Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 224 (38 milliseconds)
English
Persian
migration
نقل مکان نقل مکان کردن
Search result with all words
barnstorm
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
move
پیشنهاد کردن تغییر مکان
move
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves
پیشنهاد کردن تغییر مکان
moves
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
locate
مستقر ساختن مکان یابی کردن
located
مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates
مستقر ساختن مکان یابی کردن
locating
مستقر ساختن مکان یابی کردن
flit
نقل مکان کردن
flits
نقل مکان کردن
flitted
نقل مکان کردن
flitting
نقل مکان کردن
overlap
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
refresh buffer
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
run-up
[start-up]
نزدیکی به مکان شروع با دویدن
[برای جهش یا پرتاب کردن]
[ورزش]
Other Matches
left shift
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
peeked
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
اختلاف مکان تغییر مکان
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
locus
مکان
placing
مکان
stead
مکان
illocal
بی مکان
spaces
مکان
space
مکان
there
ان مکان
locations
مکان
spot
مکان
purlieus
مکان جا
spots
مکان
location
مکان
stabilizer
مکان
stabilisers
مکان
placing
جا مکان
places
جا مکان
part
مکان
place
جا مکان
sited
مکان
site
مکان
place
مکان
places
مکان
sites
مکان
localities
موضع مکان
topology
مکان شناسی
clearings
مکان مسطح
shifts
تغییر مکان
locations
مکان یابی
adverb of place
فرف مکان
place
مکان موقع
loci
مکان هندسی
clearing
مکان مسطح
ubiety
کیفیت مکان
shift
تغییر مکان
otherwhere
در مکان دیگر
move
نقل مکان
locus
مکان هندسی
response position
مکان جواب
change of place
تغییر مکان
shifted
تغییر مکان
moved
نقل مکان
screen position
مکان صفحه
public place
مکان عمومی
facility
مکان ساختمان
topographer
مکان نگار
moves
نقل مکان
locality
موضع مکان
cursors
مکان نما
memory location
مکان حافظه
place learning
مکان اموزی
place of honor
مکان پر افتخار
print position
مکان چاپ
displeacement of water
تغییر مکان اب
displaciment
تغییر مکان
displaciment
تفاوت مکان
places
مکان موقع
nowhere
در هیچ مکان
location counter
مکان شمار
cursor
مکان نما
placing
مکان موقع
locative
دال بر مکان
left shift
تغییر مکان به چپ
unit position
مکان واحد
storage location
مکان انباره
location
مکان یابی
displacement
تغییر مکان
nowheres
در هیچ مکان
storage location
مکان ذخیره
sign position
مکان علامت
topologist
مکان شناس
topography
مکان نگاری
logic shift
تغییر مکان منطقی
transmigrator
نقل مکان کننده
location of industry
تعیین مکان صنعت
universe
کون و مکان دهر
location vector
بردار مکان
[ریاضی]
rudders
مکان عمودی متحرک
shifted
تغییر مکان انتقال
protected location
مکان حفافت شده
radius vector
بردار مکان
[ریاضی]
piston displacement
تغییر مکان پیستون
logical shift
تغییر مکان منطقی
permanent change of station
تغییر مکان دایمی
mental topography
مکان نگاری ذهن
red shift
تغییر مکان سرخ
shift
تغییر مکان انتقال
shifts
تغییر مکان انتقال
toponymic
وابسته به مکان نامی
locus of centres
مکان هندسی مرکزها
position vector
بردار مکان
[ریاضی]
locate mode
باب مکان یابی
topological psychology
روانشناسی مکان نگر
location theory
نظریه تعیین مکان
position
بردار مکان
[ریاضی]
arithmetic shift
تغییر مکان حسابی
cyclic shift
تغییر مکان چرخهای
die shift
تغییر مکان حدیده
displacement
جابجاشدگی تغییر مکان
elevator
مکان افقی متحرک
elevators
مکان افقی متحرک
doppler shift
تغییر مکان دوپلری
whereabout
حدود تقریبی مکان
drilling position
مکان مته کاری
shift out
تغییر مکان به بیرون
shift register
ثبات تغییر مکان
sides way
تغییر مکان جانبی
topography
مکان نگاری مساحی
end around shift
تغییر مکان دورگشتی
fleche
نقل مکان شمشیرباز
mobility
قابلیت نقل مکان
ring shift
تغییر مکان حلقهای
circular shift
تغییر مکان حلقوی
components of displacement
مولفههای تغییر مکان
circular shift
تغییر مکان دایرهای
rudder
مکان عمودی متحرک
crusor arrows
پیکانهای مکان نما
cursor control
کنترل مکان نما
current location counter
شمارنده مکان فعلی
horizontal stabilizer
مکان افقی ثابت
locus
مکان هندسی مرکزها
echeloned displacement
تغییر مکان رده برده
statip shift register
ثبات تغییر مکان ایستا
dynamic shift register
ثبات تغییر مکان پویا
topology
مکان شناسی وضعیت جغرافیایی
on the move
<idiom>
حرکت از مکانی به مکان دیگر
output per unit of displacement
توان در واحد تغییر مکان
forth
دور از مکان اصلی جلو
colocate
دریک مکان قرار دادن
dp
بی مکان ومنزل تبعید شده
cursor control keys
کلیدهای کنترل مکان نما
tablet
مکان نما روی صفحه
redeployment
تغییر مکان دادن یکانها
tablets
مکان نما روی صفحه
cursor movement keys
کلیدهای حرکت مکان نما
removal
برطرف سازی نقل مکان
accomodation
وسایل آسایش واستراحت جا و مکان
support movement
تغییر مکان تکیه گاه
locality
محل مخصوص مکان جغرافیایی
localities
محل مخصوص مکان جغرافیایی
right shift
تغییر مکان به سمت راست
columnar transposition
تغییر مکان دادن عوامل در ستون
toponymy
ذکر اسامی نواحی مکان نامی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
pesthole
مکان مستعد برای بیماری واگیر
end in itself
<idiom>
مکان کافی برای راحت بودن
horizontal tab
حرکت مکان نما به صورت افقی
to take a run-up
با دویدن به مکان شروع نزدیک شدن
topographic
وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
displacement
جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
poking
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poke
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
addressing
روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
pokes
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
cursor tracking
حرکت دادن مکان نما روی یک صفحه نمایش
debugs
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
ES IS
امکان مکان یابی router سیستم میانی بدهند
flattest
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
flat
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
debugged
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
rate joystick
سکان هدایتی با سرعت ثابت حرکت مکان نما
debug
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
coextensive
باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
disposition
صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
illuviate
در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
Phone Dialer
امکانی در ویندوز که به کاربرد مکان شماره گیری از کامپیوتر خود میدهد
adaptive channel allocation
تامین کانالهای ارتباطی طبق نیاز به جای استفاده از یک مکان دهی ثابت
addressing
مکان دهی به کلمه داده ذخیره شده در حافظه با استفاده از آدرس مطلق آن
bot
Begining-Of-Tape علامت شروع مکان صبط اطلاعات روی نوار مغناطیسی
dragging
روشی که باعث میشودتصویر گرافیکی نمایش داده شده با مکان نما حرکت کند
His presentation was actually just a recital of names, places, and dates.
مطالب ارایه شده او
[مرد]
در واقع فقط شمارشی از نام، مکان، و تاریخ بود.
tracking symbol
علامت کوچکی روی صفحه نمایش تصویر که محل مکان نما را نشان میدهد
gaps
سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
gap
سیگنال توجه به علت مکان دهی نادرست نوک خواندن / نوشتن در رسانه ذخیره سازی
wats
Service Telephone WidaArea سرویسی که تعدادنامحدودی از مکالمات را درناحیهای وسیع از یک نقطه به هر مکان مجاز می سازد
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
sketching
روش گرافیک کامپیوتری که در ان دنبالهای از خطوط درطول مسیر مکان نما رسم شده یا طراحی می گردند
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
multipass overlap
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
retrieval
مکان دهی به حجمی از داده ذخیره شده درپایگاه داده ها وتولیداطلاعات ازداده
rubber banding
قابلیتی از CAD که به یک مولفه اجازه میدهد تا درطول صفحه نمایش بوسیله قلم الکترونیکی یا دستگاه ماوس به مکان مورد نظرکشیده شود
high resolution bit mapped display
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش
left justification
تغییر مکان عدد دودویی به سمت چپ عدد
intransit
در حال تغییر مکان در حال سفر یاانتقال
arm
وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com