Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
apartheid
نفاق و جدایی بین سیاه پوستان و سفید پوستان افریقای جنوبی
Other Matches
melanic
از سیاه پوستان ملانزی
white supremacy
تفوق سفید پوستان برنژادهای دیگر
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
voodooism
ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
zombi
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombie
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombies
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
teepee
چادرسرخ پوستان
pachyder mata
ستبر پوستان
pueblo
دهکده سرخ پوستان
crustaceous
رده سخت پوستان
tom tom
طبل سرخ پوستان
wigwams
کلبه سرخ پوستان
crustaceans
رده سخت پوستان
wigwam
کلبه سرخ پوستان
teepee
خیمه سرخ پوستان
crustacean
رده سخت پوستان
inyala
یکجور بز کوهی در افریقای جنوبی
tepees
خیمه مخروطی سرخ پوستان
calumet
نوعی چپق سرخ پوستان
tepee
خیمه مخروطی سرخ پوستان
gemsbuck
بز یااهوی کوهی بزرگ افریقای جنوبی
hyena dog
یکجور کفتار سگ مانند در افریقای جنوبی
marimba
سنتور چوبی افریقای جنوبی ومرکزی
kraal
دهکده بومیان افریقای جنوبی کلبه
kraals
دهکده بومیان افریقای جنوبی کلبه
tunica
نام قبیلهای ازسرخ پوستان امریکا
haustellum
الت مکنده حشرات یاسخت پوستان
gemsbok
بزیا اهوی کوهی بزرگ افریقای جنوبی
kar
فلات خشک در افریقای جنوبی که خاک ان رس است
to inspan oxen
این واژه را در افریقای جنوبی بکار می برند
wickiup
کلبه حصیری مخروطی شکل سرخ پوستان
grivet
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
kinnikinnick
برگ وپوست گیاهانی که سرخ پوستان امریکایی باتنباکوبکارمیبرند
travois
ارابه یا وسیله نقلیه قدیمی سرخ پوستان امریکا
kinnikinic
برگ وپوست گیاهانی که سرخ پوستان امریکایی باتنباکوبکارمیبرند
truckmaster
شخصی که مامور خریدوفروش میان سرخ پوستان است
shout song
سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
macrurous
مربوط به دسته دم درازان از سخت پوستان وابسته به خرچنگهای دریایی
wampumpeag
صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
wampum
صدف براق و زیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
totem pole
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem poles
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totems
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
achromatic
سیاه و سفید
black and white
سیاه و سفید
BPP
یک بیت برای سیاه یا سفید
dorper
گوسفند افریقایی سفید صورت سیاه
to not lift a finger
<idiom>
دست به سیاه و سفید نزدن
[اصطلاح]
monochrome
در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
woodruff
حشره مصنوعی دارای بالهای سیاه و سفید
painted lady
پروانه قرمز که خالهای سیاه و سفید دارد
checkered flag
پرچم شطرنجی سفید و سیاه پایان مسابقه اتومبیلرانی
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
You went in a black veil, but must come out in a w.
<proverb>
با چادر سیاه رفتى باید با کفن سفید بیرون بیائى .
reversing
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverses
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reversed
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverse
حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
achromatic colour
رنگ بین سیاه و سفید که توسط آداپتور گرافیکی نمایش داده میشود
division boards
قسمت مسیر گوی بولینگ که تختههای سفید و سیاه بهم وصل می شوند
resolving power
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
monochrome
صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد
contrasts
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
positive
که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
a chromatic
[معماری بدون رنگ یعنی تنها با رنگ سیاه و سفید با آلروماتیک]
contrasting
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasts
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
aurora australis
فجر جنوبی سپیده جنوبی
southern dawn
سپیده جنوبی فجر جنوبی
alpha librae
زبانی جنوبی کفه جنوبی
southern light
سپیده جنوبی فجر جنوبی
watermark
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
blacker
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
black
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
south american revolution
انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
Benin
کشور بنین در افریقای غربی
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
concision
نفاق
factions
نفاق
hypocrisy
نفاق
split
نفاق
discord
نفاق
faction
نفاق
factionalism
نفاق
dissension
نفاق
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
to make mischief
نفاق انداختن
factious
نفاق افکن
disruptive
نفاق افکن
bones of contention
مایه نفاق
bone of contention
مایه نفاق
splitter
نفاق انداز
disunion
انفصال نفاق
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
dissents
جداشدن نفاق داشتن
kentish fire
که نشانه نفاق ..باشد
dissent
جداشدن نفاق داشتن
dissented
جداشدن نفاق داشتن
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
To sow the seeds of discrord.
تخم نفاق ودشمنی کاشتن
leukon
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
disunited
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunites
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disunite
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
disuniting
باهم بیگانه کردن نفاق انداختن
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
platina
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes
سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
breakaway
جدایی
dislocation
جدایی
breakdown
جدایی
seperation
جدایی
schismatism
جدایی
sequester
جدایی
gulf
جدایی
gulfs
جدایی
breakdowns
جدایی
disjunction
جدایی
divorcement
جدایی
dissociation
جدایی
disseverance
جدایی
isolation
جدایی
disunion
جدایی
divorcing
جدایی
separations
جدایی
seclusion
جدایی
divorce
جدایی
disconnectedness
جدایی
disconnexion
جدایی
discreteness
جدایی
divorces
جدایی
divorced
جدایی
segregation
جدایی
separation
جدایی
integral
جدایی ناپذیر
detribalization
جدایی از قبیله
rupturing
سکستگی جدایی
separate
جدایی تفکیک
abscission
جدایی دریدگی
segregationist
جدایی گرای
rupture
سکستگی جدایی
separation anxiety
اضطراب جدایی
separative
حاکی از جدایی
ruptures
سکستگی جدایی
seperation point
نقطه جدایی
separated
جدایی تفکیک
separates
جدایی تفکیک
to cut the painter
جدایی انداختن
to break company
جدایی کردن
schisms
جدایی شقاق
desegregation
جدایی زدایی
severance
جدایی مجزایی
detachable
جدایی پذیر
filled with water
دال بر جدایی
schism
جدایی شقاق
leukocyte
گویچه سفید خون گلبول سفید خون
schismatism
ایجاد جدایی تفرقه
parthian glance
نگاه هنگام جدایی
judicial separaion
جدایی زن و شوهر از نظرحقوقی
southerly
جنوبی
southerners
جنوبی
austral
جنوبی
south
جنوبی
southerner
جنوبی
southern
جنوبی
That is a separate question.
این یک موضوع جدایی است.
kiffa australis
زبان جنوبی
kiffa australis
کفه جنوبی
coronae australis
اکلیل جنوبی
corona australis
اکلیل جنوبی
aurora australis
شفق جنوبی
corona australia
اکلیل جنوبی
piscis australis
حوت جنوبی
piscis australis
ماهی جنوبی
zubenelgenubi
زبانی جنوبی
this line lies north
جنوبی است
southern dawn
شفق جنوبی
South Africa
آفریقای جنوبی
souther
باد جنوبی
southern cross
صلیب جنوبی
southern crown
اکلیل جنوبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com