English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English Persian
universal symbol نماد همگانی
Other Matches
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
nonquota همگانی
generals همگانی
communal همگانی
generable همگانی
wall-to-wall همگانی
plenum همگانی
plenums همگانی
communally همگانی
general همگانی
universal همگانی
public همگانی
symbol نماد
symbolism نماد
agora همایشگاه همگانی
public building بنای همگانی
public health بهداشت همگانی
public instractions تعلیمات همگانی
semipublic نیمه همگانی
holocaust کشتار همگانی
universal complex عقده همگانی
mass education اموزش همگانی
long house ماوای همگانی
pissoir شاشگاه همگانی
universal trait صفت همگانی
pissoir ابریزگاه همگانی
hecatomb قربانی همگانی
family check کیش همگانی
cross examination بازجویی همگانی
universalization همگانی سازی
mass media رسانههای همگانی
generals جامع همگانی
general جامع همگانی
public همگانی ملی
holocausts کشتار همگانی
utility صنایع همگانی
latrine ابریز همگانی
symbolist نماد ساز
mnemonic symbol نماد حفظی
father imago پدر- نماد
notate نماد کردن
phallic symbol نماد قضیب
notations نماد سازی
notation نماد سازی
tracking symbol نماد پیگردی
special symbol نماد ویژه
terminal symbol نماد پایانی
special symbol نماد خاص
symbology نماد شناسی
phallus نماد قضیب
phalluses نماد قضیب
symbolization نماد پردازی
symbolization نماد اوری
metasymbol فوق نماد
mother figure مادر- نماد
icon نماد تصویری
division sign نماد تقسیم
crutch نماد عصا
authority symbol نماد قدرت
asymbolia نماد پریشی
icons نماد تصویری
ikons نماد تصویری
distinguished symbol نماد متمایز
status symbols نماد منزلت
status symbol نماد منزلت
mother figures مادر- نماد
logic symbol نماد منطقی
father figure پدر- نماد
father figures پدر- نماد
phalli نماد قضیب
variable symbol نماد متغییر
abstract symbol نماد بی مسما
curved design نماد گردان
socialized medicine بیمه پزشکی همگانی
pogroms ازار وکشتار همگانی
pogrom ازار وکشتار همگانی
cafeteria messing ناهار خوری همگانی
holocausts اتش سوزی همگانی
holocaust اتش سوزی همگانی
public works کارهای ساختمانی همگانی
land sturm نام نویسی همگانی
public traffic رفت و امد همگانی
public domain software نرم افزار همگانی
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
symbol digit test ازمون نماد- رقم
punctuation symbol نماد نقطه گذاری
crowned design نماد تاج دار
terminating symbol نماد پایان بخش
flowchapt symbol نماد روند نما
flowchart symbol نماد نمودار گردشی
nonterminal symbol نماد غیر پایانی
common good خیر عمومی یا صلاح همگانی
kahn's test of symbol arrangement ازمون نماد ارایی کان
social security بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
indignation meeting مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
differential نماد متغیر انتگرال گیری [ریاضی]
simurg سیمرغ [نماد سمبلی مرغ آتش]
predefined process symbol نماد فرایند از پیش تعریف شده
Liberty [مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
gymnopaedic درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
lamp قندیل [این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com