English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
his painting lacked repose نقاشی وی توافق
Other Matches
vorticism مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
oil on canvas [painting technique] رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
We have agreed in princeple . درکل توافق کرده ایم ( توافق درکلیات )
enewal of contract by tacit agreement تجدید توافق بر اساس توافق ضمنی
painting نقاشی
canvas نقاشی
paintings نقاشی
pictorial art نقاشی
daubery نقاشی بد
daubry نقاشی بد
the brush نقاشی
portraits نقاشی
canvases نقاشی
portrait نقاشی
drawing key کپیه نقاشی
illusionism نقاشی از منافرخیالی
animation نقاشی متحرک
animations نقاشی متحرک
bepaint نقاشی کردن
aquarelle نقاشی اب و رنگی
murals نقاشی دیواری
mural نقاشی دیواری
frescoes نقاشی دیواری
impaint نقاشی کردن
living picture پرده نقاشی
mirror drawing نقاشی از ایینه
painting and the like نقاشی و مانند ان
pallet knife کاردک نقاشی
paysage نقاشی دورنما
tableau پرده نقاشی
tableaus پرده نقاشی
miniature نقاشی باتذهیب
painted نقاشی شده
finger painting نقاشی با انگشت
finger painting نقاشی انگشتی
pencils نقاشی مدادی
pencilling نقاشی مدادی
easel سه پایه نقاشی
palette knives کاردک نقاشی
palette knife کاردک نقاشی
aqua relle نقاشی اب و رنگی
portraiture نقاشی از صورت
easels سه پایه نقاشی
tableaux پرده نقاشی
oil paintings نقاشی بارنگ
oil painting نقاشی بارنگ
pastel نقاشی بامدادرنگی
fresco نقاشی دیواری
brushes نقاشی کردن
brush نقاشی کردن
pencil نقاشی مدادی
nocturnes نقاشی از منظره شب
illusiansm نقاشی سه بعدی
white ground technique اسلوب نقاشی
paint رنگ نقاشی
graphic مربوط به نقاشی
nocturne نقاشی از منظره شب
watercolor نقاشی ابرنگ
water colour نقاشی ابرنگی
sand painting نقاشی روی شن
picturing نقاشی کردن
polychromy نقاشی رنگارنگ
tablature تصویر نقاشی
pictures نقاشی کردن
pictured نقاشی کردن
spackle بتونه نقاشی
wall painting نقاشی دیواری
miniatures نقاشی باتذهیب
plychromy نقاشی رنگارنگ
scumble رنگهای نقاشی
picture gallery اطاق نقاشی
picture نقاشی کردن
paints رنگ نقاشی
agreements توافق
maladapted بی توافق
agreement توافق
conciliation توافق
adaptations توافق
adaptation توافق
consistency توافق
concent توافق
concert توافق
concerts توافق
accommodation توافق
accommodations توافق
commensurability توافق
to come to an understanding توافق
commensurableness توافق
concord توافق
consented توافق
analogy توافق
consenting توافق
consent توافق
rapport توافق
consents توافق
coincidence توافق
analogies توافق
concurrence توافق
keeping توافق
accords توافق
settlement توافق
settlements توافق
accorded توافق
band توافق
coincidences توافق
bands توافق
accord توافق
palette جعبه رنگ نقاشی
paint brush قلم موی نقاشی
oil color روغن مخصوص نقاشی
tableau دور نمای نقاشی
tableaus دور نمای نقاشی
tableaux دور نمای نقاشی
oil paintings نقاشی رنگ روغنی
oil painting نقاشی رنگ روغنی
draw a person test ازمون نقاشی ادم
draw a man test ازمون نقاشی ادمک
line drawings نقاشی با مداد وقلم
line drawing نقاشی با مداد وقلم
comic strips فیلمهای نقاشی شده
palettes جعبه رنگ نقاشی
comic strip فیلمهای نقاشی شده
plafond سقف نقاشی شده
scenography نقاشی پردههای نمایش
tablature نقاشی دیواری یا سقفی
vase painting نقاشی روی سفال
old master نقاشی هر یک از این هنرمندان
old masters نقاشی هر یک از این هنرمندان
Oil painting . نقاشی رنگ روغن
panels نقاشی روی چوی
chiaroscuro نقاشی سیاه قلم
panel نقاشی روی چوی
animated cartoon فیلمهای نقاشی شده
graphic مربوط به نقاشی یاترسیم
fresco نقاشی ابرنگی کردن
sea piece نقاشی منظره دریا
scenograph منظره نقاشی شده
frescoes نقاشی ابرنگی کردن
fresco نقاشی ابرنگی روی گچ
frescoes نقاشی ابرنگی روی گچ
concordat توافق دوستانه
conformable قابل توافق
adhesion همبستگی توافق
adaptable قابل توافق
master agreement توافق اولیه
collective agreement توافق جمعی
conconancy توافق صدا
skeleton agreement توافق اولیه
correspondence principle اصل توافق
discordance عدم توافق
compromiser توافق کار
outline agreement توافق اولیه
dissidence عدم توافق
consonance توافق صدا
consistence توافق سازگاری
conformation سازش توافق
disconformity عدم توافق
frame agreement توافق اولیه
mutual agreement توافق طرفین
reach an agreement به توافق رسیدن
reciprocal agreement توافق دو جانبه
modus vivendi توافق موقت
speaking with prosecutor توافق باشاکی
synesis توافق معانی
unilateral agreement توافق یک جانبه
deal توافق تجاری
maladaptation عدم توافق
accordance وفق توافق
basic agreement توافق اولیه
harmonometer توافق سنج
maladjusted بی توافق دژسازگار
deals توافق تجاری
inadaptable توافق ندادنی
inconsonantly باعدم توافق
inharmoniousness عدم توافق
plea agreement توافق مدافعه
disparity عدم توافق
accompt سازگاری توافق
adaptations توافق سازش
breached خطای رد یک توافق
adaptableness قابلیت توافق
adaptation توافق سازش
adaptability توافق سازگاری
understanding توافق تظر
give-and-take آماده به توافق
consensus توافق عام
understandings توافق تظر
disagreement عدم توافق
disagreements عدم توافق
disparities عدم توافق
adaption توافق سازش
adaptiveness قوه توافق
breach خطای رد یک توافق
breaches خطای رد یک توافق
maladjustment عدم توافق
arbitration agreement توافق بر حکمیت
consistency توافق سازگاری
maladjustments عدم توافق
agreement coefficient ضریب توافق
agreement of arguments توافق نشانوندها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com