Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (17 milliseconds)
English
Persian
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
Search result with all words
demonstration
نرم افزاری که آنچه یک برنامه قادر به انجام است بدون پیاده سازی توابع آن نشان میدهد
demonstrations
نرم افزاری که آنچه یک برنامه قادر به انجام است بدون پیاده سازی توابع آن نشان میدهد
demo
نشان دادن آنچه یک برنامه کاربردی میتواند انجام دهد بدون پیاده سازی تمام توابع
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
DV I
سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
interchange file format
استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد
Other Matches
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
mark
نشان کردن نشان
marks
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
plaques
نشان
impresses
نشان
marks
نشان
trackless
بی نشان
plaque
نشان
mark
نشان
impressing
نشان
emblem
نشان
emblems
نشان
vestiges
نشان
vestige
نشان
hallmark
نشان
insigne
نشان
badge
نشان
shows
نشان
impressed
نشان
chalks
نشان
chalking
نشان
chalked
نشان
impress
نشان
chalk
نشان
badges
نشان
hallmarks
نشان
token
نشان
unmarked
بی نشان
trace
نشان
traced
نشان
traces
نشان
tracks
نشان
hash mark
خط نشان
tracked
نشان
track
نشان
cicatricle
نشان
cicatricial
نشان
presaging
نشان
stamps
نشان
tokens
نشان
stamp
نشان
presages
نشان
presaged
نشان
presage
نشان
show
نشان
showed
نشان
grammalogue
نشان
ear mark
نشان
cicatrice
نشان
vexillum
نشان
insignia
نشان
medal
نشان
medals
نشان
indication
نشان
tract
نشان
icon
نشان
icons
نشان
untitled
بی نشان
signal
نشان
signaled
نشان
signalled
نشان
ikons
نشان
banner
نشان
banners
نشان
traceless
بی نشان
caret
نشان
tracts
نشان
refrigerent
تب نشان
tallied
خط نشان
slurs
نشان
tallied
نشان
award
نشان
brands
نشان
indicium
نشان
awarded
نشان
awarding
نشان
awards
نشان
score
نشان
attribute
نشان
symbol
نشان
savorŠetc
نشان
gong
[British E]
نشان
indice
نشان
slurring
نشان
slurred
نشان
tallying
خط نشان
tallying
نشان
ensigns
نشان
ensign
نشان
tally
خط نشان
tally
نشان
benchmarks
نشان
tallies
خط نشان
benchmark
نشان
brand
نشان
branding
نشان
symptoms
نشان
tallies
نشان
slur
نشان
targetted
نشان
vestigial
نشان
attributing
نشان
targets
نشان
refrigeratory
تب نشان
scores
نشان
symptom
نشان
printless
بی نشان
targetting
نشان
shew
نشان
bench mark
نشان
scored
نشان
target
نشان
targeted
نشان
targeting
نشان
attributes
نشان
tildes
این نشان سه
file mark
نشان پرونده
registering
نشان دادن
register
نشان دادن
gemmed
جواهر نشان
mutton fist
نشان دست
silver medals
نشان نقره
demonstrate
نشان دادن
silver medal
نشان نقره
sights
نشان کردن
end mark
نشان خاتمه
demarcates
نشان گذاردن
demarcating
نشان گذاردن
field mark
نشان میدان
demarcated
نشان گذاردن
indicative
نشان دهنده
faceless
بینام و نشان
foretoken
نشان پیش
conizance
نشان ویژه
registers
نشان دادن
end mark
نشان انتها
gemmed
گوهر نشان
demarcate
نشان گذاردن
word mark
نشان کلمه
symbolic
نشان دار
mark condition
وضعیت نشان
show
نشان دادن
showed
نشان دادن
shows
نشان دادن
evincible
نشان دادنی
mark sense
نشان دریاب
mark sense
نشان گذار
mark sense reader
نشان خوان
mark sensing
نشان دریابی
group mark
نشان گروه
indicates
نشان دادن
indicated
نشان دادن
indicate
نشان دادن
guide post
نشان راه
commendation
نشان سپاس
expansion orbit
مدار نشان
exhibitive
نشان دادنی
impressions
نشان گذاری
impression
نشان گذاری
mark sensing
نشان گذاری
medal of honor
نشان افتخار
traits
نشان اختصاصی
evincing
نشان دادن
seamed
دارای نشان
TM
نشان تولیم
time signature
نشان دیرند
evinces
نشان دادن
evinced
نشان دادن
highlight
نشان شده
indicator
نشان دهنده
traits
نشان ویژه
trait
نشان اختصاصی
forefinger
انگشت نشان
forefingers
انگشت نشان
the first or index finger
انگشت نشان
highlights
نشان شده
ante
نشان دادن
highlighted
نشان شده
symbolically
نشان دار
trait
نشان ویژه
mark sensing
نشان یابی
evince
نشان دادن
marks
نشان علامت
aimed
نشان هدف
firemen
اتش نشان
fireman
اتش نشان
aim
نشان هدف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com