Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (11 milliseconds)
English
Persian
surface leakage
نشت سطحی
Search result with all words
sketchier
سطحی
sketchiest
سطحی
sketchily
سطحی
sketchy
سطحی
pier
پایه و سطحی
piers
پایه و سطحی
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
superficial
سطحی
evaporation
تبخیر سطحی
topsoil
خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
adhesion
کشش سطحی دوسیدگی
adhesion
جاذبه سطحی
adhesion
کشش سطحی پیوستگی
scorch
بطور سطحی سوختن
scorches
بطور سطحی سوختن
singe
سوختگی سطحی
singe
بطور سطحی سوختن
singed
سوختگی سطحی
singed
بطور سطحی سوختن
singeing
سوختگی سطحی
singeing
بطور سطحی سوختن
singes
سوختگی سطحی
singes
بطور سطحی سوختن
shallow
کم اب سطحی
shallower
کم اب سطحی
shallowest
کم اب سطحی
shallows
کم اب سطحی
surface
سطحی جلادادن
surface
سطحی
surfaced
سطحی جلادادن
surfaced
سطحی
surfaces
سطحی جلادادن
surfaces
سطحی
gull
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gulls
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
smattering
دانش سطحی
superficially
بطور سطحی
skin deep
سطحی
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
بطور سطحی خواندن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
بطور سطحی خواندن
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims
بطور سطحی خواندن
superficiality
سطحی
superficiality
دانش سطحی بیمایگی
acrotic
سطحی
adhesion force
نیروی کشش سطحی
adsorb
جذب سطحی کردن
adsorbent
جاذب سطحی
adsorption
جذب سطحی
adsorption
کشش سطحی
antisurface
ضد عناصر سطحی شناوردشمن
area load
بار سطحی
base surge
ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
blanket grouting
تزریق سطحی
bounding mine
مین سطحی
break even point
نقطه سربسر سطحی از تولیدکه در ان سطح کل درامدبنگاه با کل هزینه ان برابربوده و سود بنگاه صفر است
capital widening
افزایش سطحی سرمایه
carburize
سخت گرداندن سطحی
case harden
سخت گردانی سطحی
hard surfacing
سخت گردانی سطحی
case hardening
سخت گردانی سطحی
chireugi
ضربه زدن با دست تماسی-سطحی
crazing
ترک برداری سطحی
decahedral
ده سطحی
density of surface charge
چگالی بار سطحی
dodecahedral
دوازده سطحی
dodecahedron
دوازده سطحی
edp
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
epilimnion
اب لایه سطحی
extensive agriculture
کشاورزی سطحی
extensive cultivation
زراعت سطحی
flesh wound
زخم سطحی
floating mine
مین سطحی
formal logic
قضاوت سطحی
free moisture
رطوبت سطحی
generatrix
نقطه یا خط یا سطحی که سبب احداث خط یا سطح یاجسمی میشود
geodetical
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
geodeticline
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
ground glass
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
ground swell
موج سطحی
ground waves
امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
hard face
سخت کردن سطحی
hard facing alloy
الیاژ سخت گردانی سطحی
hard surface
سخت کردن سطحی
heptahedral
هفت سطحی
heptahedron
جسم هفت سطحی
hexahedral
مکعب شش سطحی
hexahedron
جسم شش سطحی
hokum
نمایش سطحی وبد
horizontal curve
پیچ سطحی
hydrology
بررسی ابهای سطحی
impact burst
ترکش سطحی
in a perfunctory manner
بطور سرسری یا سطحی
interfacial force
کشش سطحی
interfacial tension
کشش سطحی
surface tensity
کشش سطحی
iron law of wage
قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
kopfring
حلقه مخصوص ترکش سطحی بمب
Other Matches
surficial swellings
بادکردگی سطحی زمین در اثریخ زدن اب زیر سطحی خاک
low level
سطحی
planar
سطحی
shallow foundation
پی سطحی
surface water
اب سطحی
skin-deep
<idiom>
سطحی
skin effect
اثر سطحی
sorption
جذب سطحی
statical moment
لنگر سطحی
suface wind
باد سطحی
surface burning
احتراق سطحی
surface burst
ترکش سطحی
surface charge
بار سطحی
surface contact rectifier
یکسوکننده سطحی
surface corrosion
خوردگی سطحی
polyhedral
چند سطحی
sheet washing
فرسایش سطحی
low level winds
بادهای سطحی
multi level
چند سطحی
multilevel
چند سطحی
n level logic
منطق N سطحی
one level memory
حافظه یک سطحی
pentahedral
پنج سطحی
surface creep
خزیدن سطحی
surface detection
اکتشاف سطحی
surface treatment
اندود سطحی
surface treatment
اسفالت سطحی
surface treatment
روکش سطحی
surface treatment
عملیات سطحی
surface width
عرض سطحی
top soil
خاک سطحی
topdress
سطحی ریختن
trihedral
سه روی سه سطحی
two level store
انباره دو سطحی
split-level
چند سطحی
surface tension
کشش سطحی
surface targets
هدفهای سطحی
surface detection
راداراکتشافی سطحی
surface drains
زهکشهای سطحی
surface dressing
پوشش سطحی
surface erosion
فرسایش سطحی
surface evaporation
تبخیر سطحی
surface inflow
اب سطحی ورودی
surface irrigation
ابیاری سطحی
surface moisture
رطوبت سطحی
surface ornament
تزیینات سطحی
surface outflow
اب سطحی خروجی
surface reverbration
برگشتهای سطحی
surface soil
خاک سطحی
surface fusion welding
جوشکاری ذوبی سطحی
surface decarburization
کربن گیری سطحی
multilevel sort
ترتیب چند سطحی
surface integral
انتگرال سطحی
[ریاضی]
puppy love
عشق سطحی و زودرس
Band-Aids
چارهی سطحی و موقتی
Band-Aid
چارهی سطحی و موقتی
topdress
بطور سطحی پاشیدن
to skim ones the news
به اخبارنگاهی سطحی کردن
octahedron
جسم هشت سطحی
magnetic surface charge
بار سطحی مغناطیسی
runoff coefficient
ضریب جریان سطحی
subsurface navigation
ناوبری زیر سطحی
sciolistic
دارای اطلاعات سطحی
surface reverbration
امواج برگشتی سطحی رادار
once-over
<idiom>
یک نگاه سطحی به کسی انداختن
multi level planning
برنامه ریزی چند سطحی
subaerial
واقع در قسمت سطحی خاک
street inlet
دریچه ورود فاضلاب سطحی
skim sweeping
پاک کردن سطحی مینها
carboard architecture
[مدل طراحی با سطحی صاف]
maximum surface temperature
درجه حرارت سطحی حداکثر
kitsch
پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
salt bath case hardening
سخت گردانی سطحی حمام نمک
sciolism
اطلاعات ومعلومات سطحی شارلاتان بازی
sciolist
دانشمندنما دارای اطلاعات سطحی شارلاتان
skimmer
الت سرشیرگیری مطالعه کننده سطحی
wisenheimer
کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
weisenheimer
کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
greenwash
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
paraboloid
سطحی که در اثر گردش جسم شلجمی بدور خود تشکیل میگردد
rood
مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
storm water
فاضلاب ناشی از بارندگی فاضلاب سطحی
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
polyhedric
چند وجهی چند سطحی
tack coat
چسب اندود اندود سطحی
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com