English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
conspiracies نقشه خیانت امیز
conspiracy نقشه خیانت امیز
Other Matches
treasonable خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
treasonoius خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
traitorous خیانت امیز
treacherous خیانت امیز
felonious خیانت امیز
false hearted خیانت امیز
rat race عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
antagonistic خصومت امیز رقابت امیز
admonitory نصیحت امیز توبیخ امیز
incriminatory تهمت امیز اتهام امیز
suasive ترغیب امیز تحریک امیز
gratulant تهنیت امیز تبریک امیز
tricky خدعه امیز مهارت امیز
expostulatory سرزنش امیز تعرض امیز
trickiest خدعه امیز مهارت امیز
trickier خدعه امیز مهارت امیز
cartographer ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
control map نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
cartographers ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
topographic map نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
storage map نقشه انباره نقشه انبارش
betrayals خیانت
faithlessness خیانت
untruthful خیانت
false heartedness خیانت
punic f. خیانت
punic faith خیانت
betrayment خیانت
insidiousness خیانت
infidelities خیانت
betrayal خیانت
treason خیانت
infidelity خیانت
perfidy خیانت
untruth خیانت
untruths خیانت
felonies خیانت
felony خیانت
dishonesty خیانت
disloyaty خیانت
falseness خیانت
treachery خیانت
falsity خیانت
rat خیانت
traitorousness خیانت
perfidiously ازروی خیانت
betrays خیانت کردن به
perfidiousness خیانت کاری
betraying خیانت کردن به
betrayed خیانت کردن به
betray خیانت کردن به
breach of trust خیانت در امانت
foully ازراه خیانت
guile خیانت دورویی
high treason خیانت بزرگ
abuse of confidence خیانت در امانت
treacherousness خیانت کاری
treason خیانت به کشور
malice a خیانت عمدی
malversation خیانت در امانت
to play false خیانت کردن
two-faced <idiom> ناسپاس ،خیانت
barratry خیانت در امانت
orthographic تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
stab someone in the back <idiom> خیانت کردن به کسی
disloyalty خیانت نمک بحرامی
lese majesty خیانت علیه حکومت
guile تلبیس تدلیس خیانت
prevarication خیانت وکیل به موکل
lese majeste خیانت علیه حکومت
sell out یکجا فروختن خیانت کردن
sell-out یکجا فروختن خیانت کردن
sell-outs یکجا فروختن خیانت کردن
conspire درنقشه خیانت شرکت کردن
conspired درنقشه خیانت شرکت کردن
conspiring درنقشه خیانت شرکت کردن
sell the pass خیانت به مرام دسته خودکردن
belied دروغ دراوردن خیانت کردن
belying دروغ دراوردن خیانت کردن
conspires درنقشه خیانت شرکت کردن
belie دروغ دراوردن خیانت کردن
sedition خیانت در حفظ اسرار نظامی
judns be trayed jesus یهودابه مسیح خیانت کرد
belies دروغ دراوردن خیانت کردن
sell to pass خیانت به مرام دسته خودکردن
plotted تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
belie خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belying خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belies خیانت کردن به عوضی نشان دادن
to swear tre sonagainstany one سوگند برای خیانت بکسی خوردن
belied خیانت کردن به عوضی نشان دادن
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
vignetting سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
lese majeste خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
lese majesty خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
spandrel لچک [در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
grid navigation ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
synalepha هم امیز
murmurous غر غر امیز
synaloepha هم امیز
funest هلاکت امیز
dogma عقایدتعصب امیز
impostrous تزویر امیز
fradulent فریب امیز
impostrous دغل امیز
fraudful حیله امیز
imprecatory نفرین امیز
impetratory لابه امیز
plaintive ناله امیز
impetrative استغاثه امیز
imputative تهمت امیز
dogmas عقایدتعصب امیز
musing تفکر امیز
indemnificatory غرامت امیز
intercessorial شفاعت امیز
intercessory شفاعت امیز
felonious جنایت امیز
intimidatory تهدید امیز
incensive هیجان امیز
floniously بطورخیانت امیز
mysterious اسرار امیز
peaceful مسالمت امیز
imprecatory لعنت امیز
tolerant مدارا امیز
peaceful صلح امیز
impetratory استغاثه امیز
mythical افسانه امیز
impetrative لابه امیز
hyperbolic اغراق امیز
gratulatory تبریک امیز
gratulatory تهنیت امیز
unholy کفر امیز
snide کنایه امیز
sliest شیطنت امیز
high flown اغراق امیز
sarcastic طعنه امیز
sly شیطنت امیز
slyer شیطنت امیز
nippy طعنه امیز
slyest شیطنت امیز
ironic طعنه امیز
partial غرض امیز
gloatingly حسرت امیز
humoursome شوخی امیز
hortative اندرز امیز
intermedial وساطت امیز
slier شیطنت امیز
perilous مخاطره امیز
humiliatory توهین امیز
imperious تحکم امیز
humiliatory اهانت امیز
humorous شوخی امیز
derisory استهزاء امیز
hubristic اهانت امیز
scandalous افتضاح امیز
ridiculous مسخره امیز
caustically بطورطعنه امیز
approbatory تحسین امیز
approbative تحسین امیز
applausive تحسین امیز
amusive تفریح امیز
affrontive دشنام امیز
affrontive توهین امیز
flattering تملق امیز
honorific افتخار امیز
honorifics افتخار امیز
based on private motives غرض امیز
educative تربیت امیز
competitiveness رقابت امیز
catastrophical مصیبت امیز
caressive نوازش امیز
calumniatory افترا امیز
insidious دسیسه امیز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com