English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Other Matches
initial point نقطه کنترل هوایی
air control point نقطه کنترل مسیر هوایی
survey control نقطه کنترل نقشه برداری
controlled passing عبور ومرور کنترل شده
check point نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
junction محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
air control ship ناو کنترل حرکات هوایی
high resolution bit mapped display تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
air traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
positive control کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
line of vision خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
switching مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
supply point نقطه اماد
marks هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark هدف نقطه اغاز نقطه فرود
approach فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
azimuth موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
approaches فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
ammunition point نقطه اماد مهمات
distribution point نقطه تقسیم اماد
distribution point نقطه توزیع اماد
beach dump نقطه اماد در سر پل دریایی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
supply control کنترل اماد
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
circulation control مدار کنترل حرکات
crossing point نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing points نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
control period دوره کنترل اماد
control level سطح کنترل اماد
break bulk point نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
pointsman عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
initial point نقطه سرپل هوایی
assembly نقطه الحاق هوایی
control period مدت زمان کنترل و بررسی اماد
transit کنترل عبور و مرورکشتیها
traffic control کنترل عبور و مرور
controlled passing عبور کنترل شده
autumnal equinox نقطه عبور خورشید ازاستوای نجومی در اول پاییز
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
azimuth نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
air control کنترل هوایی
ground nadir نقطه سمت القدم هواپیما درعکاسی هوایی
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
control area منطقه کنترل هوایی
control zone منطقه کنترل هوایی
aircontroller کنترل کننده هوایی
airspace control کنترل فضای هوایی
air controlman نگهبان کنترل هوایی
air control party گروه کنترل هوایی
homing station رادارهای کنترل هوایی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
point to point network شبکه نقطه به نقطه
pointillism نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection اتصال نقطه به نقطه
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
intercept point نقطه پیش بینی شده برای اجرای رهگیری هوایی
controlled airspace فضای هوایی کنترل شده
airspace control کنترل کردن فضای هوایی
forward air control post ایستگاه کنترل هوایی جلو
air control and reporting center (c.r.c. مرکز کنترل و گزارش هوایی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
air defense artillery controller مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
air raid reporting control ship گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
free lance اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
tactical air command center مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
air traffic regulation and identificatio سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
filter center مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
freddie اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
midnight فرمان از کنترل نزدیک به دورتغییر فرکانس بدهید دررهگیری هوایی
zmarker beacon نوعی برج کنترل هوایی مستقر در میدان تیر پدافندهوایی
advisory area منطقه پوشش اطلاعات عبور ومرور هوایی
mechanical mouse mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
calibrated orifice سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
coroutine بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
photo nadir مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
speckle نقطه نقطه یا خال خال کردن
polkadot طرح نقطه نقطه خال خال
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
offset point در رهگیری هوایی نقطه نشانی است در هوا که محل هدف نسبت به ان تعیین وهواپیمای رهگیر به سمت هدف هدایت میشود
controlled pattern بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
synchroreceiver دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
punctation نقطه
punctate نقطه نقطه
punctum نقطه
spotter نقطه نقطه
punctulate نقطه نقطه
ice point نقطه یخ
dot نقطه
ellipsis سه نقطه [...]
dotting نقطه
punchation نقطه
ice melting point نقطه یخ
tittle نقطه
point to point line خط نقطه به نقطه
prick نقطه
pricked نقطه
neel point نقطه نل
spot نقطه
point to point نقطه به نقطه
full stops نقطه
full stop نقطه
stpular نقطه نقطه
spots نقطه
periods نقطه
jots نقطه
period نقطه
dotty نقطه نقطه
jot نقطه
jotted نقطه
two dots one dash line خط دو نقطه یک خط
speck نقطه
speckle نقطه
specks نقطه
pricks نقطه
pricking نقطه
point نقطه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com