Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
English
Persian
fresco
نقاشی ابرنگی کردن
frescoes
نقاشی ابرنگی کردن
Other Matches
water colour
نقاشی ابرنگی
fresco
نقاشی ابرنگی روی گچ
frescoes
نقاشی ابرنگی روی گچ
vorticism
مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
oil on canvas
[painting technique]
رنگ روغنی نقاشی روی کرباس
[شیوه نقاشی]
picture
نقاشی کردن
pictured
نقاشی کردن
pictures
نقاشی کردن
picturing
نقاشی کردن
bepaint
نقاشی کردن
impaint
نقاشی کردن
brush
نقاشی کردن
brushes
نقاشی کردن
mezzotint
نقاشی سایه روشن کردن
mezzotinto
نقاشی سایه روشن کردن
crayon
مداد ابرو نقاشی کردن
crayons
مداد ابرو نقاشی کردن
To fake an oil – painting .
یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
contour
نقاشی کردن طراحی کردن
paint
نگارگری کردن نقاشی کردن
paints
نگارگری کردن نقاشی کردن
image
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
canvases
نقاشی
painting
نقاشی
the brush
نقاشی
paintings
نقاشی
canvas
نقاشی
daubery
نقاشی بد
portrait
نقاشی
daubry
نقاشی بد
portraits
نقاشی
pictorial art
نقاشی
spackle
بتونه نقاشی
painting and the like
نقاشی و مانند ان
white ground technique
اسلوب نقاشی
pallet knife
کاردک نقاشی
oil painting
نقاشی بارنگ
pencils
نقاشی مدادی
aqua relle
نقاشی اب و رنگی
aquarelle
نقاشی اب و رنگی
pencilling
نقاشی مدادی
pencil
نقاشی مدادی
oil paintings
نقاشی بارنگ
tableaux
پرده نقاشی
graphic
مربوط به نقاشی
mural
نقاشی دیواری
plychromy
نقاشی رنگارنگ
watercolor
نقاشی ابرنگ
picture gallery
اطاق نقاشی
sand painting
نقاشی روی شن
pastel
نقاشی بامدادرنگی
tableau
پرده نقاشی
murals
نقاشی دیواری
polychromy
نقاشی رنگارنگ
tableaus
پرده نقاشی
frescoes
نقاشی دیواری
drawing key
کپیه نقاشی
wall painting
نقاشی دیواری
paysage
نقاشی دورنما
scumble
رنگهای نقاشی
nocturne
نقاشی از منظره شب
palette knives
کاردک نقاشی
tablature
تصویر نقاشی
illusiansm
نقاشی سه بعدی
painted
نقاشی شده
his painting lacked repose
نقاشی وی توافق
finger painting
نقاشی با انگشت
palette knife
کاردک نقاشی
portraiture
نقاشی از صورت
finger painting
نقاشی انگشتی
nocturnes
نقاشی از منظره شب
living picture
پرده نقاشی
paint
رنگ نقاشی
animation
نقاشی متحرک
fresco
نقاشی دیواری
easel
سه پایه نقاشی
easels
سه پایه نقاشی
miniature
نقاشی باتذهیب
miniatures
نقاشی باتذهیب
paints
رنگ نقاشی
animations
نقاشی متحرک
illusionism
نقاشی از منافرخیالی
mirror drawing
نقاشی از ایینه
plafond
سقف نقاشی شده
scenograph
منظره نقاشی شده
chiaroscuro
نقاشی سیاه قلم
line drawings
نقاشی با مداد وقلم
scenography
نقاشی پردههای نمایش
graphic
مربوط به نقاشی یاترسیم
panels
نقاشی روی چوی
panel
نقاشی روی چوی
draw a person test
ازمون نقاشی ادم
draw a man test
ازمون نقاشی ادمک
oil color
روغن مخصوص نقاشی
tableaus
دور نمای نقاشی
Oil painting .
نقاشی رنگ روغن
line drawing
نقاشی با مداد وقلم
comic strip
فیلمهای نقاشی شده
tableau
دور نمای نقاشی
tableaux
دور نمای نقاشی
tablature
نقاشی دیواری یا سقفی
oil paintings
نقاشی رنگ روغنی
vase painting
نقاشی روی سفال
palette
جعبه رنگ نقاشی
oil painting
نقاشی رنگ روغنی
paint brush
قلم موی نقاشی
palettes
جعبه رنگ نقاشی
comic strips
فیلمهای نقاشی شده
old master
نقاشی هر یک از این هنرمندان
sea piece
نقاشی منظره دریا
animated cartoon
فیلمهای نقاشی شده
old masters
نقاشی هر یک از این هنرمندان
divisinism
تجزیه کاری رنگ در نقاشی
gallery
جای ارزان اطاق نقاشی
arras
نقاشی طراحی قلاب دوزی
drawing
هنر طراحی تابلو نقاشی
drawings
هنر طراحی تابلو نقاشی
predella
نقش یا نقاشی در روی خیزپله
canvases
کرباس پارچه مخصوص نقاشی
kakemone
[تصویر و نقاشی روی ابریشم]
goodenough draw a man test
ازمون نقاشی ادمک گودایناف
canvas
کرباس پارچه مخصوص نقاشی
cel
فریم ... در یک ترتیب نقاشی متحرک
frank drawing completion test
ازمون تکمیل نقاشی فرانک
galleries
جای ارزان اطاق نقاشی
ambiance
نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
war paint
نقاشی بدن برای رزم و پیکار
pieta
نقاشی یامجسمه مریم مادر عیسی
canvas
پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
brushes
شکل وسیله برس در بسته نقاشی
brush
شکل وسیله برس در بسته نقاشی
pornography
نقاشی یا عکس محرک احساسات جنسی
encaustic
نقاشی بارنگی که باموم اب کرده بسازند
ambience
نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
canvases
پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
Biedermeier
[سبک معماری، دکوراسیون و نقاشی اروپای میانی]
collages
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
pc paint
برنامه مشهور نقاشی وترسیم برای ریزکامپیوترها
picturesqueness
شایستگی برای نقاشی شدن یاعکس برداری
grisaille
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
The painting portrays the death of Nelson.
این نقاشی مرگ نلسون را مجسم می کند .
collage
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
paint roller mill
غلطک دسته دار ویژه نقاشی ساختمان
The painting is only a copy.
این نقاشی فقط کپی
[از اصل]
است.
applique
نقاشی رنگ و روغن روی فرف فلزی
pornography
نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
graphic display
یک ترمینال کامپیوتر برای نمایش نقاشی ها و تصاویرروی یک صفحه
crosshair
در برنامه رسم یا نقاشی شکل نشانه گر که به صورت ضربدر است
willowware
بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
palettes
لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
palette
لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
altar-piece
پرده نقاشی
[یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
story board
مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
airbrush
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
chiaroscuro
نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
brushes
وسیلهای در شبکه نرم افزاری نقاشی که پیکسل هایی راروی صفحه رسم میکند
brush
وسیلهای در شبکه نرم افزاری نقاشی که پیکسل هایی راروی صفحه رسم میکند
pre imaging
تولید فریم نقاشی متحرک یا ویدیو در بافر حافظه پیش از آنکه روی صفحه منتقل شود برای نمایش
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
panel
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panels
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
drawing tools
مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
real time
با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
kakemono
تصویر یا نوشته روی ابریشم نقاشی روی ابریشم
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
khatayi
طرح یا گل های ختائی
[این نگاره در کنار گل های شاه عباسی در اکثر فرش های لچک ترنج و افشان بکار رفته و جلوه ای از گل های نیلوفر آبی را نشان می دهد. ریشه این طرح را به نقاشی های ساسانیان نسبت می دهند.]
oiling
رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
oil
رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
oils
رنگ روغنی نقاشی با رنگ روغنی
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com