English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
glide ratio نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
Other Matches
towing به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
landing aircraft هواپیمای در حال فرود
seadrome محل فرود هواپیمای اب نشین
glider هواپیمای بی موتور
sailplane هواپیمای بی موتور
gliders هواپیمای بی موتور
sailplaning راندن هواپیمای بی موتور
soaring خلبانی هواپیمای بی موتور
sailplaner خلبان هواپیمای بی موتور
variometer دستگاه فشارسنج هواپیمای بی موتور
turbojet engine موتور هواپیمای دارای توربین جت
provider نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
providers نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
lifts وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
lifting وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
center تعیین حدودوسیله ایجاد حرارت برای استفاده در هواپیمای بی موتور
lift وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
lifted وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
engine pressure ratio نسبت فشار موتور
operating ratio نسبت کارکرد موتور یا ناو
localizer انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
gyrodyne رتورکرافتی که رتورهای ان هنگام برخاستن شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها دردامنه معینی از سرعت توسط موتور کار میکند
photoresist روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
lead aircraft هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
broad arrow engine موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
ease turn سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
diversionary landing فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
photo distance مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
time distance مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
scattering mean free path مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free path for attenuation مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
range scale طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
attenuation mean free path مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
clean aircraft هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
dive bomber هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
auto cat هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
short international مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
bogies تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogey تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
notional aircraft هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
escort aircraft هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
fighter هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
fighters هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
flying crane هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
windsor round مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان
air scout هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
vehicle stopping distance مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
engine mounting نصب موتور قرارگاه موتور
attributable قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata برحسب نسبت معین بهمان نسبت
absorption mean free path مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path absorption مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
coincidence range finder مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی
hostile track تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
nationallism مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
telemetering ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
single phase induction motor موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
abseiling فرود
landing فرود
landings فرود
drops فرود
dropping فرود
dropped فرود
drop فرود
line of fall خط فرود
splashdowns آب فرود
splashdown آب فرود
tailwater فرود اب
land فرود
abseil فرود
abseiled فرود
abseils فرود
downstream فرود اب
under carriage ارابه فرود
angle of fall زاویه فرود
night landing فرود شبانه
application of a force فرود نیرو
landed فرود امده
undercarriage ارابه فرود
undercarriages ارابه فرود
access point نقطه فرود
forced landing فرود اجباری
soft landing فرود نرم
approach clearance اجازه فرود
descends فرود امدن
perch فرود امدن
deck landing aid کمکهای فرود
run way باند فرود
run way محوطه فرود
nosedive فرود عمودی
landing gear ارابه فرود
nosedived فرود عمودی
nosediving فرود عمودی
pits منطقه فرود
pit منطقه فرود
landing strips باند فرود
landing strip باند فرود
perched فرود امدن
descendeur صفحه فرود
parachut چتر فرود
nosedives فرود عمودی
descend فرود امدن
alights فرود امدن
alighting فرود امدن
alighted فرود امدن
alight فرود امدن
plunges فرود امدن
drop zone منطقه فرود
plunged فرود امدن
plunge فرود امدن
perching فرود امدن
perches فرود امدن
prelanding قبل از فرود
approached مسیر فرود
landing angle زاویه فرود
landing area منطقه فرود
impact point نقطه فرود
landing site پایگاه فرود
landing site محل فرود
landing weight وزن فرود
ditching فرود اضطراری
instrument landing فرود کور
approach مسیر فرود
landing zone منطقه فرود
approaches مسیر فرود
landing spot نقطه فرود
light or lighted فرود امدن
landing light چراغ فرود
strip باند فرود
land vi فرود امدن
missed approach فرود اضطراری
missed approach فرود ناقص
landing hill تپه فرود
service court محل فرود سرویس
line of fall خط فرود گلوله به زمین
approach chart نقشه مسیر فرود
landing فرود [هواپیما یا موشک]
overshoots فرود ناقص هواپیما
landing mat باند فرود اضطراری
landing ship dock اسکله فرود اب خاکی
approach end ابتدای باند فرود
overshooting فرود ناقص هواپیما
overshoot فرود ناقص هواپیما
lodgment area منطقه استراحت یا فرود در سر پل
line of approach مسیر تقرب یا فرود
landing فرود ژیمناست به زمین
angle of fall زاویه فرود گلوله
landings فرود ژیمناست به زمین
angle of approach زاویه فرود هواپیما
point of application of a force نقطه فرود نیرو
maximum landing weight حداکثر وزن فرود
air landing فرود از راه هوا
drop zone منطقه فرود چترباز
advanced landing field پایگاه فرود مقدم
air strip باند فرود یاپرواز
slope of falp شیب زاویه فرود
landing signal officer افسر ارتباط فرود
belly flop با شکم فرود آمدن
belly flops با شکم فرود آمدن
wave off فرود همراه با سایش
helipad سکوی فرود هلیکوپتر
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
forced landing فرود اجباری هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
landing threshold استانه فرود اب خاکی
back dive شیرجه از پشت و فرود با پا
glide path مسیر فرود ازاد
distances مسافت
ranged مسافت
length مسافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com