English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English Persian
supply point نقطه اماد
Search result with all words
ammunition point نقطه اماد مهمات
beach dump نقطه اماد در سر پل دریایی
break bulk point نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
distribution point نقطه توزیع اماد
distribution point نقطه تقسیم اماد
Other Matches
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
coordinated procurement عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
azimuth موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
water supply اماد اب
water supplies اماد اب
bulk material اماد یک جا
level of supply سطح اماد
trains بنه اماد
trained بنه اماد
supply control کنترل اماد
stockage ذخیره اماد
categories انواع اماد
armed جنگ اماد
supply route مسیر اماد
supply route اماد راه
critical item اماد حساس
essential supply اماد حیاتی
shop supply اماد تعمیرگاهی
air landed supply اماد هوانشستی
resupply اماد مجدد
reserve stock اماد ذخیره
depot supply اماد دپویی
depot supply اماد امادگاهی
requisition line خط درخواست اماد
development order دستوربهبود اماد
short supply اماد کم یاب
stock اماد ذخیره
essential supply اماد ضروری
materiel management مدیریت اماد
air material اماد هوایی
general supplies اماد عمومی
mission load اماد عملیاتی
procurement تامین اماد
one day's supply یک روز اماد
stocked اماد ذخیره
assault supplies اماد هجومی
train بنه اماد
follow up supply اماد بعدی
consigned inventory اماد امانی
bulk supply اماد با کانتینر
bulk material اماد حجیم
care of supplies مراقبت اماد
condition code کدوضعیت اماد
class i supplies اماد طبقه 1
class iv supplies اماد طبقه 4
commodity command فرماندهی اماد
care of supplies نگهداری اماد
intransit stock اماد سیال
class ii supplies اماد طبقه 2
class v supplies اماد طبقه 5
unit supply اماد یکانی
supply sergeant گروهبان اماد
category اقلام اماد
supply support پشتیبانی اماد
follow up supply اماد متعاقب
gratuitous issue اماد پیشکشی
bulk supply اماد عمده
follow up اماد بعدی
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
point to point network شبکه نقطه به نقطه
pointillism نقاشی نقطه نقطه
distribution جدول توزیع اماد
back order اماد غیر موجود
resupply تجدید اماد کردن
logistical مربوط به اماد یکانها
requisition line مسیر درخواست اماد
required supply rate نواخت اماد موردنیاز
balanced supply اماد متعادل شده
row stack فاصله اماد از دیوار
bulk supply اماد به طور قوال
balanced stock ذخیره اماد متعادل
rolling reserve اماد ذخیره غلطان
distributions جدول توزیع اماد
distribution area منطقه توزیع اماد
automatic supply روش خودکار اماد
application study بررسی پذیرش اماد
centralized items اقلام اماد تمرکزی
resources منابع اماد ذخایر
automatic supply سیستم اماد خودکار
development order دستور ساخت اماد
authorized allowance supplies سهمیه اماد مجاز
authorized allowance supplies سهمیه مجاز اماد
assemblages جمع اوری اماد
deteriorating supplies اماد فاسد شدنی
antimateriel agent عامل فساد اماد
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
class ii installation تاسیسات اماد طبقه 2
class ii installation انبار اماد طبقه 2
ammunition day of supply روز اماد مهمات
available supply rate نواخت اماد موجود
class ii activity اجرای اماد طبقه 2
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
class i installation انبار اماد طبقه 1
class i activity اجرای اماد طبقه 1
assemblage جمع اوری اماد
procure تهیه و تحویل اماد
emergency leave سطح اماد اضطراری
naval stores ذخایر و اماد دریایی
stock funds اعتبار نقدی اماد
main supply route مسیر اصلی اماد
main supply route اماد راه اصلی
issue priority تقدم توزیع اماد
unit train بنه اماد یکان
unit reserves اماد ذخیره یکانی
consumable supplies اماد مصرف شدنی
procuring تهیه و تحویل اماد
expendable property اماد مصرف شدنی
procures تهیه و تحویل اماد
control level سطح کنترل اماد
procured تهیه و تحویل اماد
control period دوره کنترل اماد
table of distribution جدول تقسیم اماد
supply route خط تدارکات راه اماد
early resupply تجدید اماد به موقع
inventory ذخیره موجودی اماد
short supply اماد کمبود دار
day of supply تعداد روزهای اماد
service stock اماد و کالاهای جنگی
procurement تهیه و تحویل اماد
base reserves اماد مبنای ذخیره
basic end item اقلام اولیه اماد
demand satisfaction تحویل اماد مورد نیاز
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
administrative lead time زمان اداری دریافت اماد
urgency of need حیاتی بودن احتیاج به اماد
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
air landed supply اماد تخلیه شده با هواپیما
status code رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
disposition استقرار یکانها و اماد درمنطقه
disposable end item اماد یا اقلام قابل انهدام
ration factor ضریب اماد جیره غذایی
classified items اماد طبقه بندی شده
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
control period مدت زمان کنترل و بررسی اماد
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
army material program برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
floatation سطح اماد اضافی شارژ انباراضافی
coordinated procurement assigness شعبه مسئول خرید کلی اماد
defense subsistence supply center مرکز اماد زیستی وزارت دفاع
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
class iii supplies اماد طبقه 3 بنزین و موادروغنی وسوختی
floatation اضافی بودن سطح سیال اماد
air target material program برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
dunnage نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
referral order درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
intransit stock اماد در حال حرکت یا جریان در سیستم توزیع
bulk stock ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
application study بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
principal قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
allowance for anticipated سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
principals قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot طرح نقطه نقطه خال خال
speckle نقطه نقطه یا خال خال کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com