Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
Other Matches
decoration
نشان خدمتی
decorations
نشان خدمتی
silver medal
نشان نقره
silver medals
نشان نقره
asterism
نشان ستاره
asterisk
نشان ستاره
star spangled
ستاره نشان
asterisks
نشان ستاره
stars
نشان ستاره اختر
campaign star
نشان جنگی ستاره
asterisks
با ستاره نشان کردن
asterisk
با ستاره نشان کردن
starred
نشان ستاره اختر
star
نشان ستاره اختر
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
mark
نشان کردن نشان
marks
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
service records
سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
silvers
نقره پوش کردن نقره فام شدن
silver
نقره پوش کردن نقره فام شدن
benchmarks
نشان
icons
نشان
ensign
نشان
presages
نشان
tracked
نشان
mark
نشان
token
نشان
presaged
نشان
benchmark
نشان
presaging
نشان
symbol
نشان
printless
بی نشان
tokens
نشان
bench mark
نشان
grammalogue
نشان
show
نشان
showed
نشان
shows
نشان
ensigns
نشان
stamp
نشان
branding
نشان
emblem
نشان
insignia
نشان
attributes
نشان
banners
نشان
banner
نشان
emblems
نشان
brands
نشان
attributing
نشان
plaques
نشان
plaque
نشان
brand
نشان
tract
نشان
tracts
نشان
symptoms
نشان
symptom
نشان
indication
نشان
medals
نشان
signalled
نشان
attribute
نشان
signaled
نشان
indicium
نشان
indice
نشان
unmarked
بی نشان
medal
نشان
traces
نشان
traced
نشان
trace
نشان
traceless
بی نشان
trackless
بی نشان
tracks
نشان
signal
نشان
vexillum
نشان
hallmark
نشان
hallmarks
نشان
untitled
بی نشان
insigne
نشان
track
نشان
hash mark
خط نشان
tallied
نشان
shew
نشان
refrigerent
تب نشان
chalked
نشان
slur
نشان
slurred
نشان
slurring
نشان
chalk
نشان
refrigeratory
تب نشان
chalking
نشان
caret
نشان
tallied
خط نشان
tallies
نشان
tallies
خط نشان
tally
نشان
tally
خط نشان
tallying
نشان
chalks
نشان
tallying
خط نشان
badge
نشان
cicatrice
نشان
vestiges
نشان
gong
[British E]
نشان
badges
نشان
ear mark
نشان
impress
نشان
cicatricle
نشان
cicatricial
نشان
vestige
نشان
vestigial
نشان
impressing
نشان
impresses
نشان
impressed
نشان
slurs
نشان
ikons
نشان
scores
نشان
award
نشان
awarded
نشان
scored
نشان
awarding
نشان
savorŠetc
نشان
targetted
نشان
targeting
نشان
awards
نشان
score
نشان
targetting
نشان
stamps
نشان
target
نشان
presage
نشان
targets
نشان
icon
نشان
marks
نشان
targeted
نشان
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
index finger
انگشت نشان
faceless
بینام و نشان
lineament
نشان ویژه
lineaments
نشان ویژه
demonstrating
نشان دادن
impresses
نشان گذاردن
paludous
نوبه نشان
demonstrator
نشان دهنده
medal of honor
نشان افتخار
tildes
این نشان سه
track ball
گوی نشان
mark sensing
نشان یابی
time signature
نشان دیرند
vision
یا نشان دادن
demonstrate
نشان دادن
marks
نشان علامت
note of a
نشان شگفت
mark sensing
نشان دریایی
mutton fist
نشان دست
firemen
اتش نشان
index fingers
انگشت نشان
word mark
نشان کلمه
emblems
نشان افتخار
indicative
نشان دهنده
standards
نشان پرچم
fireman
اتش نشان
mark
نشان علامت
rune
نشان مرموز
demonstrates
نشان دادن
emblem
نشان افتخار
standard
نشان پرچم
demonstrated
نشان دادن
impressing
نشان گذاردن
pencil mark
نشان مدادی
visions
یا نشان دادن
signate
نشان دار
evinced
نشان دادن
evince
نشان دادن
demarcating
نشان گذاردن
highlights
نشان شده
highlighted
نشان شده
highlight
نشان شده
thusŠ+=
نشان افزایش
shoulder mark
نشان سردوشی
demarcates
نشان گذاردن
demarcated
نشان گذاردن
indicator
نشان دهنده
investitures
اعطای نشان
investiture
اعطای نشان
demarcate
نشان گذاردن
characteristically
نشان ویژه
evinces
نشان دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com