Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
rune
نشان مرموز
Other Matches
dark horse
مرموز
mystical
مرموز
inscrutable
مرموز
enveloped in mystery
مرموز
mysterious
مرموز
recondite
مرموز
secretive
مرموز
cryptic
مرموز
cryptically
مرموز
shady
مرموز
mysteriously
بطور مرموز
weird
جادو مرموز
weirder
جادو مرموز
weirdest
جادو مرموز
unaccountably
عریب مرموز
cryptical
پوشیده مرموز
unaccountable
عریب مرموز
sphinxes
مرد مرموز
orphic
مرموز اسرارامیز
unco
هیجان مرموز
weirdness
مرموز بودن
sphinx
مرد مرموز
rune
سخن مرموز طلسم
exotic
مرموز خوش رنگ
wire puller
شخص اب زیرکاه و مرموز
weirdly
بطور غیر عادی و مرموز
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
rosicrucian
فرقهای از مسیحیان قرن 71و اوایل قرن 81 دارای عقایدفلسفی و مرموز وتصوف امیز
markings
نشان دار سازی نشان
marking
نشان دار سازی نشان
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
marks
نشان کردن نشان
mark
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
icons
نشان
ikons
نشان
token
نشان
hallmark
نشان
insigne
نشان
traceless
بی نشان
trackless
بی نشان
tokens
نشان
signal
نشان
icon
نشان
signaled
نشان
attributes
نشان
shew
نشان
marks
نشان
trace
نشان
banner
نشان
hallmarks
نشان
untitled
بی نشان
vexillum
نشان
traces
نشان
traced
نشان
printless
بی نشان
indicium
نشان
indice
نشان
savorŠetc
نشان
presaging
نشان
presages
نشان
presaged
نشان
shows
نشان
showed
نشان
presage
نشان
show
نشان
attribute
نشان
attributing
نشان
benchmark
نشان
signalled
نشان
banners
نشان
plaque
نشان
targeted
نشان
target
نشان
symbol
نشان
refrigeratory
تب نشان
refrigerent
تب نشان
emblem
نشان
plaques
نشان
emblems
نشان
targeting
نشان
targets
نشان
targetted
نشان
targetting
نشان
tracts
نشان
medal
نشان
impresses
نشان
ensign
نشان
impressing
نشان
benchmarks
نشان
impressed
نشان
medals
نشان
indication
نشان
tract
نشان
badge
نشان
badges
نشان
impress
نشان
ensigns
نشان
mark
نشان
ear mark
نشان
slurs
نشان
slurring
نشان
slurred
نشان
cicatricle
نشان
tallying
خط نشان
chalking
نشان
grammalogue
نشان
chalks
نشان
tallying
نشان
tally
خط نشان
tally
نشان
tallies
خط نشان
tallies
نشان
chalk
نشان
chalked
نشان
vestigial
نشان
vestige
نشان
vestiges
نشان
insignia
نشان
bench mark
نشان
gong
[British E]
نشان
tallied
خط نشان
tallied
نشان
awarding
نشان
symptoms
نشان
score
نشان
stamp
نشان
unmarked
بی نشان
tracked
نشان
awards
نشان
cicatrice
نشان
award
نشان
symptom
نشان
awarded
نشان
track
نشان
brand
نشان
scored
نشان
cicatricial
نشان
hash mark
خط نشان
slur
نشان
tracks
نشان
scores
نشان
stamps
نشان
caret
نشان
brands
نشان
branding
نشان
plate mark
نشان عیار
fireman
اتش نشان
emblazonry
نشان خانوادگی
against nature
معجز نشان
air medal
نشان پرواز
impressing
نشان گذاردن
adumbrate
نشان دادن
asterisk
نشان ستاره
impresses
نشان گذاردن
impression
نشان گذاری
asterisks
نشان ستاره
end mark
نشان خاتمه
impressions
نشان گذاری
end mark
نشان انتها
impressed
نشان گذاردن
earmarks
نشان هویت
actuate
نشان دادن
impress
نشان گذاردن
emblematist
نشان ساز
characteristics
نشان ویژه
ear mark
نشان کردن
investitures
اعطای نشان
investiture
اعطای نشان
characteristically
نشان ویژه
characteristic
نشان ویژه
aims
نشان هدف
demonstrators
نشان دهنده
demonstrator
نشان دهنده
campaign badge
نشان جنگی
center punch
سنبه نشان
rule
نشان راه
aimed
نشان هدف
aim
نشان هدف
mementos
نشان یاداور
mementoes
نشان یاداور
memento
نشان یاداور
service medal
نشان خدمت
christcross
نشان چلیپا
indicator
نشان دهنده
highlight
نشان شده
highlighted
نشان شده
antalgic
درد نشان
antiphlogistic
اماس نشان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com