Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
English
Persian
decrease
نقصان یافتن
decreased
نقصان یافتن
decreases
نقصان یافتن
diminish
نقصان یافتن
diminishes
نقصان یافتن
to peter out
نقصان یافتن
Search result with all words
wane
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
waned
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
wanes
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
waning
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
Other Matches
declined
نقصان
declining
نقصان
shrinkage
نقصان
decline
نقصان
falling off
نقصان
declines
نقصان
decreases
نقصان
decreased
نقصان
decrease
نقصان
depletion
نقصان
shortage
نقصان
falling-off
نقصان
shortages
نقصان
degression
نقصان
wanted
نقصان نیاز
want
نقصان نیاز
magnetic decay
نقصان مغناطیسی
mass defect
نقصان جرم
deficiency and defect
کسر و نقصان
decreasing
نقصان گیرنده
propagates
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated
گشترش یافتن یا نشر یافتن
ischmia
نقصان خون در عضو
decrescent
روبه نقصان گذارنده
ischaemia
نقصان خون در عضو
is on the wane
رو بزوال یا نقصان می گذارد
anaphrodisia
نقصان قوهء باء
decayed
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decay
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decays
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decaying
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
atrophies
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
atrophy
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
atrophied
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
atrophying
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
is on the wane
درحال کاهش یا نقصان است
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
dificiency
نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
discovered
یافتن
discover
یافتن
detects
یافتن
detected
یافتن
detecting
یافتن
detect
یافتن
discovering
یافتن
discovers
یافتن
find
یافتن
finds
یافتن
transcended
برتری یافتن
deploys
گسترش یافتن
to get fame
شهرت یافتن
transcend
برتری یافتن
to get off
رهایی یافتن از
attained
دست یافتن
transcending
برتری یافتن
attaining
دست یافتن
take steps
<idiom>
آمادگی یافتن
attains
دست یافتن
wane
کاهش یافتن
expand
بسط یافتن
expanding
بسط یافتن
expands
بسط یافتن
accruing
گسترش یافتن
taper off
کاهش یافتن
accruing
افزایش یافتن
waned
کاهش یافتن
attain
دست یافتن
transcends
برتری یافتن
wanes
کاهش یافتن
to gain the upper hand
غلبه یافتن
to gain in nealth
بهبودی یافتن
to extricate oneself
رهایی یافتن
to come to know
اگاهی یافتن
to be transferred
انتقال یافتن
to be through
فراغت یافتن
to be prolonged
امتداد یافتن
to a greatness
بزرگی یافتن
sublate
تغییرشکل یافتن
deploying
گسترش یافتن
to pull round
بهبودی یافتن
to reach for knowledge
برای یافتن
dominates
تفوق یافتن
dominated
تفوق یافتن
dominate
تفوق یافتن
to quit oneself of
رهائی یافتن از
to take courage
خرات یافتن
to undergo a change
تغییر یافتن
wind up
پایان یافتن
diminish
تقلیل یافتن
dwindles
تدریجاکاهش یافتن
insuring
اطمینان یافتن
insures
اطمینان یافتن
ensuring
اطمینان یافتن
ensures
اطمینان یافتن
ensured
اطمینان یافتن
ensure
اطمینان یافتن
terminate
خاتمه یافتن
to get ones hand in
دست یافتن به
deploy
گسترش یافتن
dwindling
تدریجاکاهش یافتن
dwindled
تدریجاکاهش یافتن
dwindle
تدریجاکاهش یافتن
relaxing
تخفیف یافتن
relaxes
تخفیف یافتن
relax
تخفیف یافتن
terminates
خاتمه یافتن
to get rid of
رهایی یافتن از
to grow better
بهبودی یافتن
terminated
خاتمه یافتن
waning
کاهش یافتن
wrap up
خاتمه یافتن
to look oneself again
بهبود یافتن
diminishes
تقلیل یافتن
diverges
انشعاب یافتن
luxuriates
شکوه یافتن
shrinks
کاهش یافتن
luxuriating
شکوه یافتن
achieve
دست یافتن
achieved
دست یافتن
achieves
دست یافتن
achieving
دست یافتن
end
خاتمه یافتن
ended
خاتمه یافتن
keep one's head above water
رهایی یافتن
luxuriated
شکوه یافتن
misalign
تغییر یافتن
meliorate
بهبود یافتن
pick up health
بهبود یافتن
look oneself again
بهبود یافتن
recover
بهبودی یافتن
recovering
بهبودی یافتن
recovers
بهبودی یافتن
lay hands on something
چیزی را یافتن
luxuriate
شکوه یافتن
ends
خاتمه یافتن
immix
امیزش یافتن
hunt out
با جستجو یافتن
tense
تشدید یافتن
tensed
تشدید یافتن
tenser
تشدید یافتن
tenses
تشدید یافتن
tensest
تشدید یافتن
tensing
تشدید یافتن
circumfuse
گسترش یافتن
break out
شیوع یافتن
bunchout
برامدگی یافتن
outspread
گسترش یافتن
come off
تحقق یافتن
hold out
بسط یافتن
get out
رهایی یافتن
shrink
کاهش یافتن
shrinking
کاهش یافتن
convect
انتقال یافتن
come through
وقوع یافتن
come round
شفا یافتن
scant
تخفیف یافتن
come off
وقوع یافتن
center
تمرکز یافتن
diverged
انشعاب یافتن
recuperate
بهبودی یافتن
conquering
پیروزی یافتن بر
conquers
پیروزی یافتن بر
centralisation
مرکزیت یافتن
centralization
مرکزیت یافتن
lessen
تقلیل یافتن
overcomes
غلبه یافتن
lessened
تقلیل یافتن
lessens
تقلیل یافتن
recvperate
بهبودی یافتن
conquer
پیروزی یافتن بر
specialization
تخصص یافتن
recuperated
بهبودی یافتن
recuperates
بهبودی یافتن
recuperating
بهبودی یافتن
overpower
استیلا یافتن بر
overpowered
استیلا یافتن بر
overpowers
استیلا یافتن بر
prefer
ترجیح یافتن
preferring
ترجیح یافتن
prefers
ترجیح یافتن
alter
تغییر یافتن
altered
تغییر یافتن
altering
تغییر یافتن
pickup
بهبودی یافتن
perennate
دوام یافتن
penetract
راه یافتن
overspread
بسط یافتن
overcome
غلبه یافتن
overcoming
غلبه یافتن
overmatch
تفوق یافتن
overmaster
برتری یافتن بر
outreach
برتری یافتن
protend
امتداد یافتن
pull round
بهبودی یافتن
alters
تغییر یافتن
accede
دست یافتن
accede
راه یافتن
acceded
دست یافتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com