English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
relativism نسبی نگری
Search result with all words
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
Other Matches
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
retrospection پس نگری
holism کل نگری
retrospect پس نگری
retrospective view [on] پس نگری [به]
hereditarianism ارثی نگری
geneticism ارثی نگری
finalism غایت نگری
extraception واقع نگری
self observation خویشتن نگری
personalism شخص نگری
parallelism توازی نگری
elementarism عنصری نگری
vitalism حیاتی نگری
biologism زیستی نگری
atomism ذره نگری
forecasting پیش نگری
purposivism غایت نگری
intraception عاطفی نگری
probabilism احتمالی نگری
pansexualism جنسی نگری
panpsychism روحی نگری
organicism عضوی نگری
operationalism عملیاتی نگری
objectivism عینی نگری
nervism عصب نگری
phenomenalism پدیدار نگری
necropsy مرده نگری
nativism فطری نگری
psychologism روانشناختی نگری
physicalism فیزیکی نگری
physiologism فیزیولوژی نگری
preformism ذاتی نگری
foresight پیش نگری
expectations پیش نگری
dualism دوگانه نگری
prospected اینده نگری
prospecting اینده نگری
prospects اینده نگری
introspection درون نگری
empiricism تجربی نگری
sensationalism حسی نگری
absolutism مطلق نگری
centralism مرکزی نگری
prospect اینده نگری
expectation پیش نگری
Elementarism عنصر نگری
cultural parallelism توازی نگری فرهنگی
cultural absolutism مطلق نگری فرهنگی
introspectionist خویشتن نگری است
perfect foresight اینده نگری کامل
mechanistic theory نظریه ماشینی نگری
moral realism واقع نگری اخلاقی
biologism زیست شناختی نگری
providence صرفه جویی اینده نگری
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
Peeping Toms نام خیاطی که به خاطر هیز نگری کور شد
Peeping Tom نام خیاطی که به خاطر هیز نگری کور شد
prospect [of something] آینده نگری [چشم انداز] [پیش بینی] چیزی
respective نسبی
relative نسبی
relative code کد نسبی
proportional limit حد نسبی
comparative نسبی
relative humidity نم نسبی
comparatives نسبی
proportional نسبی
consanguineous نسبی
self relative نسبی
relative address نشانی نسبی
relative importance اهمیت نسبی
relative precision دقت نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative motion حرکت نسبی
relative address آدرس نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative income درامد نسبی
relationship by bood قرابت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative permitivity گذردهی نسبی
relative majority اکثریت نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative density چگالی نسبی
relative error خطای نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative nullity بطلان نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relationship by blood خویشاوندی نسبی
relationship by blood قرابت نسبی
whole blood قرابت نسبی
comparative advantage برتری نسبی
comparative advantage مزیت نسبی
comparative costs هزینههای نسبی
comparative cover پوشش نسبی
sib منسوب نسبی
consanguinity قرابت نسبی
blood relationship قرابت نسبی
blood relationship خویشاوندی نسبی
relative خودی نسبی
relativity فرضیه نسبی
genealogical نسبی شجرهای
proportional representation انتخابات نسبی
ipsative scale مقیاس نسبی
specific gravities چگالی نسبی
specific gravity چگالی نسبی
sanguinity قرابت نسبی
distortion factor مانده نسبی
proportional tax مالیات نسبی
relative value مقدار نسبی
self relative address نشانی نسبی
persons related to another by descent اقارب نسبی
persons related to another by parentage اقارب نسبی
relative term لفظ نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
proportional liability partnership شرکت نسبی
relative velocity سرعت نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative wind باد نسبی
emissivity تابش نسبی
stranger in blood غیر نسبی
fractional error خطای نسبی
relativeness نسبی بودن
ipsative score نمره نسبی
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
sound level شدت نسبی صوت
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
true air speed سرعت نسبی هواپیما
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
relativize بصورت نسبی در اوردن
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relative addressing نشان دهی نسبی
employment rate میزان نسبی اشتغال
strains افزایش طول نسبی
strains تغییر شکل نسبی
of relative importance دارای اهمیت نسبی
strain افزایش طول نسبی
strain تغییر شکل نسبی
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative bearing سمت نسبی ناو
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
bel واحد شدت نسبی توان
comparative ve اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
simple strain تغییر طول نسبی ساده
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
recessions کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
differential susceptibility and permeabi مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
recession کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
elastic strain تغییر شکل نسبی ارتجاعی
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
relativity فلسفه نسبیه نسبی بودن
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
cold straining تغییر بعد نسبی در حالت سرد
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
strain energy انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
elasticity of factor substitution وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
difference chart جدول تعیین سمت و برد نسبی
adjustable proportional module نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
superaerodynamics ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
rammed افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
tristimulus values مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
ram افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
rams افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
sailwing هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation [darn] مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com