Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
English
Persian
Mihrab
نقش محراب در فرش های محرابی
Search result with all words
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
lamp
قندیل
[این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
Millefleurs design
طرح هزاران گل
[در این طرح که نمونه قدیمی موجود آن مربوط به قرن هجدهم میلادی است در کشمیر بصورت محرابی بافته شده و در محراب را با انواع شکوفه ها و گل ها تزئین کرده اند.]
counter-apse
[محرابی مخالف محراب دیگر]
Other Matches
predella
پله محراب طاقچه پشت محراب
prayer design
طرح محرابی
prayer rug
فرش های محرابی
alinik design
واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
ogive
طاق رومی
[این طرح در فرش های محرابی بیشتر بکار می رود.]
presbyteries
محراب
sacrarium
محراب
Mihrab
محراب
altar
محراب
prayer-niche
محراب
oratory
محراب
prayer niche
محراب
apse
محراب
adytum
محراب
altars
محراب
presbytery
محراب
predella
محراب
dossal
پرده محراب
high-altar
محراب اصلی
Laudian rails
نرده محراب
English altar
محراب انگلیسی
dossel
پرده محراب
balustrum
نرده محراب
dorsel
پرده محراب
ceilure
سقف محراب
communion-rail
نرده محراب
chancel
محراب کلیسا
ciborium
سایبان محراب
retrochoir
پشت محراب
fenestella
روزنه محراب
altars
محراب مجمره
altar
محراب مجمره
ridden
پرده محراب
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
gradin
طاقچه پشت محراب
gradine
طاقچه پشت محراب
retable
طاقچه پشت محراب
chancel-aisle
دالان پشت محراب
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
reredos
پرده یا دیوار پشت محراب
epistle side
[محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
Gospel side
[قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
sedilia
یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
ambry
[انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
chancel-screen
[پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
Decalogue
[قسمت هایی از دیوار یا پرده ی پشت محراب]
Marasali
ماراسالی
[این روستا که به شیروان معروف بوده در آذربایجان شوروی قرار داشته و نمونه جالبی از فرش محرابی به همراه بته جقه ها در آن بافته می شود.]
altar-niche
[تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
cul-de-four
[نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
lady chapel
کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
altar of repose
[طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
ara
محراب کلیسا
[در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
altar-piece
پرده نقاشی
[یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
Ghiordes
[Gordes]
شهر گردیز
[جوردیز در آسیای صغیر که ریشه اصلی طرح های محرابی را به این شهر نسبت می دهند و تاریخ آن به دویست سال پیش باز می گردد.]
Ladik prayer rug
قالیچه سجاده ای لادیک
[این فرش بیشتر مربوط به ترکیه می باشد و در آن از دو یا سه ستون محرابی به همراه گل های لاله با رنگ های غالب قرمز و آبی استفاده می شود.]
ewer
طرح گلاب پاش
[در بعضی از فرش های محرابی و فرش های عشایری]
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
salachak
فرش محرابی یموتی
[این نوع بافت حالت معمول مستطیل شکل فرش را ندارد و قسمت بالای فرش شکل قوسی یا مثلثی دارد.]
Mejidian style
طرح مجید
[این طرح جلوه ای از طرح محرابی و ترکیب با گل فرنگ است که بدلیل علاقه عبدالمجید، سلطان ترکیه به این طرح آنرا به او نسبت داده اند.]
hands of Fatima
طرح دستان فاطمه
[نوعی فرش محرابی که در آن دو نگاره کف دست استفاده می شود و جلوه ای از حالت سجود یک مسلمان و اشاره به اصول دین را نشان می دهد. این طرح بیشتر مربوط به قفقاز و شرق ترکیه بوده است.]
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com