English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (14 milliseconds)
English Persian
nand نفی ضرب منطقی
Search result with all words
unappealing غیر جذاب غیر منطقی
logical منطقی
logic منطقی
postulate قیاس منطقی
postulate قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated قیاس منطقی
postulated قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates قیاس منطقی
postulates قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulating قیاس منطقی
postulating قیاس منطقی کردن فرض نمودن
inconsequential غیر منطقی نامربوط
coherent دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
mnemonics روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
bomb یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
not نه منطقی
not نفی منطقی نقیض
premise صغری وکبرای قیاس منطقی
premise فرض منطقی کردن
premised صغری وکبرای قیاس منطقی
premised فرض منطقی کردن
premisses صغری وکبرای قیاس منطقی
premisses فرض منطقی کردن
rationalised بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalises بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
consequence نتیجه منطقی
consequences نتیجه منطقی
category مقوله مقوله منطقی
logistic منطقی
reasonable منطقی
rational عقلانی منطقی
rational منطقی
argumentative منطقی
argumentive منطقی
casuistry استدلال غلط وغیر منطقی
and ضرب منطقی
and جمع منطقی
chauvinism افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
irrationally بطورغیر منطقی
nor نفی جمع منطقی
or یای منطقی
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
proposition مقصود قیاس منطقی
propositioned مقصود قیاس منطقی
propositioning مقصود قیاس منطقی
propositions مقصود قیاس منطقی
alu واحدحسابی- منطقی
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
canonic مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
consecution نتیجه منطقی
consequentiality پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
dialectic منطقی
dialectical منطقی
dialectician منطقی
direct coupled transistor logic سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
elench تکذیب منطقی
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
ergotism مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
fpla Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
fpla ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
free thinkers افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
hysteron proteron قلب غیر منطقی
ignoratio elenchi سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
illogic غیر منطقی
illogicality غیر منطقی بودن
inconsecutive فاقدارتباط منطقی
inconsequence فقدان ارتباط منطقی
inconsequent فاقدارتباط منطقی
integrate logic circuit مدار منطقی مجتمع
intralogical منطقی
irrationalize غیر منطقی کردن
lemma صغرای قیاس منطقی
lemma کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
ligical multiply ضرب منطقی
logical multiply ضرب منطقی
logic add جمع منطقی
logic analysis تحلیل منطقی
logic analyzer تحلیل کننده منطقی
logic array ارایه منطقی
logic board تخته منطقی
logic board برد منطقی
logic card کارت منطقی
logic circuit مدار منطقی
logic circuits مدارهای منطقی
logic design طرح منطقی
logic design طراحی منطقی
logic designer طراح مدارهای منطقی
logic device دستگاه منطقی
logic diagram نمودار منطقی
logic element عنصر منطقی
Other Matches
implies شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material consequence شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
paged address مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
programmable logic array ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
logical trace رد منطقی
logic probe کاوشگر منطقی
logic operator اپراتور منطقی
logic operation عمل منطقی
logic gates گیتهای منطقی
logic instruction دستورالعمل منطقی
logic multiply ضرب منطقی
logic network شبکه منطقی
logic gate دروازه منطقی
logical error خطای منطقی
logic function تابع منطقی
logical function تابع منطقی
logical reasoning استدلال منطقی
logical product رکورد منطقی
logic error خطای منطقی
logic product حاصلضرب منطقی
logic sum مجموع منطقی
logical decision تصمیم منطقی
logical design طرح منطقی
logical design طراحی منطقی
logical difference تفاضل منطقی
logical drives گردانندههای منطقی
logical expression مبین منطقی
logical fallacy سفسطه منطقی
logical file پرونده منطقی
logical file فایل منطقی
syllogism قیاس منطقی
logical instruction دستورالعمل منطقی
logical not نقص منطقی
logical not نفی منطقی
logical operation عملکرد منطقی
logical connector رابط منطقی
logical connective رابط منطقی
syllogism قضیه منطقی
logic symbol نماد منطقی
logic symbol علامت منطقی
logical operator عملگر منطقی
logic theory نظریه منطقی
logic unit واحد منطقی
logic variable متغیر منطقی
logical state حالت یک منطقی
logical operations عملیات منطقی
logical add جمع منطقی
logical cognition شناخت منطقی
logical comparison مقایسه منطقی
logical operation عمل منطقی
logical record مدرک منطقی
stand to reason <idiom> منطقی بودن
unreasoning غیر منطقی
non logical غیر منطقی
nonsequitur غیر منطقی
paralogism لغزش منطقی
prelogical پیش منطقی
logical unit واحد منطقی
postulation قیاس منطقی
rational expectations انتظارات منطقی
logic switch گزینه منطقی
rational numbers اعداد منطقی
sorites تسلسل منطقی
syntaxic thought اندیشه منطقی
to stand to reason منطقی است
logical representation نمایش منطقی
logical symbol علامت منطقی
logical sum جمع منطقی
logical value ارزش منطقی
logical value مقدار منطقی
logical record رکورد منطقی
logicality منطقی بودن
random logic design طرح منطقی تصادفی
logical positivism اثبات گرایی منطقی
minor term صغرای قیاس منطقی
matter of course بدیهی نتیجه منطقی
majorpremise کبرای قضیه منطقی
rational producer تولید کننده منطقی
noetic ذهنی قیاس منطقی
logical unit number شماره منطقی دستگاه
logical shift تغییر مکان منطقی
pars rationabilis قسمت منطقی و عقلایی
logical data design طرح داده منطقی
thick <idiom> احمق ،غیر منطقی
rational numbers اعداد منطقی [ریاضی]
logical conjunction عطف منطقی [ریاضی]
syllogize بشکل منطقی دراوردن
logic programming برنامه نویسی منطقی
logic shift تغییر مکان منطقی
logic theorist نظریه پرداز منطقی
logical 0 state حالت صفر منطقی
rationabile stoverium نفقهای که میزان ان منطقی باشد
legitimised منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing منطقی و معقول جلوه دادن
legitimized منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises منطقی و معقول جلوه دادن
legitimization منطقی و معقول جلوه دادن
legitimize منطقی و معقول جلوه دادن
logical format قالب بندی یا فرمت منطقی
legitimizes منطقی و معقول جلوه دادن
pla ارایه منطقی برنامه پذیر
syllogist کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
pla ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
logical operators رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
logical connective رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
non sequitur nonsensical نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
what is فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
vital necessity پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
subschema زیرمجموعه با تغییر شکل دیدگاه منطقی از شمای پایگاه داده که مورد نیاز برنامه کاربردی استفاده کننده بخصوصی میباشدزیرشمای
positive true logic یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
syllogize قیاس کردن استلادل منطقی کردن
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
transitivity principle بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com