Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English
Persian
first hand
نخستین بازی کن
Search result with all words
debut
نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
debuts
نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
Other Matches
at first a
در نخستین دید در وهله نخستین
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
initials
نخستین
first
نخستین
primal
<adj.>
نخستین
premier
نخستین
premiers
نخستین
our first parents adam and eva
نخستین ما
initial
نخستین
premiering
نخستین
premieres
نخستین
premiered
نخستین
premiere
نخستین
primary
نخستین
incipient
نخستین
proto
نخستین
initialled
نخستین
initialed
نخستین
quadrages ima
نخستین
initialing
نخستین
first detector
نخستین
initialling
نخستین
mixers
نخستین
mixer
نخستین
initial stage
طبقه نخستین
hexateuch
نخستین توریه
his opening remarks
نخستین گفتههای وی
initial expenses
هزینه نخستین
crossover
تمرکز نخستین
primary
مقدماتی نخستین
the opening chapter
نخستین فصل
prototypes
نمونه نخستین
prototypes
نخستین بشر
incipincy
حالت نخستین
trivium
دوره نخستین
proenomen
نام نخستین
protomartyr
نخستین شهید
prototype
نخستین بشر
prototype
نمونه نخستین
primordial
اصل نخستین
initial movement
نخستین اقدام
as a first step
<adv.>
نخستین
[اولا]
menarche
نخستین قاعدگی
incipience
حالت نخستین
in the egg
در مرحله نخستین
octateuch
نخستین عهدعتیق
incunabula
نخستین دوره
prime coat
روکش نخستین
by return of post
با نخستین پست
primary reinforcement
تقویت نخستین
primary productivity
فراوردگی نخستین
primary processes
فرایندهای نخستین
book one
جلد نخستین
primary personality
شخصیت نخستین
primary needs
نیازهای نخستین
primary motivation
انگیزش نخستین
springer stone
نخستین رگ پاطاق
primary treatment
تصفیه نخستین
primary treatment
پاکسازی نخستین
first aids
کمکهای نخستین
first rate
نخستین درجه
rough coat
نخستین اندود
prime
نخستین اولیه
primed
نخستین اولیه
primes
نخستین اولیه
first impression
برداشت نخستین
primary zones
نواحی نخستین
primary group
گروه نخستین
primary drive
سائق نخستین
at the first blush
در نخستین وهله
the first day
نخستین رور
primary anxiety
اضطراب نخستین
primary colors
رنگهای نخستین
the first of all
نخستین همه
at the first onset
در نخستین وهله
at first push
در نخستین وهله
initiate
نخستین قدم رابرداشتن
the first person
نخستین شخص متکلم
initiated
نخستین قدم رابرداشتن
primordial
عنصر نخستین اساسی
initiates
نخستین قدم رابرداشتن
rudimentary knowledge
دانش مقدماتی یا نخستین
recoil
بحال نخستین برگشتن
prodelision
حذف نخستین حرفCanis
recoils
بحال نخستین برگشتن
recoiled
بحال نخستین برگشتن
initiating
نخستین قدم رابرداشتن
recoiling
بحال نخستین برگشتن
fifteen
نخستین امتیاز گیم
first fruits
نخستین دستاوردهای هر چیز
opener
نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
primary mental abilities
تواناییهای عقلی نخستین
protoplast
نخستین ادم افریده
net primary production
تولید خالص نخستین
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
maiden speech
نخستین نطق شخص
maiden speeches
نخستین نطق شخص
on the first occasion
در نخستین وهله یا فرصت
primary projection area
ناحیه فرافکنی نخستین
initial inverse voltage
ولتاژ معکوس نخستین
primary reinforcer
تقویت کننده نخستین
primary process thinking
اندیشیدن در فرایند نخستین
primary sensory area
ناحیه حسی نخستین
primary amentia
نقص عقل نخستین
incipient stages
مراحل نخستین یا ابتدائی
hexateuchal
شش کتاب نخستین از تورات
at the earliest p moment
در نخستین وهله امکان
firstling
نوبر نخستین نتیجه
break one's duck
کسب نخستین امتیاز
draw first blood
کسب نخستین امتیاز
foal tooth
نخستین دندان اسب
gross primary product
تولید ناخالص نخستین
acrospire
نخستین جوانهء دانه
relapses
مرتد بحال نخستین برگشتن
relapsed
مرتد بحال نخستین برگشتن
relapsing
مرتد بحال نخستین برگشتن
primate
راسته پستانداران نخستین پایه
original sin
نخستین گناه ادم ابوالبشر
primary mental deficiency
عقب ماندگی ذهنی نخستین
fleshment
خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
prototype
اصل ماده نخستین افریده
retranslate
دوباره بزبان نخستین دراوردن
prototypes
اصل ماده نخستین افریده
relapse
مرتد بحال نخستین برگشتن
heptateuch
هفت کتاب نخستین توریه
hetaerism
ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
plough monday
نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
protasis
نخستین قسمت درام قدیم رومی
imfancy
عدم بلوغ نخستین دوره رشد
premier
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premieres
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiers
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
sixth man
نخستین بازیگرذخیرهای که وارد میدان میشود
ground
بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
premiering
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiere
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
stars and bars
نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
protogenetic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic
وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
premiered
نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
first reading
طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
break shot
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
previous examination
نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
revalorization
اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
to nip or crush in the bud
در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
restorationism
عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
freshers
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
fresher
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
the great exhibition
نخستین نمایش بزرگ کالاکه درسال 1851 درلندن داده شد
little go
نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
pelasgic
نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
mural crown
ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
romulus
رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
debutant
نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
platonic cycle or year
مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
broaches
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
notochord
نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
broached
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broach
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaching
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
caxton
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
initialed
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialing
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initials
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
rough wrought
طرح شده تنهادرمراحل نخستین درست شده
initialling
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
play
بازی
solitaire
تک بازی
patulousness
بازی
gaming
بازی
played
بازی
dibasic
دو بازی
sportiveŠetc
بازی کن
watermanship
اب بازی
partie
بازی
hopscotch
بازی لی لی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com