English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
bard cannon theory نظریه بارد- کنون
Other Matches
drizzly day روزی که باران سیرمی بارد
the streets are paved with gold <idiom> از در و دیوار شهر پول می بارد
For the unlucky man adversity comes from all direc. <proverb> براى آدم بدبخت از در و دیوار مى بارد.
stages theory of economic growth نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
so far <idiom> تا کنون
yet تا کنون تا انوقت
up to now تا کنون تا این تاریخ
Did it ever occur to you that … تا کنون بفکرت رسیده که ...
The funds collected so far . وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
subsistence theory of wages نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
He has never taken a step for any one . He has never raised a finger to تا کنون برای کسی قدم یبر نداشته است ( مسا عدتی نکرده )
classical theory of money نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
thebe نظریه
theories نظریه
theorem نظریه
theorems نظریه
queuing theory نظریه صف
queing theory نظریه صف
in the light of نظریه
outlook نظریه
positioned نظریه
theory نظریه
viewpoint نظریه
viewpoints نظریه
two cents worth <idiom> نظریه
recommendations نظریه
recommendation نظریه
commenting نظریه
commented نظریه
viewed نظریه
viewing نظریه
comment نظریه
views نظریه
suggestions نظریه
notion نظریه
view نظریه
lookouts نظریه
lookout نظریه
position نظریه
points of view نظریه
point of view نظریه
suggestion نظریه
notions نظریه
opinion نظریه
opinions نظریه
probability theory نظریه احتمال
poetics نظریه شاعرانه
price theory نظریه قیمت
probability theory نظریه احتمالات
queuing theory نظریه صف بندی
quantum theory نظریه کوانتومی
perturbation theory نظریه اختلال
information theory نظریه خبر
information theory نظریه اطلاعات
innovation theory نظریه نواوری
kinetic theory نظریه جنبشی
learning theory نظریه یادگیری
local theory نظریه اختصاصی
logic theory نظریه منطقی
field theory نظریه میدانی
maxwellian view نظریه ماکسولی
molecular theory نظریه مولکولی
network theory نظریه شبکه
noncontinuity theory نظریه ناپیوستگی
one factor theory نظریه یک عاملی
recapitulation theory نظریه بازپیدایی
replacement theory نظریه جایگزینی
value theory نظریه ارزش
three component theory نظریه سه مولفهای
transformism نظریه تطور
trichromatic theory نظریه سه رنگی
trireceptor theory نظریه سه گیرندهای
two factor theory نظریه دو عاملی
valence theory نظریه والانسی
viscoelastic theory نظریه ویسکوالاستیک
transformational theory نظریه تطور
theory of value نظریه ارزش
theory of saving نظریه پس انداز
representation theory نظریه نمایش
social theory نظریه اجتماعی
stagnation thesis نظریه رکود
tetrachromatic theory نظریه چهاررنگی
theorem proving اثبات نظریه
theorization نظریه پردازی
theory of accumulation نظریه انباشته
theory of numbers نظریه اعداد
theory of relativity نظریه نسبیت
theory of rent نظریه اجاره
information theory نظریه اگاهی
refutes رد کردن نظریه
viewing نظریه عقیده
communication theory نظریه ارتباطات
communication theory نظریه ارتباط
viewed نظریه عقیده
consumption theory نظریه مصرف
view نظریه عقیده
refuted رد کردن نظریه
duplicity theory نظریه دو جزیی
dust cloud theory نظریه غباری
economic theory نظریه اقتصادی
electomagnetic theory نظریه الکترومغناطیسی
electron theory نظریه الکترونی
continuity theory نظریه پیوستگی
electron theory نظریه الکترونها
views نظریه عقیده
theorist نظریه پرداز
classical theory نظریه کلاسیک
refuting رد کردن نظریه
theoretician نظریه پرداز
theoreticians نظریه پرداز
submission افهار نظریه
refute رد کردن نظریه
notional فکر نظریه
reading نظریه شور
readings نظریه شور
attensity در نظریه تیچز
automata theory نظریه ماشینها
balance theory نظریه توازن
automata نظریه ماشین ها
theorists نظریه پرداز
capital theory نظریه سرمایه
equilibrium theory نظریه تعادل
graph theory نظریه گرافها
game theory نظریه بازیها
set theory نظریه مجموعه ها
facet theory نظریه رویه ها
hartree theory نظریه هارتری
group theory نظریه گروهی
game theory نظریه بازی
heam yoei vooly نظریه نیرو
general theory نظریه عمومی
group theory نظریه گروهها
c.f.t نظریه میدان بلور
counsel نظریه دادن رایزنی
liquidity preference theory نظریه رجحان نقدینگی
theory of saving نظریه مربوط به پس انداز
ligand fild theory نظریه میدان لیگاند
statistical learning theory نظریه اماری یادگیری
theory of monoplistic competition نظریه رقابت انحصاری
general theory of relativity نظریه نسبیت عمومی
logic theorist نظریه پرداز منطقی
theory of functions of a complex variable نظریه توابع [ریاضی]
theory of income determination نظریه تعیین درامد
theory of income distribution نظریه توزیع درامد
location theory نظریه تعیین مکان
Complex analysis نظریه توابع [ریاضی]
labor theory of value نظریه ارزش کار
counseled نظریه دادن رایزنی
switched on <idiom> لحنی با نظریه تازه
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
james lange theory نظریه جیمز- لانگه
counsels نظریه دادن رایزنی
second best theory نظریه بهترین دوم
valence bond theory نظریه پیوند والانس
set theory نظریه مجموعه ها [ریاضی]
underconsumption theory نظریه مصرف ناکافی
l.f.t. نظریه میدان لیگاند
affective arousal theory نظریه برانگیختگی عاطفی
put in one's two cents <idiom> به شخصی نظریه دادن
counselled نظریه دادن رایزنی
counselling نظریه دادن رایزنی
expertize نظریه فنی دادن
mechanistic theory نظریه ماشینی نگری
relativistic quantum theory نظریه کوانتومی نسبیتی
real will نظریه اراده واقعی
need press theory نظریه نیاز- فشار
field theory نظریه اساسی میدان
young helmholtz theory نظریه یانگ- هلمهولتس
quantity theory of money نظریه مقداری پول
equal sacrifice theory نظریه برابری فداکاری
equal sacrifice theory برطبق این نظریه
excess capacity theory نظریه مازاد فرفیت
theory of numbers نظریه اعداد [ریاضی]
sampling theory نظریه نمونه گیری
mathematical learning theory نظریه ریاضی یادگیری
maxwell theory og light نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
quantum theory of valence نظریه کوانتومی والانس
symptom substitution theory نظریه جانشینی نشانه ها
switch theory نظریه راه گزینی
surplus energy theory نظریه انرژی مازاد
counterview نظریه مخالف مواجهه
stimulus response theory نظریه محرک- پاسخ
special theory of relativity نظریه نسبیت خصوصی
steady state theory نظریه حالت پایا
crystal field theory نظریه میدان بلور
decision theory نظریه تصمیم گیری
density wave theory نظریه موج چگالی
persuasions نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
analytic number theory نظریه تحلیلی اعداد [ریاضی]
geometry of numbers نظریه هندسی اعداد [ریاضی]
persuasion نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
he took a different view نظریه دیگری اتخاذ کرد
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
theory of consumer's choice نظریه انتخاب مصرف کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com