Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
address
نشانی گیرنده پیام
addressed
نشانی گیرنده پیام
addresses
نشانی گیرنده پیام
Other Matches
challenge and reply
ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
signalling
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
acknowledges
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
routes
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
route
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
blind transportation
ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب
teletypewriter
ماشین تحریرخود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
Teletypes
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
Teletype
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
affirmative
سیگنال تصدیق از طرف گیرنده که پیام را پذیرفته است و آماده بعدی است.
ack
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
acknowledge
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
acknowledges
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
acknowledging
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
InBox
خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه
backward
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
request
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
piggybacking
استفاده از پیام ارسالی برای انتقال تصدیق از یک پیام که زودتر دریافت شده است
InBox
پیام فکس و پیام ارسالی روی انیترنت است
quoting
خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
authentication
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
prompted
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompt
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompts
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
receipt notification
خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است
radiogram
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiograms
پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
UA
نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
codress
نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
anagrams
استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
anagram
استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
polynomial code
سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است
ended
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ends
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
end
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
MTA
نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
service message
پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
wilco
پیام را اجرامی کنم پیام رسید اجرا می کنم
three address
با سه نشانی
password
نشانی
address part
جز نشانی
passwords
نشانی
addressed
نشانی
single address
با یک نشانی
addresses
نشانی
address
نشانی
two address
با دو نشانی
cell address
نشانی سل
counter sign
نشانی
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
firefighting
آتش نشانی
relative address
نشانی نسبی
regional address
نشانی منطقه ای
reference address
نشانی مرجع
hydrants
شیراتش نشانی
direct address
نشانی مستقیم
memory address
نشانی حافظه
fire-fighting
اتش نشانی
floating audress
نشانی شناور
fire prevention
اتش نشانی
token
نشانی یادگاری
tokens
نشانی یادگاری
return address
نشانی بازگشت
relocatable address
نشانی جابجاپذیر
hydrant
شیراتش نشانی
triple address
با نشانی سه گانه
explicit address
نشانی صریح
addressed
نشانی دادن
one address computer
کامپیوتر یک نشانی
effective address
نشانی موثر
parameter setting
پارامتر نشانی
address
نشانی دادن
two address computer
کامپیوتربا دو نشانی
synthetic address
نشانی مصنوع
machine address
نشانی ماشین
fire fighting
اتش نشانی
virtual address
نشانی مجازی
to hit a mark
نشانی را زدن
variable address
نشانی متغییر
directing point
نقطه نشانی
to miss a mark
نشانی را نزدن
addresses
نشانی دادن
symbolic address
نشانی نمادی
addressable
نشانی پذیر
multiaddress
با چند نشانی
address adjustment
تعدیل نشانی
addressing
نشانی دهی
addressing
نشانی یابی
actual address
نشانی واقعی
address bus
گذر نشانی
addressability
نشانی پذیری
address modification
پیرایش نشانی
address modification
اصلاح نشانی
address part
جزء نشانی
address format
قالب نشانی
address counter
نشانی شمار
address register
ثبات نشانی
address variable
متغیر نشانی
home address
نشانی منزلگاه
foam
کف اتش نشانی
foamed
کف اتش نشانی
foaming
کف اتش نشانی
aiming point
نقطه نشانی
foams
کف اتش نشانی
self relative address
نشانی نسبی
specific address
نشانی خاص
single address
بایک نشانی
home address
نشانی مبداء
multi address
با چند نشانی
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
multiple address
با نشانی چندگانه
branch address
نشانی انشعاب
absolute address
نشانی مطلق
base address
نشانی پایه
quadruple address
با نشانی چهار کانه
fire main
لوله اب اتش نشانی
fire post
جایگاه اتش نشانی
fearnought suit
لباس اتش نشانی
firehouse
ایستگاه اتش نشانی
scaling ladder
نردبان اتش نشانی
four address computer
کامپیوتر چهار نشانی
generated address
نشانی تولید شده
reset cycle
چرخه باز نشانی
fire department
اداره اتش نشانی
hand extinguisher
کپسول اتش نشانی
relative addressing
نشانی دهی نسبی
fire departments
اداره اتش نشانی
fireman
مامور اتش نشانی
firemen
مامور اتش نشانی
fire party
گروه اتش نشانی
pompier ladder
نردبان اتش نشانی
fire party
تیم اتش نشانی
memory address space
فضای نشانی حافظه
fire fighting
اتش نشانی کردن
fire fighter
مامور اتش نشانی
fire company
شرکت اتش نشانی
sector addressing
نشانی دهی قطاعی
key to address transfermation
تبدیل کلید به نشانی
authenticator
اعلام کننده نشانی
fire engines
ماشین اتش نشانی
fire engine
ماشین اتش نشانی
fire brigades
مامورین اتش نشانی
fire brigades
قسمت اتش نشانی
fire brigade
مامورین اتش نشانی
fire brigade
قسمت اتش نشانی
fire extinguishers
کپسول اتش نشانی
memory address register
ثبات نشانی حافظه
authentication equipment
وسایل تعیین نشانی
bit addressable
نشانی پذیر تا ذره
byte addressable
نشانی پذیر تالقمه
byte addressable
بایت نشانی پذیر
caracter addressable
کاراکتر نشانی پذیر
chip of the old block
بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
extinguisher
دستگاه اتش نشانی
n address instruction
دستور العمل با N نشانی
obelus
نشانی بدین شکل "-"
current address register
ثبات نشانی جریان
fire extinguishers
دستگاه اتش نشانی
fire extinguisher
کپسول اتش نشانی
fire stations
مرکز اتش نشانی
fire stations
اداره اتش نشانی
fire stations
پست اتش نشانی
fire stations
ایستگاه اتش نشانی
fire station
مرکز اتش نشانی
fire station
اداره اتش نشانی
fire station
پست اتش نشانی
dynamic address translate
مترجم نشانی پویا
fire station
ایستگاه اتش نشانی
fireplugs
شیر اب اتش نشانی
firefighter
مامور اتش نشانی
firefighters
مامور اتش نشانی
fire extinguisher
دستگاه اتش نشانی
hydrants
شیر اتش نشانی
hydrant
شیر اتش نشانی
fire plug
شیر اتش نشانی
fire hydrants
شیر اتش نشانی
fire hydrant
شیر اتش نشانی
fire alarms
اژیر اتش نشانی
fire alarm
اژیر اتش نشانی
fireguards
مامور اتش نشانی
fireguard
مامور اتش نشانی
fireplug
شیر اب اتش نشانی
acknowledge
اعلام نشانی کردن
fire engine
ماشین آتش نشانی
What is your home address?
نشانی منزلتان چیست ؟
word addressable
نشانی پذیری کلمه
fire hydrant
شیر آتش نشانی
fireplug
[American]
شیر آتش نشانی
acknowledging
اعلام نشانی کردن
acknowledges
اعلام نشانی کردن
smokechaser
مامور اتش نشانی جنگل
medal
نشانی شبیه سکه مدال
refer
نشانه روی به نقطه نشانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com