Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
ametropia
نقص انکساری بینایی
Other Matches
refractive
انکساری
refractile
انکساری انحراف
refracting telescope
تلسکوپ انکساری
anisometropia
ناهمسانی انکساری چشمها
sight
بینایی
sights
بینایی
spectrum
بینایی
perceptivity
بینایی
spectral
بینایی
second sight
بینایی
eyesight
بینایی
eyeing
بینایی
eyes
بینایی
perspectives
بینایی
eying
بینایی
perspective
بینایی
vision
بینایی
visions
بینایی
eye
بینایی
visual purple
ارغوان بینایی
quick sight
بینایی تیز
photopia
بینایی درنورزیاد
optometer
بینایی سنج
optic nerve
عصب بینایی
rhodopsin
ارغوان بینایی
scotopia
بینایی در تاریکی
optic
وابسته به بینایی
trichromatism
بینایی سه فامی
vision test
ازمون بینایی
visive
وابسته به بینایی
visual acuity
تیزی بینایی
visual axis
محور بینایی
visual yellow
زرد بینایی
the sense of sight
حس بینایی یا باصره
nervus opticus
عصب بینایی
monocular vision
بینایی یک چشمی
far point
برد بینایی
facial vision
بینایی صورتی
optics
علم بینایی
emmetropis
بینایی طبیعی
emmetropia
بینایی طبیعی
discernment
بصیرت بینایی
dichromatism
بینایی دوفامی
asthenopia
ضعف بینایی
tunnel vision
بینایی کانونی
field of vision
میدان بینایی
optometry
بینایی سنجی
monochromatism
بینایی تک فامی
test chart
لوحه بینایی سنجی
campimeter
میدان سنج بینایی
astigmatism
ناهمخوانی بینایی استیگماتیسم
perimeters
میدان سنج بینایی
kenning
نگاه قدرت بینایی
perimeter
میدان سنج بینایی
optical instruments
الات وابسته به بینایی
paropsis
خراب شدن بینایی
perceptiveness
بینایی قوه مشاهده
manoptoscope
برتری سنج بینایی
xanthocyanopsia
بینایی زرد- ابی
scope
وسیله دیدبانی یا بینایی
optometric service
قسمت بینایی سنجی
his sight could p darkness
بینایی وی تاریکی رامی شکافت
hemeralopia
کمی بینایی در نور زیاد
orthoptic
درست کننده نقص بینایی
orthoptic
وابسته به اصلاح نقص بینایی
optometric service
بخش بینایی سنجی و چشم پزشکی
eye glass
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress .
ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
red out
از بین رفتن قدرت بینایی هنگام سقوط با شتاب منفی
spectroscope
بینایی بین طیف بین
spectroscopy
بینایی بین طیف بین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com