Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
breakpoint
نقطه انفصال
Search result with all words
conditional breakpoint
نقطه انفصال شرطی
Other Matches
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
disunion
انفصال
separations
انفصال
extrusion
انفصال
separation
انفصال
schism
انفصال
schisms
انفصال
incontinuity
انفصال
dismissal
انفصال
disjunction
انفصال
dismissals
انفصال
disconnexion
انفصال
withdrawal
انفصال
termination
انفصال
quitting
انفصال
quit
انفصال
notice to quit
انفصال
notice of termination
انفصال
notice of determination
انفصال
notice of cancellation
انفصال
letter of dismissal
انفصال
abrogation
انفصال
lay-off
انفصال
feathering
انفصال
secession
انفصال
schismatism
شقاق انفصال
separate
متارکه انفصال
separated
متارکه انفصال
dismissal
انفصال اخراج
separates
متارکه انفصال
discharge
انفصال ترشح
nondisjunction
عدم انفصال
dismission
انفصال اخراج
disconnect signal
علامت انفصال
disunion
انفصال نفاق
dismissals
انفصال اخراج
discharges
انفصال ترشح
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
wrongful dismissal
انفصال یا اخراج ناروا
autotomize
انفصال خودبخود پیداکردن
discontinuities
عدم پیوستگی انفصال
discontinuity
عدم پیوستگی انفصال
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
autotomy
انفصال خودبخوددست یا پا یا عضو حیوان ازبدن
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
atomic theory
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
point to point network
شبکه نقطه به نقطه
point-to-point connection
اتصال نقطه به نقطه
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
speckle
نقطه نقطه یا خال خال کردن
polkadot
طرح نقطه نقطه خال خال
pricked
نقطه
point to point line
خط نقطه به نقطه
point to point
نقطه به نقطه
ice melting point
نقطه یخ
specks
نقطه
ice point
نقطه یخ
dotty
نقطه نقطه
periods
نقطه
period
نقطه
ellipsis
سه نقطه
[...]
pricks
نقطه
speck
نقطه
jot
نقطه
jots
نقطه
jotted
نقطه
full stop
نقطه
punchation
نقطه
punctate
نقطه نقطه
stpular
نقطه نقطه
punctation
نقطه
prick
نقطه
punctulate
نقطه نقطه
punctum
نقطه
full stops
نقطه
two dots one dash line
خط دو نقطه یک خط
spot
نقطه
speckle
نقطه
point
نقطه
dot
نقطه
neel point
نقطه نل
spotter
نقطه نقطه
spots
نقطه
pricking
نقطه
dotting
نقطه
tittle
نقطه
injection point
نقطه پاشش
isoelectronic point
نقطه ایزوالکتریک
fixed point
نقطه ثابت
intercept point
نقطه رهگیری
flash point
نقطه احتراق
flash point
نقطه اشتعال
intersection point
نقطه تلاقی
joining point
نقطه اتصال
intersection point
نقطه تقاطع
injection point
نقطه تزریق
initial point
نقطه شروع
initial point
نقطه اولیه
inflexion point
نقطه عطف
image element
نقطه تصویر
image point
نقطه تصویر
impact point
نقطه اصابت
inflection point
نقطه عطف
impact point
نقطه فرود
indifference point
نقطه خنثی
initial point
نقطه اغاز
ignition point
نقطه اشتعال
frost point
نقطه شبنم
fusing point
نقطه ذوب
fusion point
نقطه گداز
growing point
نقطه رویش
gutty
نقطه دار
igniting point
نقطه احتراق
igniting point
نقطه اشتعال
ignition point
نقطه افروزش
impact point
نقطه بارریزی
fixation point
نقطه تثبیت
binary point
نقطه دودوئی
congealing point
نقطه انجماد
setting point
نقطه انجماد
critical point
نقطه بحرانی
cross over point
نقطه همگذری
curie point
نقطه کوری
cutoff point
نقطه برش
data point
نقطه داده
dead center
نقطه مرگ
dead center ignition
نقطه اشتعال
dead center ignition
نقطه انفجار
dead reckoning
نقطه فرضی
compensation point
نقطه موازنه
cold spot
نقطه سرماگیر
choice point
نقطه گزینش
bp
نقطه جوش
branchpoint
نقطه انشعاب
break even point
نقطه عطف
break off position
نقطه رهایی
break point
نقطه توقف
brittle point
نقطه شکنندگی
bubble point
نقطه جوش
burning point
نقطه اشتعال
firing point
نقطه اشتعال
center
نقطه گره
check point
نقطه بازرسی
check point
نقطه مقابله
check point
نقطه ازمایش
checkout point
نقطه وارسی
dead spot
نقطه خنثی
death point
نقطه مرگ
equilibrium point
نقطه تعادل
equivalence point
نقطه هم ارزی
estimated position
نقطه تخمینی
estimated position
نقطه براوردی
eutectic point
نقطه اوتکتیک
eutetic point
نقطه اتکتیک
exchange point
نقطه تعویض
dew point
نقطه شبنم
exit point
نقطه خروج
exit point
نقطه مرگ
exit point
نقطه خروجی
extreme point
نقطه حدی
f.n.p
نقطه گداز
face off spot
نقطه رویارویی
fire point
نقطه شعله
entry point
نقطه ورود
entry point
نقطه دخول
dewpoint
نقطه شبنم
directing point
نقطه نشانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com