Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (2 milliseconds)
English
Persian
amenities
نرمی ملایمت
amenity
نرمی ملایمت
Other Matches
breeziness
ملایمت
mansuetude
ملایمت
subtilty
ملایمت
gently
با ملایمت
affableness
ملایمت
blandness
ملایمت
by f. means
ملایمت
callmness
ملایمت
clemently
به ملایمت
lenity
ملایمت
lambencyr
ملایمت
imperturbability
ملایمت
suavity
ملایمت
mildness
ملایمت
softness
ملایمت
calmness
ملایمت
leniency
ملایمت
gentleness
ملایمت
moderateness
اعتدال ملایمت
genialize
ملایمت دادن
cooling off period
دوره ملایمت
equanimity
ملایمت ارامی
cooling-off period
دوره ملایمت
cooling-off periods
دوره ملایمت
inclemency
بی اعتدالی فقدان ملایمت
warmth
تعادل گرما ملایمت
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
subtilization
ملایمت دقیق و لطیف سازی
sleekness
نرمی
laxly
به نرمی
lenience
نرمی
peachiness
نرمی
silkiness
نرمی
suppleness
نرمی
tractability
نرمی
lenity
نرمی
pulpiness
نرمی
lubricity
نرمی
mansuetude
نرمی
spooniness
نرمی
looseness
نرمی
milkiness
نرمی
mushiness
نرمی
oiliness
نرمی
suavity
نرمی
litheness
نرمی
limpness
نرمی
fluffiness
نرمی
flimsiness
نرمی
pliability
نرمی
pliantly
به نرمی
placably
به نرمی
limply
به نرمی
softly
به نرمی
leniency
نرمی
leniently
به نرمی
mildly
به نرمی
gloss
: نرمی
subtilty
نرمی
softness
نرمی
mildness
نرمی
sweetness
نرمی
smoothly
به نرمی
smoothness
نرمی
flexility
نرمی
flexibly
به نرمی
flagginess
نرمی
flabbiness
نرمی
unction
نرمی
waxiness
نرمی
fineness
نرمی
facileness
نرمی
lubricous
نرمی
ductility
نرمی
downiness
نرمی
benignancy
نرمی
doughiness
نرمی
toughness index
شاخص نرمی
softening point
نقطه نرمی
flow
حرکت به نرمی
flowed
حرکت به نرمی
facilely
به نرمی ماهرانه
creep ductility
نرمی خزش
mellowness
نرمی رسیدگی
osteomalacia
نرمی استخوان
pash
یورش نرمی
plasticity
خمیری نرمی
rickets
نرمی استخوان استخوان نرمی
reckets
نرمی استخوان
reckets
استخوان نرمی
flows
حرکت به نرمی
plasticity
حالت پلاستیکی نرمی
fineness modulus
مدول نرمی و ریزی
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
fineness modulus
مدول ریزی و نرمی
fineness of lime
نرمی و ریزی اهک
ricketiness
دچاری به نرمی استخوان لغزندگی
malleability
باخاصیت چکش خواری نرمی
scumble
نرمی حاصله در اثر سایس یامالش
holystone
سنگ شنی نرمی که با ان عرشه کشتی را میشویند
great dane
نوعی سگ بزرگ وقوی که دارای پوست نرمی است
brie
پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
gibus
کلاه نرمی که دراپرابرسرمیگذارندبرای اینکه هرچه بران مشت بزنند
textile
زیر دست
[احساس نرمی یا زبری فرش بدون توجه به طرح و رنگ آن]
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com