English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
incunabula نخستین دوره
Search result with all words
imfancy عدم بلوغ نخستین دوره رشد
protogenetic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
trivium دوره نخستین
Other Matches
at first a در نخستین دید در وهله نخستین
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
premiering نخستین
premiers نخستین
premier نخستین
premieres نخستین
quadrages ima نخستین
premiere نخستین
premiered نخستین
proto نخستین
incipient نخستین
primary نخستین
first نخستین
first detector نخستین
our first parents adam and eva نخستین ما
initialing نخستین
primal <adj.> نخستین
mixer نخستین
mixers نخستین
initial نخستین
initialed نخستین
initials نخستین
initialling نخستین
initialled نخستین
menarche نخستین قاعدگی
his opening remarks نخستین گفتههای وی
first aids کمکهای نخستین
initial movement نخستین اقدام
in the egg در مرحله نخستین
incipience حالت نخستین
initial stage طبقه نخستین
incipincy حالت نخستین
rough coat نخستین اندود
initial expenses هزینه نخستین
hexateuch نخستین توریه
proenomen نام نخستین
primordial اصل نخستین
at first push در نخستین وهله
at the first blush در نخستین وهله
at the first onset در نخستین وهله
book one جلد نخستین
by return of post با نخستین پست
crossover تمرکز نخستین
prototypes نمونه نخستین
prototypes نخستین بشر
prototype نمونه نخستین
prototype نخستین بشر
first hand نخستین بازی کن
first impression برداشت نخستین
first rate نخستین درجه
primary مقدماتی نخستین
primary needs نیازهای نخستین
primary treatment پاکسازی نخستین
springer stone نخستین رگ پاطاق
the first day نخستین رور
primary treatment تصفیه نخستین
primed نخستین اولیه
primary anxiety اضطراب نخستین
primary colors رنگهای نخستین
the opening chapter نخستین فصل
primary drive سائق نخستین
primary group گروه نخستین
primary reinforcement تقویت نخستین
primary motivation انگیزش نخستین
primary processes فرایندهای نخستین
the first of all نخستین همه
primary zones نواحی نخستین
primary productivity فراوردگی نخستین
prime نخستین اولیه
protomartyr نخستین شهید
as a first step <adv.> نخستین [اولا]
primes نخستین اولیه
primary personality شخصیت نخستین
prime coat روکش نخستین
octateuch نخستین عهدعتیق
acrospire نخستین جوانهء دانه
primary projection area ناحیه فرافکنی نخستین
at the earliest p moment در نخستین وهله امکان
initiate نخستین قدم رابرداشتن
break one's duck کسب نخستین امتیاز
draw first blood کسب نخستین امتیاز
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
initiated نخستین قدم رابرداشتن
initiates نخستین قدم رابرداشتن
recoil بحال نخستین برگشتن
recoiled بحال نخستین برگشتن
recoiling بحال نخستین برگشتن
recoils بحال نخستین برگشتن
protoplast نخستین ادم افریده
fifteen نخستین امتیاز گیم
maiden speech نخستین نطق شخص
primary reinforcer تقویت کننده نخستین
prodelision حذف نخستین حرفCanis
primordial عنصر نخستین اساسی
the first person نخستین شخص متکلم
initiating نخستین قدم رابرداشتن
primary process thinking اندیشیدن در فرایند نخستین
primary mental abilities تواناییهای عقلی نخستین
gross primary product تولید ناخالص نخستین
hexateuchal شش کتاب نخستین از تورات
foal tooth نخستین دندان اسب
firstling نوبر نخستین نتیجه
maiden speeches نخستین نطق شخص
primary consumers مصرف کنندگان نخستین
primary sensory area ناحیه حسی نخستین
on the first occasion در نخستین وهله یا فرصت
net primary production تولید خالص نخستین
initial inverse voltage ولتاژ معکوس نخستین
first fruits نخستین دستاوردهای هر چیز
primary amentia نقص عقل نخستین
opener نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
incipient stages مراحل نخستین یا ابتدائی
relapse مرتد بحال نخستین برگشتن
heptateuch هفت کتاب نخستین توریه
hetaerism ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
plough monday نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
retranslate دوباره بزبان نخستین دراوردن
original sin نخستین گناه ادم ابوالبشر
relapsed مرتد بحال نخستین برگشتن
relapsing مرتد بحال نخستین برگشتن
fleshment خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
relapses مرتد بحال نخستین برگشتن
prototypes اصل ماده نخستین افریده
primary mental deficiency عقب ماندگی ذهنی نخستین
primate راسته پستانداران نخستین پایه
prototype اصل ماده نخستین افریده
premiers نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
stars and bars نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
premier نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
ground بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
premieres نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
sixth man نخستین بازیگرذخیرهای که وارد میدان میشود
premiered نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
first reading طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
premiere نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
revalorization اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
break shot نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
previous examination نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
to nip or crush in the bud در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
restorationism عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
fresher نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
freshers نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
debuts نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
debut نخستین مرحله دخول در بازی یا جامعه شروع بکار کردن
romulus رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
little go نخستین امتحانی که برای گرفتن درجه در a.b کمبریج باید داد
the great exhibition نخستین نمایش بزرگ کالاکه درسال 1851 درلندن داده شد
mural crown ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
platonic cycle or year مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
broached برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broach برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaching برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaches برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
he has run his race دوره
rhythms دوره
rims دوره
rhythm دوره
perimeters دوره
stadiums دوره
stadium دوره
stadia دوره
careers دوره
to have ones fling دوره
outline دوره
felly دوره
periodicity دوره
felloe دوره
one's d. دوره
instar دوره
Ice Age دوره یخ
careering دوره
cycles دوره
cycle دوره
cycled دوره
perimeter دوره
careered دوره
reviewal دوره
career دوره
epochs دوره
era دوره
eras دوره
phase دوره
phased دوره
phases دوره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com