English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
benefit theory of taxation نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
Other Matches
queuing theory نظریه صف بندی
levy مالیات بندی مالیات
taxation مالیات بندی مالیات
levied مالیات بندی مالیات
levies مالیات بندی مالیات
levying مالیات بندی مالیات
levy مالیات بندی
levying مالیات بندی
levies مالیات بندی
levied مالیات بندی
regressive tax مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
excessive taxation مالیات بندی بیش از حد
double taxation مالیات بندی مضاعف
heavenly hierarchy پایه بندی فرشتگان
ability grouping گروه بندی بر پایه توانایی
stages theory of economic growth نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
proficiency rating طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
incidence of taxation تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
advalorem tax مالیات بر مبنای ارزش مالیات براساس قیمت کالا
remission of taxes صرف نظر از گرفتن مالیات گذشت از مالیات
profiting انتفاع
exploitation انتفاع
right of exploitation حق انتفاع
right of benefit حق انتفاع
benefiting انتفاع
benefit انتفاع
uses انتفاع
benefited انتفاع
use انتفاع
benefit principle اصل انتفاع
quiet enjoyment حق انتفاع اراضی
use and occupation انتفاع و تصلاف
exploitation انتفاع استخراج
efficiency ضریب انتفاع
users انتفاع از اموال
user انتفاع از اموال
excise tax مالیات برفروش مالیات غیر مستقیم
excise مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
vested in interest واگذاری حق انتفاع موجل
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
reversionary interest حق انتفاع موجل از مال غیر
years حق انتفاع محدودبه چند سال
subsistence theory of wages نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
assessment ممیزی مالیات وضع مالیات
assessments ممیزی مالیات وضع مالیات
classical theory of money نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
nonneutralities of income taxation خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
second best theory نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
base width عرض پایه پهنای پایه
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
levy اخذ مالیات مالیات
levying اخذ مالیات مالیات
levies اخذ مالیات مالیات
levied اخذ مالیات مالیات
regressive income tax مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
base piece پایه پایه استقرار
use and occupation عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
producers burden of tax بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
classification طبقه بندی رده بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classifications طبقه بندی رده بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
opinions نظریه
theories نظریه
opinion نظریه
points of view نظریه
point of view نظریه
commenting نظریه
commented نظریه
notion نظریه
thebe نظریه
viewpoint نظریه
theory نظریه
lookout نظریه
suggestion نظریه
suggestions نظریه
notions نظریه
two cents worth <idiom> نظریه
comment نظریه
recommendations نظریه
views نظریه
viewing نظریه
theorems نظریه
viewed نظریه
theorem نظریه
positioned نظریه
position نظریه
view نظریه
lookouts نظریه
outlook نظریه
recommendation نظریه
queuing theory نظریه صف
in the light of نظریه
queing theory نظریه صف
viewpoints نظریه
probability theory نظریه احتمال
theorem proving اثبات نظریه
theorization نظریه پردازی
theory of accumulation نظریه انباشته
probability theory نظریه احتمالات
theory of numbers نظریه اعداد
theory of relativity نظریه نسبیت
theory of rent نظریه اجاره
theory of saving نظریه پس انداز
theory of value نظریه ارزش
innovation theory نظریه نواوری
quantum theory نظریه کوانتومی
equilibrium theory نظریه تعادل
electron theory نظریه الکترونها
electron theory نظریه الکترونی
electomagnetic theory نظریه الکترومغناطیسی
economic theory نظریه اقتصادی
dust cloud theory نظریه غباری
tetrachromatic theory نظریه چهاررنگی
duplicity theory نظریه دو جزیی
information theory نظریه اگاهی
information theory نظریه خبر
information theory نظریه اطلاعات
value theory نظریه ارزش
set theory نظریه مجموعه ها
automata نظریه ماشین ها
molecular theory نظریه مولکولی
communication theory نظریه ارتباطات
valence theory نظریه والانسی
theorists نظریه پرداز
theorist نظریه پرداز
maxwellian view نظریه ماکسولی
viscoelastic theory نظریه ویسکوالاستیک
notional فکر نظریه
classical theory نظریه کلاسیک
capital theory نظریه سرمایه
three component theory نظریه سه مولفهای
readings نظریه شور
reading نظریه شور
local theory نظریه اختصاصی
communication theory نظریه ارتباط
group theory نظریه گروهها
network theory نظریه شبکه
transformational theory نظریه تطور
price theory نظریه قیمت
transformism نظریه تطور
kinetic theory نظریه جنبشی
poetics نظریه شاعرانه
trichromatic theory نظریه سه رنگی
trireceptor theory نظریه سه گیرندهای
continuity theory نظریه پیوستگی
consumption theory نظریه مصرف
two factor theory نظریه دو عاملی
perturbation theory نظریه اختلال
learning theory نظریه یادگیری
one factor theory نظریه یک عاملی
noncontinuity theory نظریه ناپیوستگی
logic theory نظریه منطقی
view نظریه عقیده
viewing نظریه عقیده
attensity در نظریه تیچز
game theory نظریه بازی
representation theory نظریه نمایش
stagnation thesis نظریه رکود
theoreticians نظریه پرداز
theoretician نظریه پرداز
general theory نظریه عمومی
replacement theory نظریه جایگزینی
automata theory نظریه ماشینها
viewed نظریه عقیده
hartree theory نظریه هارتری
heam yoei vooly نظریه نیرو
refute رد کردن نظریه
recapitulation theory نظریه بازپیدایی
graph theory نظریه گرافها
field theory نظریه میدانی
submission افهار نظریه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com