English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
centralized system نظام متمرکز
Other Matches
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
dress left از چپ نظام یا از راست نظام
concentrative متمرکز
centralized متمرکز
localises متمرکز کردن
concentrating متمرکز کردن
concentrates متمرکز کردن
concentrate متمرکز کردن
fixed fire اتش متمرکز
decentpalized غیر متمرکز
concentrator متمرکز شونده
concentrator متمرکز کننده
concentrated load بار متمرکز
localized capacity فرفیت متمرکز
localising متمرکز کردن
localize متمرکز کردن
localizes متمرکز کردن
centralises متمرکز کردن
centralising متمرکز کردن
centralize متمرکز کردن
centralizes متمرکز کردن
centralizing متمرکز کردن
concenter متمرکز کردن
center متمرکز کردن
focussing متمرکز ساختن
center drill مته متمرکز
focusses متمرکز ساختن
centralised متمرکز کردن
focussed متمرکز ساختن
focuses متمرکز ساختن
centralist socialism سوسیالیسم متمرکز
centralized lubrication روغنکاری متمرکز
centrally planned economy اقتصاد متمرکز
intensive پرقوت متمرکز
centralizer متمرکز کننده
localizing متمرکز کردن
focus متمرکز ساختن
focused متمرکز ساختن
focused متمرکز کردن توجه
focusses متمرکز کردن توجه
focussed متمرکز کردن توجه
focussing متمرکز کردن توجه
focuses متمرکز کردن توجه
decentralization غیر متمرکز سازی
center متمرکز نقطه اتکاء
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
focalize درکانون متمرکز کردن
decentralization غیر متمرکز کردن
focus متمرکز کردن توجه
centeralized planning برنامه ریزی متمرکز
centralized planning برنامه ریزی متمرکز
center lathe ماشین تراش متمرکز
center grinding دستگاه سنگ متمرکز
centralized oil shot system روغنکاری متمرکز فشاری
decentralized planning برنامه ریزی غیر متمرکز
stigmatism ننگ نور متمرکز در یک نقطه
hilar متمرکز ونزدیک به ناف ومرکز
pools قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pooled قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pool قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
totalitarianism رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
totalism رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
monroe effect اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
distributes سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distribute سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distributing سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
white چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whiter چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whitest چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
system نظام
trends نظام
chucked سه نظام
trend نظام
left d. نظام به چپ
systems نظام
chuck سه نظام
chucks سه نظام
military نظام
centralized امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
closed system نظام بسته
tax system نظام مالیاتی
serfdom system نظام رعیتی
cognitive system نظام شناختی
communication system نظام ارتباطی
system dynamics پویائی نظام
communist system نظام کمونیستی
systems analysis نظام شناسی
collectivism نظام اشتراکی
colonial system نظام استعماری
systematization نظام دهی
class system نظام طبقاتی
caste system نظام کاستی
mechanism of the organ نظام تشکیلات
welfare system نظام رفاهی
value system نظام ارزشها
underdetermined system نظام نامعین
educational system نظام اموزشی
boring chuck سه نظام مته
the military profession کار نظام
chuck wrench اچار سه نظام
taylorism نظام تیلور
capitalist system نظام کاپیتالیسم
conversational system نظام محاورهای
credit system نظام اعتباری
serfdom نظام دهقانی
household system نظام تولیدخانوادگی
incentive system نظام تشویقی
jaw chuck سه نظام فک دار
landlordism نظام اربابی
sensorium نظام حسی
man power مشمولین نظام
market system نظام بازار
mixed system نظام مختلط
mnemonic system نظام یادیار
modern system نظام نوین
modern system نظام جدید
musculature نظام عضلانی
open system نظام باز
price system نظام قیمت
miniature system خرده نظام
serfdom نظام رعیتی
cutter chuck سه نظام فرز
delusional system نظام هذیانی
drill chuck سه نظام مته
dual price system نظام دو قیمتی
dynamic system نظام پویا
economic system نظام اقتصادی
factory system نظام کارخانهای
filing system نظام بایگانی
yeomanry سواره نظام
foot infantry پیاده نظام
hand operated chuck سه نظام دستی
social system نظام اجتماعی
household system نظام خانوادگی
skirmisher پیاده نظام
serfdom system نظام سرفی
price system نظام قیمتی
dragoons سواره نظام
system نظام سیستم
horse سواره نظام
order نظام معماری
socialism نظام اشتراکی
military service نظام وفیفه
cavalry سواره نظام
phonology نظام صوتی
code نظام نامه
military مربوط به نظام
systems نظام سیستم
dragoon سواره نظام
conscription نظام وفیفه
horseman سواره نظام
chucks صفحه نظام
chucks دستگاه نظام
chucked صفحه نظام
chucked دستگاه نظام
chuck صفحه نظام
double standard نظام دو معیاری
chuck دستگاه نظام
communism نظام اشتراکی
feudalism نظام زمینداری
exemption معافی نظام
infantry پیاده نظام
biosystem نظام زیستی
binary system نظام دو نمادی
banking system نظام بانکداری
barter system نظام پایاپای
agrarian system نظام ارضی
action system نظام عمل
accounting system نظام حسابداری
service نظام وفیفه
biological system نظام زیستی
serviced نظام وفیفه
barter system نظام تهاتری
regulations نظام نامه
infantrymen سرباز پیاده نظام
merit system نظام شایستگی نگر
rationing system نظام جیره بندی
infantryman جمعی پیاده نظام
infantryman سرباز پیاده نظام
cosmos نظام عالم وجود
free market system نظام بازار ازاد
gold backing system نظام پشتوانه طلا
gold backing system نظام پایه طلا
gold currency system نظام پولی طلا
gold standard نظام پولی طلا
gold standard نظام پایه طلا
grabby نفر پیاده نظام
infantrymen جمعی پیاده نظام
ironside نام سواره نظام
janizary سرباز پیاده نظام
right shoulder arms فرمان ازراست نظام
light infantry پیاده نظام سبک
national service خدمت نظام وظیفه
selective service خدمت داوطلبانه نظام
voting system نظام رای گیری
voluntaryist مخالف نظام وفیفه
to enter the military داخل نظام شدن
to bear arms خدمت نظام کردن
simultaneous equation system نظام معادلات همزمانی
cosmologies نظام عالم وجود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com