Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
restart point
نقطه باز اغازی
Other Matches
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
initial
اغازی
initials
اغازی
initialled
اغازی
inceptive
اغازی
elementary
اغازی
protist
اغازی
initialing
اغازی
initialed
اغازی
initialling
اغازی
initial
اصلی اغازی
initialling
اصلی اغازی
initialled
اصلی اغازی
protist
تک یاختگان اغازی
initialing
اصلی اغازی
initialed
اصلی اغازی
initiative
قریحه اغازی
initiatives
قریحه اغازی
initial velocity
سرعت اغازی
initials
اصلی اغازی
initiation sequence
مرحله اغازی
initial state
حالت اغازی
restart
باز اغازی
start up control
کنترل اغازی
nascency
نوفهوری و اغازی تولد
initialization
ارزش دهی اغازی
initialize
ارزش اغازی دادن
protozoan
وابسته به تک یاخته اغازی
initial program load
بارگیری برنامه اغازی
nascence
نوفهوری و اغازی تولد
initial base font
فونت پایه اغازی
sporozoite
اغازی انگلی متحرک هاگدار
inchoative
تازه اغاز شده اغازی
loop initializaion
ارزش دهی اغازی در حلقه
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
trichomonad
جانور اغازی تاژکداردارای موهای کرک مانند
ipl
Load Program Initail بارگیری اغازی برنامه
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
uninitialized
ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
point to point network
شبکه نقطه به نقطه
point-to-point connection
اتصال نقطه به نقطه
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot
طرح نقطه نقطه خال خال
speckle
نقطه نقطه یا خال خال کردن
spots
نقطه
punchation
نقطه
two dots one dash line
خط دو نقطه یک خط
dotty
نقطه نقطه
punctum
نقطه
punctulate
نقطه نقطه
punctation
نقطه
point
نقطه
specks
نقطه
speck
نقطه
dot
نقطه
dotting
نقطه
pricks
نقطه
pricked
نقطه
neel point
نقطه نل
punctate
نقطه نقطه
point to point line
خط نقطه به نقطه
point to point
نقطه به نقطه
ice melting point
نقطه یخ
ice point
نقطه یخ
prick
نقطه
periods
نقطه
pricking
نقطه
jotted
نقطه
jots
نقطه
tittle
نقطه
jot
نقطه
full stops
نقطه
speckle
نقطه
spotter
نقطه نقطه
period
نقطه
ellipsis
سه نقطه
[...]
stpular
نقطه نقطه
spot
نقطه
full stop
نقطه
cold spot
نقطه سرماگیر
checkout point
نقطه وارسی
check point
نقطه ازمایش
check point
نقطه مقابله
impact point
نقطه بارریزی
check point
نقطه بازرسی
ignition point
نقطه اشتعال
impact point
نقطه فرود
impact point
نقطه اصابت
choice point
نقطه گزینش
setting point
نقطه انجماد
critical point
نقطه بحرانی
compensation point
نقطه موازنه
image element
نقطه تصویر
image point
نقطه تصویر
congealing point
نقطه انجماد
center
نقطه گره
firing point
نقطه اشتعال
break off position
نقطه رهایی
break even point
نقطه عطف
branchpoint
نقطه انشعاب
bp
نقطه جوش
binary point
نقطه دودوئی
basic point
نقطه مبداء
base point
نقطه مبنا
neutral point
نقطه صفر
injection point
نقطه پاشش
gutty
نقطه دار
injection point
نقطه تزریق
break point
نقطه توقف
breakpoint
نقطه انفصال
indifference point
نقطه خنثی
inflection point
نقطه عطف
inflexion point
نقطه عطف
bubble point
نقطه جوش
initial point
نقطه اولیه
initial point
نقطه شروع
initial point
نقطه اغاز
brittle point
نقطه شکنندگی
intercept point
نقطه رهگیری
ignition point
نقطه افروزش
entry point
نقطه دخول
dot prompt
نقطه اعلان
exchange point
نقطه تعویض
dot pitch
درجه نقطه
distributing point
نقطه توزیع
exit point
نقطه خروج
exit point
نقطه مرگ
directing point
نقطه نشانی
dewpoint
نقطه شبنم
dew point
نقطه شبنم
exit point
نقطه خروجی
extreme point
نقطه حدی
dotter
نقطه گذار
eutetic point
نقطه اتکتیک
eutectic point
نقطه اوتکتیک
endmost
اقصی نقطه 0
end point
نقطه پایانی
entry point
نقطه ورود
drop point
نقطه چکه
equilibrium point
نقطه تعادل
drop point
نقطه پرش
dpi
نقطه در هر اینچ
punctuator
نقطه گذار
equivalence point
نقطه هم ارزی
estimated position
نقطه تخمینی
estimated position
نقطه براوردی
f.n.p
نقطه گداز
face off spot
نقطه رویارویی
dead center
نقطه مرگ
frost point
نقطه شبنم
fusing point
نقطه ذوب
fusion point
نقطه گداز
data point
نقطه داده
growing point
نقطه رویش
cutoff point
نقطه برش
burning point
نقطه اشتعال
curie point
نقطه کوری
igniting point
نقطه احتراق
cross over point
نقطه همگذری
flash point
نقطه احتراق
fire point
نقطه شعله
death point
نقطه مرگ
dead spot
نقطه خنثی
dots per inch
نقطه در هر اینچ
dead reckoning
نقطه فرضی
dead center ignition
نقطه انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com