English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (8 milliseconds)
English Persian
withdrawal symptoms نشانههای ترک دارو
Other Matches
dose rate نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
wiring symbols نشانههای سیمکشی
returns نشانههای انتهای خط
returning نشانههای انتهای خط
returned نشانههای انتهای خط
return نشانههای انتهای خط
reduced cues نشانههای مخفف
leading marks نشانههای هدایت
directory markers نشانههای دایرکتوری
object symptoms نشانههای پیدا یا بیرون نما
symptomatology علم شناسایی نشانههای بیماری
ECMA استاندارد نشانههای برای رسم فلوچارت
flow diagram نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
flowchart نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
operation بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
groups نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
desktop در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
stencilled ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciling ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencilling ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stenciled ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencils ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
stencil ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت
tactile صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
flow diagram صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
flowchart صفحه پلاستیکی با نشانههای بریده شده موقت برای اجازه دادن به نشانه ها تا به آسانی و به سرعت رسم شوند
natural philosophy دارو
medicinally با دارو
materia medica دارو
medicines دارو
medicine دارو
medicament دارو
remedying دارو
medics دارو
remedy دارو
remedies دارو
remedied دارو
medicaments دارو
pharmaceutic دارو
cure دارو
puisne judge دارو جز
drugs دارو
drugging دارو
drugged دارو
drug دارو
cured دارو
cures دارو
pill حب دارو
pharmaceuticals دارو
pharmaceutical دارو
medications دارو
medication دارو
pills حب دارو
philter مهر دارو
chemic دارو فروش
cure all نوش دارو
muller دارو ساز
calomel کرم دارو
pouch kit جعبه دارو
male fern کیل دارو
pouch kit جای دارو
lungwort سینه دارو
troche قرص دارو
hyssop اشنان دارو
substance withdrawal ترک دارو
alkahest نوش دارو
doses مقدار دارو
dosages یک خوراک دارو
withdrawal ترک دارو
dose مقدار دارو
dose یک خوراک دارو
dosed مقدار دارو
dosed یک خوراک دارو
doses یک خوراک دارو
dosing مقدار دارو
dosage یک خوراک دارو
withdrawals ترک دارو
philtre مهر دارو
dosing یک خوراک دارو
tabulation نشانههای نمایش داده شده برای بیان محل توقفهای جدول بندی شده
flowline خط وطی که نشانههای فلوچارت را بهم وصل میکند تا جهت جریان در فلوچارت را نشان میدهد
withdrawal syndrome نشانگان ترک دارو
miyhridate زهر دارو پادزهر
dozing دوز یک خوراک دارو
dozed دوز یک خوراک دارو
dozes دوز یک خوراک دارو
orthopathy معالجه بدون دارو
vial شیشه کوچک دارو
doze دوز یک خوراک دارو
resolutive دارو یا عامل گدازنده
dosage مقدار استعمال دارو
pillbox قوطی حب دارو وغیره
diatessaron ترکیبی ازچهار دارو
drug abuse سوء استفاده از دارو
drug holiday ترک موقت دارو
dosages مقدار استعمال دارو
medications دارو [به طور کلی ]
drugs دارو [به طور کلی ]
drugs of every description [of all descriptions] همه نوع دارو
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
hocus نوشابه دارو زده
seasoning دارو زنی بچوب
upper case حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
drugged دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging دارو خوراندن تخدیر کردن
drug دارو خوراندن تخدیر کردن
spaced out <idiom> از خوردن دارو گیج شدن
drugs دارو خوراندن تخدیر کردن
iamatology مبحث دارو شناسی پزشکی
nauseant دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
dope دارو دادن تخدیر کردن
dosage مقدار تجویز شده دارو
dozed مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozing مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosages مقدار تجویز شده دارو
dopes دارو دادن تخدیر کردن
dozes مقدار کافی از یک دارو خوراک
gallipot پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
potion دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potions دارو یا زهر ابکی شربت عشق
love potions مهر دارو شربت عشق امیز
love potion مهر دارو شربت عشق امیز
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
rodenticide دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
This drug excites the nerves. این دارو اعصاب را تحریک می کند
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
love philtre مهر دارو شربت سحر امیز
pharmacodynamics مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
lay off <idiom> بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
pulsatilla شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
wimps نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
reconstituent دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
dosimetry تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com