Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (12 milliseconds)
English
Persian
logical not
نقص منطقی
Search result with all words
unappealing
غیر جذاب غیر منطقی
logical
منطقی
logic
منطقی
postulate
قیاس منطقی
postulate
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated
قیاس منطقی
postulated
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates
قیاس منطقی
postulates
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulating
قیاس منطقی
postulating
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
inconsequential
غیر منطقی نامربوط
coherent
دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
mnemonics
روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
bomb
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
not
نه منطقی
not
نفی منطقی نقیض
premise
صغری وکبرای قیاس منطقی
premise
فرض منطقی کردن
premised
صغری وکبرای قیاس منطقی
premised
فرض منطقی کردن
premisses
صغری وکبرای قیاس منطقی
premisses
فرض منطقی کردن
rationalised
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalises
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
consequence
نتیجه منطقی
consequences
نتیجه منطقی
category
مقوله مقوله منطقی
logistic
منطقی
reasonable
منطقی
rational
عقلانی منطقی
rational
منطقی
argumentative
منطقی
argumentive
منطقی
casuistry
استدلال غلط وغیر منطقی
and
ضرب منطقی
and
جمع منطقی
chauvinism
افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
irrationally
بطورغیر منطقی
nor
نفی جمع منطقی
or
یای منطقی
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
proposition
مقصود قیاس منطقی
propositioned
مقصود قیاس منطقی
propositioning
مقصود قیاس منطقی
propositions
مقصود قیاس منطقی
alu
واحدحسابی- منطقی
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
canonic
مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
consecution
نتیجه منطقی
consequentiality
پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
dialectic
منطقی
dialectical
منطقی
dialectician
منطقی
direct coupled transistor logic
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
elench
تکذیب منطقی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
ergotism
مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
fpla
Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
fpla
ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
free thinkers
افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
hysteron proteron
قلب غیر منطقی
ignoratio elenchi
سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
illogic
غیر منطقی
illogicality
غیر منطقی بودن
inconsecutive
فاقدارتباط منطقی
inconsequence
فقدان ارتباط منطقی
inconsequent
فاقدارتباط منطقی
integrate logic circuit
مدار منطقی مجتمع
intralogical
منطقی
irrationalize
غیر منطقی کردن
lemma
صغرای قیاس منطقی
lemma
کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
ligical multiply
ضرب منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
logic add
جمع منطقی
logic analysis
تحلیل منطقی
logic analyzer
تحلیل کننده منطقی
logic array
ارایه منطقی
logic board
تخته منطقی
logic board
برد منطقی
logic card
کارت منطقی
logic circuit
مدار منطقی
logic circuits
مدارهای منطقی
logic design
طرح منطقی
logic design
طراحی منطقی
logic designer
طراح مدارهای منطقی
logic device
دستگاه منطقی
logic diagram
نمودار منطقی
logic element
عنصر منطقی
Other Matches
implies
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material consequence
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
paged address
مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
programmable logic array
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
logical trace
رد منطقی
logic probe
کاوشگر منطقی
logic operator
اپراتور منطقی
logic operation
عمل منطقی
logic gates
گیتهای منطقی
logic instruction
دستورالعمل منطقی
logic multiply
ضرب منطقی
logic network
شبکه منطقی
logic gate
دروازه منطقی
logical error
خطای منطقی
logic function
تابع منطقی
logical function
تابع منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical product
رکورد منطقی
logic error
خطای منطقی
logic product
حاصلضرب منطقی
logic sum
مجموع منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
logical design
طرح منطقی
logical design
طراحی منطقی
logical difference
تفاضل منطقی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical expression
مبین منطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical file
فایل منطقی
syllogism
قیاس منطقی
logical instruction
دستورالعمل منطقی
logical not
نفی منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical connector
رابط منطقی
logical connective
رابط منطقی
syllogism
قضیه منطقی
logic symbol
نماد منطقی
logic symbol
علامت منطقی
logical operator
عملگر منطقی
logic theory
نظریه منطقی
logic unit
واحد منطقی
logic variable
متغیر منطقی
logical state
حالت یک منطقی
logical operations
عملیات منطقی
logical add
جمع منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical operation
عمل منطقی
logical record
مدرک منطقی
stand to reason
<idiom>
منطقی بودن
unreasoning
غیر منطقی
non logical
غیر منطقی
nonsequitur
غیر منطقی
paralogism
لغزش منطقی
prelogical
پیش منطقی
logical unit
واحد منطقی
postulation
قیاس منطقی
rational expectations
انتظارات منطقی
logic switch
گزینه منطقی
rational numbers
اعداد منطقی
sorites
تسلسل منطقی
syntaxic thought
اندیشه منطقی
to stand to reason
منطقی است
logical representation
نمایش منطقی
logical symbol
علامت منطقی
logical sum
جمع منطقی
logical value
ارزش منطقی
logical value
مقدار منطقی
logical record
رکورد منطقی
logicality
منطقی بودن
nand
نفی ضرب منطقی
random logic design
طرح منطقی تصادفی
logical positivism
اثبات گرایی منطقی
minor term
صغرای قیاس منطقی
matter of course
بدیهی نتیجه منطقی
majorpremise
کبرای قضیه منطقی
rational producer
تولید کننده منطقی
noetic
ذهنی قیاس منطقی
logical unit number
شماره منطقی دستگاه
logical shift
تغییر مکان منطقی
pars rationabilis
قسمت منطقی و عقلایی
logical data design
طرح داده منطقی
thick
<idiom>
احمق ،غیر منطقی
rational numbers
اعداد منطقی
[ریاضی]
logical conjunction
عطف منطقی
[ریاضی]
syllogize
بشکل منطقی دراوردن
logic programming
برنامه نویسی منطقی
logic shift
تغییر مکان منطقی
logic theorist
نظریه پرداز منطقی
logical 0 state
حالت صفر منطقی
rationabile stoverium
نفقهای که میزان ان منطقی باشد
legitimised
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimized
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimization
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimize
منطقی و معقول جلوه دادن
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
legitimizes
منطقی و معقول جلوه دادن
pla
ارایه منطقی برنامه پذیر
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
pla
ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
non sequitur nonsensical
نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
what is
فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
vital necessity
پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
subschema
زیرمجموعه با تغییر شکل دیدگاه منطقی از شمای پایگاه داده که مورد نیاز برنامه کاربردی استفاده کننده بخصوصی میباشدزیرشمای
positive true logic
یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
syllogize
قیاس کردن استلادل منطقی کردن
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
transitivity principle
بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com