English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (8 milliseconds)
English Persian
rate of unemployment نرخ بیکاری
unemployment rate نرخ بیکاری
Search result with all words
idly به بیکاری
vacation بیکاری
vacations بیکاری
unemployment بیکاری
idleness بیکاری تنبلی بطالت
idleness بیکاری
sloth بیکاری
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
dole حق بیمه ایام بیکاری
accelerationists شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
an off day روز بیکاری
begger my neighbour policy سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
chronic unemployment بیکاری مزمن
cyclical unemployment بیکاری ادواری
cyclical unemployment بیکاری دورانی
disguised unemployment بیکاری پنهان
disguised unemployment بیکاری نامرئی
down time زمان بیکاری
frictional unemployment بیکاری اصطکاکی
frictional unemployment بیکاری کوتاه مدت که در نتیجه تحرک ناقص نیروی کار
hidden unemployment بیکاری پنهان
idle hours ساعتهای بیکاری
idle time دوره فترت زمان بیکاری
idless بیکاری
idlesse بیکاری تنبلی بطالت
inactively از روی بیکاری بطورغیرفعال
inflationary gap بیکاری مطلقا" وجودنداشته باشد
inoccupation بیکاری
intellectual unemployment بیکاری تحصیلکرده ها
involuntary unemployment بیکاری غیر ارادی
kief بنگ کیف بیکاری
latency زمان بیکاری
lay off فصل کم کاری دوره بیکاری
leisure hours ساعات فراغت یا بیکاری هنگام فرصت
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
marginal unemployment بیکاری نهائی
mass unemployment بیکاری انبوه
mondayish بیحال در روز دوشنبه بواسطه بیکاری یکشنبه خسته از کار
natural rate hypothesis فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
natural unemployment rate نرخ بیکاری طبیعی
new deal برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
off hours ساعات بیکاری
okuns law براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
phillips curve منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
phillips curve شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
quantity of leisure مقدار ساعات بیکاری
residual unemployment بیکاری باقیمانده
seasonal unemployment بیکاری فصلی
structural unemployment بیکاری ساختاری
structural unemployment بیکاری بنیادی
technological unemployment بیکاری فنی
technological unemployment بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
trade off between inflation and رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
unemployment compensation پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
unemployment fund صندوق تامین بیکاری
unemployment inflation dilemma معمای بیکاری
unemployment insurance بیمه بیکاری
vacant hours ساعات بیکاری یا فراغت
voluntary unemployment بیکاری ارادی
jobless وابسته به بیکاری
Time hangs heavily on my hands. از زور بیکاری حوصله ام سر رفته
I am obsessed by fear of unemployment . تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
In ones spare time . دروقت بیکاری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com