inconsecutive
بی نتیجه
inconsequent
بی نتیجه
ineffetual
بی نتیجه
issueless
بی نتیجه
afterclap
نتیجه
growth
نتیجه
effect
نتیجه
effecting
نتیجه
product
نتیجه
effected
نتیجه
sequela
نتیجه
sequent
نتیجه
run into
<idiom>
نتیجه
ineffective
بی نتیجه
resultful
پر نتیجه
resulting
نتیجه
products
نتیجه
inferences
نتیجه
frustrated
بی نتیجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com