Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 297 (14 milliseconds)
English
Persian
impermeable
نشت ناپذیر
Search result with all words
unbeatable
باخت ناپذیر
unbeatable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
waterproof
نم ناپذیر
waterproofed
نم ناپذیر
waterproofs
نم ناپذیر
inestimable
تخمین ناپذیر
irrefutable
تکذیب ناپذیر
irrefutable
انکار ناپذیر
rigid
انعطاف ناپذیر
integral
جدایی ناپذیر
irresistibly
بطور مقاومت ناپذیر
insufferable
تحمل ناپذیر
uncontrollable
کنترل ناپذیر
uncontrollably
کنترل ناپذیر
imperturbable
تزلزل ناپذیر
insupportable
تحمل ناپذیر
intolerable
تحمل ناپذیر
inconsolable
دلداری ناپذیر
inconsolable
تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
inconsolably
دلداری ناپذیر
inconsolably
تسلی ناپذیر غیر قابل تسلیت
passive
اثر ناپذیر
passives
اثر ناپذیر
impassive
تالم ناپذیر
indescribably
بطور وصف ناپذیر
irremediable
چاره ناپذیر
continuous
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
unerring
خطا ناپذیر
irredeemably
بطور چاره ناپذیر
immortal
فنا ناپذیر
impervious
تاثر ناپذیر غیر قابل نفوذ
unaccountable
توضیح ناپذیر
unaccountably
توضیح ناپذیر
inscrutable
نفوذ ناپذیر
interminably
بطور پایان ناپذیر
interminable
پایان ناپذیر
immeasurable
پیمایش ناپذیر بیکران
intangible
لمس ناپذیر
inaccessible
ارتباط ناپذیر
inaccessible
دسترسی ناپذیر
irrepressible
منع ناپذیر غیرقابل جلو گیری
ineluctable
چاره ناپذیر
unbearable
تحمل ناپذیر
unbearable
غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
unbearably
تحمل ناپذیر
unbearably
غیر قابل تحمل تاب ناپذیر
inevitable
اجتناب ناپذیر
incurably
بطور علاج ناپذیر
watertight
اب ناپذیر
unanswerable
جواب ناپذیر
unanswerable
تکذیب ناپذیر
impermeable
تراوش ناپذیر
impermeable
رطوبت ناپذیر
groundsheet
فرش رطوبت ناپذیر
groundsheets
فرش رطوبت ناپذیر
irreversible
بازگشت ناپذیر
irreversible
واگشت ناپذیر
irreversible
برگشت ناپذیر
overpowering
مقاومت ناپذیر
inflexible
انحناء ناپذیر
impregnable
رسوخ ناپذیر
immobile
ثابت جنبش ناپذیر
immobile
جنبش ناپذیر
undeniable
انکار ناپذیر
undeniably
انکار ناپذیر
inconceivable
تصور ناپذیر
adamant
تزلزل ناپذیر
adamantly
تزلزل ناپذیر
insufferably
بطور تحمل ناپذیر
insupportably
بطور تحمل ناپذیر
intolerably
بطور تحمل ناپذیر
indomitable
تسخیر نا پذیر تسلط ناپذیر
incurable
علاج ناپذیر
incurable
بهبودی ناپذیر
incurable
درمان ناپذیر
unceasing
ایست ناپذیر
unceasing
پایان ناپذیر
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
indeterminable
تعیین ناپذیر
uncompromising
مصالحه ناپذیر
uncompromisingly
مصالحه ناپذیر
incomparable
مقایسه ناپذیر
voracious
سیری ناپذیر
thermoplastics
پلاستیک سختی ناپذیر
irreconcilable
وفق ناپذیر
irreconcilable
اشتی ناپذیر
disconsolate
تسلی ناپذیر
unavoidable
اجتناب ناپذیر
unavoidable
چاره ناپذیر
irrevocably
بطورفسخ ناپذیر
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
unexceptionable
استثناء ناپذیر
immutable
تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
inseparable
تفکیک ناپذیر
inalienable
بیع ناپذیر
insoluble
انحلال ناپذیر
infallible
لغزش ناپذیر
indescribable
وصف ناپذیر
Other Matches
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
unchallenged
بحث ناپذیر
imperviable
نم ناپذیر
inappeasable
ناپذیر
incommutably
تبدیل ناپذیر
indefeasible
فسخ ناپذیر
indecomposable
فساد ناپذیر
incommensurable
مقایسه ناپذیر
incorruptibly
بطورفساد ناپذیر
inconvertible
مبادله ناپذیر
incompressible
فشار ناپذیر
incommutable
استحاله ناپذیر
incommutable
تخفیف ناپذیر
incompressible
تراکم ناپذیر
indefeasible
بطلان ناپذیر
inextinguishably
بطورتسکین ناپذیر
inexplorable
کاوش ناپذیر
inexhaustibly
بطورپایان ناپذیر
inexcitable
هیجان ناپذیر
ineludible
گریز ناپذیر
indubious
تردید ناپذیر
indisributable
بخش ناپذیر
indispansably
بطورچاره ناپذیر
indisciplinable
انظباط ناپذیر
indiminishable
کاهش ناپذیر
indefectible
خلل ناپذیر
infrangible
تجزیه ناپذیر
incommensurable
سنجش ناپذیر
incoercible
انقباض ناپذیر
incodensable
انقباض ناپذیر
ego alien
خود ناپذیر
drainless
خستگی ناپذیر
deathless
فنا ناپذیر
beyond bearing
تحمل ناپذیر
air proof
هوا ناپذیر
achromic
رنگ ناپذیر
achromatic
رنگ ناپذیر
indefatigable
خستگی ناپذیر
irredeemable
پایان ناپذیر
indestructible
فنا ناپذیر
incorrigible
اصلاح ناپذیر
engrained
چاره ناپذیر
exhautless
خستگی ناپذیر
fatigueless
خستگی ناپذیر
inappellable
پژوهش ناپذیر
inappealable
پژوهش ناپذیر
inalterable
تغییر ناپذیر
imperviable
سرایت ناپذیر
waterproof wire
سیم نم ناپذیر
impenitent
توبه ناپذیر
impartible
بخش ناپذیر
immitigable
تخفیف ناپذیر
immiscible
امتزاج ناپذیر
immiscible
امیزش ناپذیر
unwearying
خستگی ناپذیر
invincible
شکست ناپذیر
inirritable
تحریک ناپذیر
unchallenged
انکار ناپذیر
impracticable
<adj.>
انجام ناپذیر
inexecutable
<adj.>
انجام ناپذیر
unfeasible
<adj.>
انجام ناپذیر
sure-fire
شکست ناپذیر
water proof
رطوبت ناپذیر
untouchability
لمس ناپذیر
unsearchable
کاوش ناپذیر
unobjectionable
اعتراض ناپذیر
absolute
<adj.>
اجتناب ناپذیر
inalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
indispensable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
impossible
[colloquial]
<adj.>
تحمل ناپذیر
unalterable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
inevitable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
uninflammable
اشتعال ناپذیر
undecidable
تصمیم ناپذیر
irriversible
برگشت ناپذیر
irresolvable
تجزیه ناپذیر
irresistable
مقاومت ناپذیر
irremissible
اغماض ناپذیر
irrecoverably
بطوراصلاح ناپذیر
irrecoverable
جبران ناپذیر
irrecocilably
بطوروفق ناپذیر
ireversible
تغییر ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
intangibly
بطورلمس ناپذیر
insusceptible
تایید ناپذیر
insol
انحلال ناپذیر
joiner door
دربهای اب ناپذیر
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
non descript
وصف ناپذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
uncomputable
محاسبه ناپذیر
unchangeable
تغییر ناپذیر
unappeasable
استمالت ناپذیر
unappealabe
پژوهش ناپذیر
stainless
زنگ ناپذیر
spanless
پیمایش ناپذیر
sateless
سیری ناپذیر
remediless
درمان ناپذیر
raintight
باران ناپذیر
nonsuperimposable
انطباق ناپذیر
non descript
تشریح ناپذیر
inscrvtable
تفحص ناپذیر
atomic
تجزیه ناپذیر
nondescript
وصف ناپذیر
unassailable
یورش ناپذیر
irreparable
جبران ناپذیر
non renewable resource
منبع بازگشت ناپذیر
puddled soil
خاک تراوش ناپذیر
nonflexible price
قیمت انعطاف ناپذیر
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
irreversible steels
فولادهای برگشت ناپذیر
irreversible damage
اسیب جبران ناپذیر
irreversible process
فرایند برگشت ناپذیر
irreversible reaction
واکنش برگشت ناپذیر
irreversibly
بطور تغییر ناپذیر
nonflexible wage
مزد انعطاف ناپذیر
immutably
<adv.>
به طور تغییر ناپذیر
unalterably
<adv.>
به طور تغییر ناپذیر
unchangeably
<adv.>
به طور تغییر ناپذیر
unansweable
بی جواب تکذیب ناپذیر
thermoset
پلاستیک سختی ناپذیر
passivate
اثر ناپذیر ساختن
penetrably
بطور نفوذ ناپذیر
puddling
تراوش ناپذیر کردن
ratchet effect
اثر برگشت ناپذیر
irreparably
بطور جبران ناپذیر
tireless
خستگی ناپذیر نافرسودنی
immutably
بطور تغییر ناپذیر
impalpably
بطور لمس ناپذیر
imperishably
بطور زوال ناپذیر
imperviously
بطور خلول ناپذیر
inexhaustibly
بطور خستگی ناپذیر
incorrigibly
بطور اصلاح ناپذیر
indefatigably
بطور خستگی ناپذیر
indefeasibly
بطور فسخ ناپذیر
indefensibly
بطور دفاع ناپذیر
immitigably
بطور تخفیف ناپذیر
immiscibly
بطور امیزش ناپذیر
immiscible solvent
حلال امتزاج ناپذیر
atoms
قلم تجزیه ناپذیر
ineradicable
قلع و قمع ناپذیر
atom
قلم تجزیه ناپذیر
achromatize
رنگ ناپذیر کردن
an inflexible law
قانون تغییر ناپذیر
untouchables
نجس لمس ناپذیر
untouchable
نجس لمس ناپذیر
deathlessly
بطور فنا ناپذیر
indestructibly
بطور فنا ناپذیر
dustproof
دستگاه خاک ناپذیر
invulnerable
شکست ناپذیر رویین تن
indescribable
توصیف ناپذیر نامعلوم
inscrutably
بطور تفحص ناپذیر
invulnerably
بطور شکست ناپذیر
invulnerably
بطور زخم ناپذیر
inexcusably
بطور عذر ناپذیر
inestimably
بطور تقدیر ناپذیر
intabgibly
بطور لمس ناپذیر
invincibly
بطور شکست ناپذیر
insuperably
بطور شکست ناپذیر
inseparably
بطور تجزیه ناپذیر
irrecocilably
بطور اصلاح ناپذیر
inerrably
بطور لغزش ناپذیر
irreducible representation
نمایش کاهش ناپذیر
irremovably
بطور عزل ناپذیر
irremediably
بطور چاره ناپذیر
individuum
هستی تجزیه ناپذیر
irremissibly
بطور بخشش ناپذیر
indispensably
بطور چاره ناپذیر
unspeakable
توصیف ناپذیر غیرقابل بیان
incorrigible
بهبودی ناپذیر درست نشدنی
insuperable
شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
drainless
پایان ناپذیر تمام نشدنی
inexpiable
مرمت ناپذیر جبران نکردنی
irreparable
مرمت ناپذیر خوب نشدنی
inviolably
با مصونیت بطور تخلف ناپذیر
thermoplast
پلاستیک سختی ناپذیر ترموپلاست
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
unconquerable
شکست ناپذیر مغلوب نشده
incommutable
تبدیل ناپذیر غیر قابل تعویض
imperturbably
با خون سردی بطور تشویش ناپذیر
achromatin
مادهء رنگ ناپذیر هستهء یاخته
irremissible
بخشش ناپذیر غیر قابل عفو
impartible
جدایی ناپذیر غیر قابل تفکیک
impassively
بطور تالم ناپذیر ازروی بی عاطفگی
black swan event
رویداد نادر و پیش بینی ناپذیر
scapegrace
ادم بی پروا وبی ملاحظه اصلاح ناپذیر
stagnation thesis
ایجاد رکود اقتصادی اجتناب ناپذیر خواهد بود
thermosetting plastics
پلیمرهای ساختگی که در اثرگرما بصورت شیمیایی وبازگشت ناپذیر تغییر میکند
waisting
کاهش موضعی قطر ناشی ازجریان برگشت ناپذیر حاصل از تنش در نقطه شکست
too much of a good thing
غیر قابل تحمل تحمل ناپذیر
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
atom
کوچکترین ذره ذره تجزیه ناپذیر
atoms
کوچکترین ذره ذره تجزیه ناپذیر
renewable resources
منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com