English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
phosphor dot نقطه فسفری
Other Matches
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
phosphoric فسفری
phosphorous فسفری
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
phosphorescence تابندگی فسفری
scans یکی ازخط وط افقی فسفری
scan یکی ازخط وط افقی فسفری
scanned یکی ازخط وط افقی فسفری
phosphorism مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
green phosphor فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
line of vision خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
electroluminescence نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
azimuth موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
flash point نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing points نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point نقطه تقاطع نقطه تلاقی
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
point to point network شبکه نقطه به نقطه
pointillism نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
speckle نقطه نقطه یا خال خال کردن
polkadot طرح نقطه نقطه خال خال
spot نقطه
dotting نقطه
pricking نقطه
dotty نقطه نقطه
dot نقطه
point نقطه
punchation نقطه
spots نقطه
neel point نقطه نل
speck نقطه
pricks نقطه
point to point نقطه به نقطه
specks نقطه
ice point نقطه یخ
pricked نقطه
prick نقطه
ice melting point نقطه یخ
punctate نقطه نقطه
punctation نقطه
punctulate نقطه نقطه
punctum نقطه
point to point line خط نقطه به نقطه
spotter نقطه نقطه
stpular نقطه نقطه
periods نقطه
period نقطه
ellipsis سه نقطه [...]
full stops نقطه
tittle نقطه
jotted نقطه
two dots one dash line خط دو نقطه یک خط
speckle نقطه
jot نقطه
jots نقطه
full stop نقطه
check point نقطه ازمایش
growing point نقطه رویش
gutty نقطه دار
break point نقطه توقف
break off position نقطه رهایی
break even point نقطه عطف
branchpoint نقطه انشعاب
checkout point نقطه وارسی
burning point نقطه اشتعال
fusion point نقطه گداز
azeotrope point نقطه ازئوتروپ
bubble point نقطه جوش
brittle point نقطه شکنندگی
frost point نقطه شبنم
firing point نقطه اشتعال
center نقطه گره
fusing point نقطه ذوب
check point نقطه بازرسی
check point نقطه مقابله
igniting point نقطه احتراق
igniting point نقطه اشتعال
ignition point نقطه افروزش
initial point نقطه اولیه
initial point نقطه اغاز
injection point نقطه پاشش
balanc point نقطه تعادل
injection point نقطه تزریق
azimuth نقطه جنوب
intercept point نقطه رهگیری
intersection point نقطه تقاطع
intersection point نقطه تلاقی
isoelectronic point نقطه ایزوالکتریک
azeotrope point نقطه همجوشی
joining point نقطه اتصال
auxiliary target نقطه کمکی
inflexion point نقطه عطف
basic point نقطه مبداء
image element نقطه تصویر
image point نقطه تصویر
bp نقطه جوش
breakpoint نقطه انفصال
impact point نقطه اصابت
binary point نقطه دودوئی
impact point نقطه فرود
impact point نقطه بارریزی
base point نقطه مبنا
indifference point نقطه خنثی
inflection point نقطه عطف
ignition point نقطه اشتعال
distributing point نقطه توزیع
dead center ignition نقطه اشتعال
dead center نقطه مرگ
data point نقطه داده
drop point نقطه چکه
cutoff point نقطه برش
end point نقطه پایانی
endmost اقصی نقطه 0
entry point نقطه دخول
entry point نقطه ورود
curie point نقطه کوری
dead center ignition نقطه انفجار
directing point نقطه نشانی
dot pitch درجه نقطه
dot prompt نقطه اعلان
dots per inch نقطه در هر اینچ
dewpoint نقطه شبنم
dotter نقطه گذار
dew point نقطه شبنم
punctuator نقطه گذار
death point نقطه مرگ
dpi نقطه در هر اینچ
dead spot نقطه خنثی
drop point نقطه پرش
dead reckoning نقطه فرضی
equilibrium point نقطه تعادل
cross over point نقطه همگذری
exit point نقطه خروجی
extreme point نقطه حدی
f.n.p نقطه گداز
face off spot نقطه رویارویی
fire point نقطه شعله
fire point نقطه اشتعال
fixation point نقطه تثبیت
fixed point نقطه ثابت
flash point نقطه اشتعال
cold spot نقطه سرماگیر
flash point نقطه احتراق
exit point نقطه مرگ
exit point نقطه خروج
equivalence point نقطه هم ارزی
critical point نقطه بحرانی
estimated position نقطه تخمینی
estimated position نقطه براوردی
eutectic point نقطه اوتکتیک
eutetic point نقطه اتکتیک
exchange point نقطه تعویض
setting point نقطه انجماد
congealing point نقطه انجماد
compensation point نقطه موازنه
choice point نقطه گزینش
puncuation نقطه گذاری
solidification point نقطه انجماد
solidifying point نقطه انجماد
solstitial point نقطه انقلاب
splotch نقطه وصله
spot distortion اغتشاش نقطه
spot welding نقطه جوش
staddle نقطه اتکاء
stagnation point نقطه ایستائی
stpular نقطه مانند
strong point نقطه مستحکم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com