Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
discriminandum
نشانه افتراق
Other Matches
dissociation
افتراق
differentiation
افتراق
segregation
افتراق
discrimination
افتراق
discrimination index
شاخص افتراق
discrimination box
جعبه افتراق
stimulus discrimination
افتراق محرک
razor edge
محل افتراق
sensory discrimination
افتراق حسی
discriminating power
توان افتراق
discriminability
افتراق پذیری
discriminating range
دامنه افتراق
item discrimination index
ضریب افتراق پرسش
semantic differential scale
مقیاس افتراق معنایی
pointer
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolically
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
peach design
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
electro optics
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
presaging
نشانه
sacrament
نشانه
cursor
نشانه گر
marks
نشانه
mark
نشانه
omen
نشانه
presage
نشانه
presaged
نشانه
sacraments
نشانه
cursors
نشانه گر
cue
نشانه
icon
نشانه
emblem
نشانه
icons
نشانه
emblems
نشانه
signalled
نشانه
cues
نشانه
signaled
نشانه
signal
نشانه
symptomless
بی نشانه
ikons
نشانه
bench mark
نشانه
portent
نشانه
portents
نشانه
indications
نشانه ها
omens
نشانه
trace
نشانه
emblematic
نشانه
symptoms
نشانه
symbol
نشانه
reminiscence
نشانه
marker
نشانه
markers
نشانه
attributing
نشانه
attribute
نشانه
indicative
نشانه
symptom
نشانه
presages
نشانه
token
نشانه
one address
با یک نشانه
tokens
نشانه
attributes
نشانه
traces
نشانه
traced
نشانه
reminiscences
نشانه
cairn
سنگ نشانه
targetted
تیر نشانه
pivot point
نقطه نشانه
proof of laziness
نشانه تنبلی
aims
نشانه گرفتن .
targetting
تیر نشانه
frequency mark
نشانه فرکانس
aimed
نشانه گرفتن .
allegory
نشانه علامت
aim
نشانه گرفتن .
allegories
نشانه علامت
prodrome
پیش نشانه
marksmen
نشانه گیر
cairns
سنگ نشانه
direction peg
میخ نشانه
indicium
نشانه ویژه
targeted
تیر نشانه
targeting
تیر نشانه
indicator
علامت خط نشانه
targets
تیر نشانه
veto
نشانه مخالفت
vetoed
نشانه مخالفت
minimal cue
نشانه کمینه
vetoes
نشانه مخالفت
vetoing
نشانه مخالفت
go ahead
نشانه ترقی
target
تیر نشانه
marksman
نشانه گیر
merit badge
نشانه هنر
emblematical
حاوی نشانه
symptomatic
نشانه بیماری
marker
علامت نشانه
sightings
نشانه رفتن
sighting
نشانه رفتن
typology
نشانه شناسی
traffic signal
نشانه روشن
badge reader
نشانه خوان
bench mark
نشانه مبنا
train
نشانه رفتن
trained
نشانه رفتن
asterisks
1-نشانه گرافیکی
asterisk
1-نشانه گرافیکی
markers
علامت نشانه
levels
نشانه گرفتن
levelled
نشانه گرفتن
leveled
نشانه گرفتن
level
نشانه گرفتن
proof
نشانه مدرک
proofs
نشانه مدرک
trains
نشانه رفتن
token passing
گذراندن نشانه
signaled
علامت نشانه
signalled
علامت نشانه
code
نشانه قراردادی
cue learning
نشانه اموزی
dan buoy
بویه نشانه
cockshy
نشانه روی
indication
اشعار نشانه
aiming
نشانه روی
line of sight
خط نشانه روی
sem
نشانه شناسی
signal
علامت نشانه
cockshot
نشانه روی
symptomatology
نشانه شناسی
bode
نشانه بودن
sighting
نشانه روی کردن
directing point
نقطه نشانه روی
caduceus
نشانه علم پزشکی
it is an indication of lazines
نشانه تنبلی است
sight
الت نشانه روی
it is indicative of bad luck
نشانه بدبختی است
mark
نشانه کردن حریف
mark
علامت نشانه هدف
k
نشانه بیان یک هزار
sight
دوربین نشانه روی
marks
علامت نشانه هدف
sights
الت نشانه روی
fine sight
تنظیم خط نشانه دقیق
aiming post
شاخصهای نشانه روی
sightings
نشانه روی کردن
aiming stake
دستک نشانه روی
aiming light
چراغ نشانه روی
point
نشانه روی کردن
gun sight
دستگاه نشانه روی
marks
نشانه کردن حریف
impresa
نشانه جمله شعاری
sights
دوربین نشانه روی
it bobes evil
نشانه بدی است
extends
گرافیک و نشانه ها است
carried
نشانه وقوع وام
hallmark
انگ نشانه عیار
symptom substitution theory
نظریه جانشینی نشانه ها
to present arms
نشانه روی کردن
peep sight
دریچه نشانه روی
pavement marking
نشانه گذاری راه
homage
نشانه ی تکریم و وفاداری
reciprocal laying
نشانه روی متقابله
carries
نشانه وقوع وام
sighting device
وسیله نشانه روی
sight scale
مقیاس نشانه روی
term symbol
نشانه جمله طیفی
sight scale
طبله نشانه روی
carrying
نشانه وقوع وام
semicolon
نشانه چاپ شده
carry
نشانه وقوع وام
road marking
نشانه گذاری راه
token ring network
شبکه نشانه حلقهای
plot
نشانه میان چهارراه
plots
نشانه میان چهارراه
leading point
نقطه نشانه روی
traffic sign
تابلو نشانه گذاری
traffic sign
لوحه نشانه گذاری
crossbones
نشانه مرگ وخطر
extend
گرافیک و نشانه ها است
extending
گرافیک و نشانه ها است
negative voice
منع نشانه مخالفت
gunners
نشانه رو توپ ساز
plotted
نشانه میان چهارراه
toxic symptom
نشانه زهراگینی یامسمومیت
hallmarks
انگ نشانه عیار
gunner
نشانه رو توپ ساز
kentish fire
که نشانه نفاق ..باشد
wreck buoy
نشانه کشتی غرق شده
caret
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
toho
اعضای انگشتان نشانه و شست
backspace
حرکت نشانه گر یک واحد به چپ یا عقب
optical
نشانه روی بصری چشمی
sighting device
دوربین دستگاه نشانه روی
symptomatic
مطابق نشانه بیماری نماینده
palms
نخل خرما نشانه پیروزی
palm
نخل خرما نشانه پیروزی
refers
نشانه روی به نقطه نشانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com