English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (5 milliseconds)
English Persian
yarn نخ تابیده
yarns نخ تابیده
lisle نخ تابیده
spun yarn نخ تابیده
whipcord نخ تابیده
Search result with all words
convoluted بهم تابیده حلقوی
whipping نخ تابیده مخصوص تازیانه پیچی
twist نخ یا ریسمان تابیده
twisting نخ یا ریسمان تابیده
twists نخ یا ریسمان تابیده
worsted پشم تابیده
cable suspension bridge پل معلق با سیم تابیده
cable suspension bridge پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
crewel نخ تابیده مخصوص قلابدوزی
guilloche ارایشی که ماننداست به نوارهایاقیطانهای بهم تابیده
hard laid سفت تابیده
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
organzine ابریشم تابیده
red coals زغال سرخ یا تابیده
reflected light نور باز تابیده
soft laid نرم تابیده
spun rayon ابریشم مصنوعی تابیده
stranded wire سیم بهم تابیده
torsade یراق یا ریسمان تابیده
twisty تابیده
whipcord پارچه محکم ودارای نخ تابیده
pageboy موی بلند و نوک تابیده
pageboys موی بلند و نوک تابیده
hand spun نخ تابیده با دست [دستریس]
metallic thread نخ زربفت [اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
single yarn نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
guilloche [تزئینات کلاسیک با نوار یا قیان به هم تابیده شده] [معماری]
interlacement band [آرایشی با نوارها یا قیطان های به هم تابیده شده]
interlacing band [آرایشی با نوارها یا قیطان های به هم تابیده شده]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com