Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (3 milliseconds)
English
Persian
agreement water rate
نرخ قراردادی اب
Search result with all words
capitulation
تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
code
نشانه قراردادی
default
قراردادی
defaulted
قراردادی
defaulting
قراردادی
defaults
قراردادی
conventionally
برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
deal
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
deals
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
convention
ائین قراردادی
conventions
ائین قراردادی
signals
علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
contracted
قراردادی
arbitrarily
بطور قراردادی
taxi
عضو گروه بازیگران قراردادی
taxied
عضو گروه بازیگران قراردادی
taxies
عضو گروه بازیگران قراردادی
taxiing
عضو گروه بازیگران قراردادی
conventional
قراردادی
arbitrary
قراردادی
arbitrary
دلبخواه قراردادی
unconventional
غیر قراردادی
contractual
قراردادی
bespoke
قراردادی
bespoken
قراردادی
advice code
کد قراردادی
advice code
کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
agreed point
نقطه قراردادی
all in contract
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
award a contract
قراردادی را واگذار کردن
base symbol
علایم قراردادی مبنا
based on a contract
قراردادی
contra proferentem
قراردادی که مورد رضای طرفین باشد قرارداد مرضی الطرفین
contractual liability
مسئوولیت قراردادی
contractual relationship
رابطه قراردادی
convectional current
جریان قراردادی
conventional current
جریان قراردادی
conventional programming
برنامه نویسی قراردادی
conventional sign
علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
conventionality
مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
creation of contractual tie
انشاء ایجاد رابطه قراردادی
default font
فونت پیش فرض یا قراردادی
default setting
تنظیم پیش فرض یا قراردادی
defoult
قراردادی
discharge of contract
انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
enter into an agreement
قراردادی را منعقد کردن
executory contract
قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
formal charge
بار قراردادی
free on quay
قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on rail
قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
frustrated contract
قراردادی که اجرای ان به دلیل دخالت وقایع غیر مترقبه غیر مممکن شده است قراردادعقیم شده
guarantee a contract
اجرای قراردادی را ضمانت کردن
legal assistance
علایم قراردادی نقشه
military symbols
علایم قراردادی نظامی
notional aircraft
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
phonetic alphabet
کلمات قراردادی مخابراتی
prosign
علامت قراردادی
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
reciprocal agreement
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
restraint of trade
قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
taxi squad
گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
taxi squadder
بازیگر عضو گروه قراردادی
to draw up a contract
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
to enter into an agreement
پیمان یا قراردادی منعقد کردن
to guarantee a contract
اجرای قراردادی راضمانت کردن
to off an agreement
قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
yellow dog contract
قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
To annul
[abrogate]
a contract
قراردادی را باطل کردن
To conclude an agreement (contract).
قراردادی بستن
hit and miss
<idiom>
ناخوشآیند ،غیر قراردادی
to sign up
قراردادی را امضا کردن
[اسم نویسی کردن]
contracted weaver
بافنده قراردادی
to give somebody an ultimatum
به کسی آخرین مدت را دادن
[برای اجرای قراردادی]
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com