Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
mark sense reader
نشان خوان
Search result with all words
like father like son
پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
optical mark reader
نشان خوان نوری
Other Matches
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
an omnivorous reader
<idiom>
خر خوان
tabling
خوان
soloist
تک خوان
recitalist
تک خوان
soloists
تک خوان
table
خوان
lip reader
لب خوان
tabled
خوان
tables
خوان
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
singers
اواز خوان
page reader
صفحه خوان
songster
غزل خوان
gleeman
حماسه خوان
peayer
دعا خوان
crooners
اواز خوان
crooner
اواز خوان
gospeller
انجیل خوان
weeper
نوحه خوان
phrenologist
جمجمه خوان
decoder
رمز خوان
braggart
رجز خوان
braggarts
رجز خوان
mourner
نوحه خوان
cantatrice
زن اوازه خوان
psalmist
مزمور خوان
prelector
خطابه خوان
character reader
دخشه خوان
prayerful
نماز خوان
scrimmager
رجز خوان
studious
کتاب خوان
studious
درس خوان
ballad singer
تصنیف خوان
badge reader
نشانه خوان
mourners
نوحه خوان
yodeler
اواز خوان
card reader
کارت خوان
optical reader
نور خوان
tape reader
نوار خوان
film reader
فیلم خوان
optical character reader
کاراکترنوری خوان
sopranist
ششدانگ خوان
sopranist
زیر خوان
document reader
سند خوان
songstress
زن اواز خوان
songster
اواز خوان
lamenter
مرثیه خوان
night raven
مرغ شب خوان
epistoler
رساله خوان
singer
اواز خوان
epistler
رساله خوان
threnodist
مرثیه خوان
epigraphist
کتیبه خوان
lay clerk
سرود خوان کلیسا
reference
کتاب بس خوان بازگشت
beadsman
فاتحه خوان مزدور
magnetic tape reader
نوار مغناطیسی خوان
chanter
سرود خوان کلیسا
psalmodist
زبور خوان مزمورسرا
singin bird
پرنده اواز خوان
buskers
آواز خوان دورهگرد
optical mark reader
علامت خوان نوری
optical page reader
صفحه نوری خوان
paper tape reader
نوار کاغذی خوان
major domo
نافر خوان سالار
major-domo
نافر خوان سالار
major-domos
نافر خوان سالار
artiste
اوازه خوان یا رقاص
artistes
اوازه خوان یا رقاص
disk drive head
نوک دیسک خوان
optical mark reader
علامت نوری خوان
triller
اواز خوان باتحریر
optical character reader
دخشه خوان نوری
busker
آواز خوان دورهگرد
references
کتاب بس خوان بازگشت
cantor
اواز خوان مذهبی
threnodist
روضه خوان مرثیه نویس
The singer made some recordings ,.
آوازه خوان چند صفحه پرکرد
chorister
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
choristers
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
natural philosopher
فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
omr
را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند
optical
قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
peripheral
وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
backgrounds
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
interactive video
سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
mark
نشان کردن نشان
marks
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
leading edge
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
autos
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
disk operating system
کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
turnaround document
متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
CDs
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
CD
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
optical
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
presages
نشان
targeting
نشان
ensign
نشان
targeted
نشان
targets
نشان
targetted
نشان
target
نشان
presaged
نشان
presage
نشان
presaging
نشان
signal
نشان
signaled
نشان
signalled
نشان
banner
نشان
benchmarks
نشان
banners
نشان
benchmark
نشان
hallmarks
نشان
symbol
نشان
targetting
نشان
mark
نشان
tract
نشان
savorŠetc
نشان
icon
نشان
icons
نشان
emblems
نشان
ikons
نشان
tracts
نشان
emblem
نشان
refrigeratory
تب نشان
plaques
نشان
plaque
نشان
printless
بی نشان
refrigerent
تب نشان
marks
نشان
impressing
نشان
hash mark
خط نشان
shew
نشان
indication
نشان
medals
نشان
badge
نشان
indice
نشان
medal
نشان
indicium
نشان
grammalogue
نشان
insigne
نشان
badges
نشان
impresses
نشان
impressed
نشان
hallmark
نشان
impress
نشان
trackless
بی نشان
showed
نشان
show
نشان
vestige
نشان
vestiges
نشان
tokens
نشان
token
نشان
cicatricle
نشان
cicatricial
نشان
cicatrice
نشان
shows
نشان
vestigial
نشان
track
نشان
tracked
نشان
tracks
نشان
unmarked
بی نشان
vexillum
نشان
stamps
نشان
chalk
نشان
caret
نشان
brands
نشان
branding
نشان
brand
نشان
bench mark
نشان
symptoms
نشان
stamp
نشان
chalked
نشان
chalking
نشان
attribute
نشان
attributes
نشان
attributing
نشان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com